نوشته محسن شایانفر از عیادتش با سیدمحمد قاضی تهیه‌کننده قدیمی

بانی‌فیلم: محسن شایانفر نوشته‌ای از شرح عیادتش از سیدمحمد قاضی تهیه‌کننده قدیمی در بیمارستان برای بانی‌فیلم فرستاده که بدون هرگونه دخل و تصرفی، عیناً می‌خوانید…

2 دقیقه مطالعه
یادداشت‌ها
نوشته محسن شایانفر از عیادتش با سیدمحمد قاضی تهیه‌کننده قدیمی
همه چیز خواهد پوسید، الّا قلبی که در آن عشقِ به خوب و نفرت از بد را نگه داشته باشی.. / درمیان شلوغی ایام، گاهی شنیدن مهربانی وانسانیت شعف بسیاری را به آدمی میدهم که منجر به انرژی زیستن میگردد۰۰۰۰دوهفته پیش شنیدم آقای سیدمحمدقاضی تهیه کننده پیشکسوت سینما دچارسکته گردیده ،سراسیمه به آی سیو بیمارستان مراجعت کردم که دریافتم دقایقی قبل به بخش منتقل شده خوشحال دویدم به بخش و درمیان پرستاران که درحال جابجایی وی بودن چشمهای خندان و توام با بغض وی را دیدم و اندکی بعد پسرو داماد و دختر و اهل منزل وی را دیدم وپس از حال واحوال سراغ دوستان را گرفت و گفتم همه برای شفای شما دستان را به سوی آسمان برده اند کلی انرژی گرفت و باوی خداحافظی کردم و به مجلس ختم مهردادفلاحتگر در مسجد الجواد رفتم،خانواده زنده یاد فلاحتگر نیز به دعوت بنده پس از شب هفت دربابل مجلس ترحیمی برای هنرمندان تهران تدارک دیده بودن وقتی به مسجد رسیدم جز،جلیل فرجاد،داریوش سلیمی ،سیدجمال ساداتیان وقاسم زارع و تعداد محدودی از فامیل زنده یادفلاحتی و آقای قاری قرآن کسی را نیافتم،بسیار آنروز نزد خانواده های آقای سیدمحمد قاضی و زنده یاد مهردادفلاحتگر خجالت کشیدم واینگونه بی توجهی همکاران هنرمند سخت بنده را آزرده کرد ۰ القرض صبح امروز جویای احوال آقای قاضی شدم بحمداله خوب بود و منزل استراحت میکردن ،از وی جویای احوال گردیدم فرمودن خیر و سعادت نثار آقای مرتضی شایسته باد که بجز خودت او هم به بیمارستان آمد و کلی مقابل خانواده خشنود شدم که بنده پس از ۵۵ سال فعالیت سینمایی و صنفی چندان هم بی کس وکار درحرفه ام نیستم پس از قطع تماس با آقای قاضی به رسم قدردانی با آقا مرتضی شایسته تماس گرفتم پس از احوالپرسی بغض گلویم را گرفت و به وی گفتم حق پدرو مادرت را بیامرزد تو سبب گردیدی که بنده در این دنیای فانی احساس تنهایی نکنم،تو سبب حفظ آبروی صنف نزد خانواده همکارم شدی ،دستانت را میبوسم که چون خودم بی اعتنا به این دنیای هزار رنگی۰۰۰۰۰خلاصه که یه ناهار مرا به دفترشان دعوت کردن و بی‌درنگ گفتم هرگاه دفترهستید بگویید ناهار بگیرم بیارم باهم بخوریم و کیف کنیم۰ درود برهمکار بی غل وغش سینمایی جناب آقا مرتضی شایسته