تولید و نشر موسیقی در ایران؛ همه سکوت کرده‌اند!

یک ناشر موسیقی با انتقاد از وضعیت صنعت موسیقی، نبود حمایت موثر از حقوق مولف، ضعف پلتفرم‌های داخلی و نگاه ابزاری به موسیقی را از مهم‌ترین عوامل رکود این حوزه دانست و تأکید کرد بدون تشکیل یک ستاد بحران موسیقی و همفکری همه فعالان این عرصه، نمی‌توان به آینده بازار موسیقی امیدوار بود.

12 دقیقه مطالعه
موسیقی
تولید و نشر موسیقی در ایران؛ همه سکوت کرده‌اند!
در پی گفت‌وگو با دو ناشر موسیقی، مطرح شد که این روزها بیشترین فشار بر دوش موسیقی مستقل و غیرتجاری است، همچنین بحران‌های اقتصادی، نبود حمایت‌های مؤثر و محدودیت‌های تولید، بدنه موسیقی را به سمت کوچک‌تر شدن سوق می‌دهد تا جایی که بسیاری از هنرمندان ناچار خواهند شد موسیقی را به شغل دوم تبدیل کنند. در راستای بررسی وضعیت نشر موسیقی، ایسنا این بار با علی عزیزی ـ ناشر موسیقی و مدیر موسسه فرهنگی و هنری آواز بیستون ـ گفت‌وگو کرد. در ادامه مشروح این گفت‌وگوی ایسنا را می‌خوانید. ـ به نظر می‌رسد در بحران و شرایطی مثل جنگ، اولین آسیب‌ها به حوزه‌های فرهنگی و هنری وارد می‌شود. شما این موضوع را در حوزه موسیقی چطور ارزیابی می‌کنید؟/ بزرگ‌ترین آسیبی که ممکن است به حوزه فرهنگ و هنر وارد شده باشد، به نظرم به موسیقی بوده است. از زمانی که فضای مجازی، اینترنت و بعد هم شبکه‌های اجتماعی گسترش پیدا کردند، موسیقی به صورت رایگان با همه همراه شد. این موضوع به حوزه موسیقی، به‌خصوص به تولیدکننده‌ها و ناشران، آسیب وارد کرد، چون موسیقی تنها نوازنده و خواننده نیست و تمام این‌ها اجزای یک مجموعه هستند. اما وقتی تهیه‌کننده سرمایه‌گذاری می‌کند، دیگر بحثِ صنعت موسیقی است. او سرمایه می‌گذارد و اگر این سرمایه برنگردد، طبیعتاً ضرر سنگینی می‌کند و دیگر حاضر نیست دوباره وارد این کار شود. متأسفانه از دهه ۸۰ به بعد فضای موسیقی آن‌قدر آسیب دید که به جرات می‌توانم بگویم آثار درست و اصیل به تعداد انگشتان دست تولید، تهیه و وارد بازار شده‌اند. بعد از آن هم عملاً کار قابل توجهی نداشته‌ایم. موسیقی یکی از پایه‌های فرهنگ این مملکت است و اگر فکری به حال آن نشود، این آسیب ادامه پیدا خواهد کرد. البته منظور این نیست که به منِ نوعی پول بدهند تا موسیقی تولید کنم؛ زیرا نه من چنین چیزی می‌خواهم و نه دیگران. از طرفی باید از تهیه‌کنندگان و ناشران موسیقی حمایت قانونی شود، اینگونه که اثری که تولید می‌کنیم، رایگان در اختیار فضاهای مختلف قرار نگیرد و بدون اجازه و در صورتی که نفعی برای تهیه‌کننده ندارد، مورد استفاده واقع نشود. شرایط نباید به گونه‌ای رقم بخورد که به ضرر سرمایه‌گذاران تمام شود. ـ تقریباً سه ماه است در شرایط پس از جنگ تحمیلی به سر می‌بریم. پیش از آن هم با بحران‌های دیگر روبرو بودیم، به نظر شما در این مدت چه تغییری در رفتار مخاطبان موسیقی مشاهده شده است؟ / مدت‌هاست که گوش مخاطبان ما عوض شنیدن موسیقی فاخر، موسیقی سنتی و موسیقی فولکلور و محلی، تحت تأثیر فضاهایی قرار گرفته است که موسیقی‌های لحظه‌ای را ترویج می‌کنند، همان چیزی که قدیم به آن موسیقی «کوچه‌بازاری» می‌گفتند. این نوع موسیقی‌ها سلیقه شنیداری مخاطب را تغییر داده و به نوعی دستکاری کرده‌ است. به همین دلیل، من تغییر خاصی در رفتار مخاطبان ندیده‌ام. البته درست است که مردم آرام‌آرام به سمت واقعیت‌های موسیقی برمی‌گردند، اما کافی نیست. مثلاً همین اجراهایی که در دوران جنگ برگزار شد؛ اجراهای خیابانی یا اجراهای جمعی و هر شکل دیگری که داشت، متأسفانه در آن‌ها از موسیقی اصیل و فاخر خودمان استفاده نشد و بیشتر به سمت موسیقی‌های هیجانی رفتند. حتی شنیدم برای اجراهای کوتاه هزینه‌های زیادی شده است. سؤال اینجاست چرا این هزینه‌ها صرف چنین موسیقی‌هایی می‌شود؟ چرا صرف موسیقی اصیل کشور نمی‌شود؟ ما صداهایی داریم که واقعاً طلا هستند؛ صدای آقای علیرضا افتخاری، استاد ناظری، آقای اصفهانی، آقای سراج و بسیاری از هنرمندان دیگر. برای اینکه یک صدا به چنین جایگاهی برسد، باید میلیاردها تومان هزینه و سال‌ها زمان صرف شود، اما امروز بسیاری از این هنرمندان خانه‌نشین شده‌اند و به حاشیه رفته‌اند. در مجموع طی این مدت نگاه خوبی به موسیقی وجود نداشته است و همچنان نگاه، ابزاری بوده است. ـ به نظر شما الان زمان مناسبی برای انتشار آثار جدید است یا بسیاری از هنرمندان ترجیح می‌دهند همچنان دست نگه دارند؟ / همه سکوت کرده‌اند و این سکوت کاملاً تحت فشار بازار است. نمی‌گویم این تصمیم عاقلانه است، اما به هر حال تسلیم شرایط و فشاری شده‌اند که به وجود آمده است. زمان مناسب برای انتشار اثر هنگامی است که بستر آن فراهم باشد. این بستر زمانی آماده است که حق کپی‌رایت، حق شاعر، خواننده، نوازنده و همه عوامل تولید رعایت شود. اما ما هیچ‌گونه قانون بازدارنده مؤثری در این مملکت برای رعایت کپی‌رایت نداریم. تنها قانونی که وجود دارد، «قانون حمایت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان» است که در سال ۱۳۴۸ به تصویب رسیده است، اما حتی یک درصد آن هم رعایت نمی‌شود و هیچ‌وقت هم به‌درستی اجرا نشده است. درحقیقت خود صدا و سیما، یکی از بزرگ‌ترین ناقضان قانون کپی‌رایت است. به‌شخصه روزانه حداقل نیم ساعت تا یک ساعت از آثارم را از رسانه‌های مختلف می‌شنوم، بدون اینکه حتی خبر داشته باشم یا یک ریال از محل پخش آن به من برسد. امروز مثل گذشته نیست؛ همه آثار مالک، منبع و تهیه‌کننده دارند و عوامل اجرایی متعددی پشت آن‌ها هستند. همه این افراد باید در این چرخه دیده شوند، نه اینکه صرفاً چون اثری قابلیت پخش دارد، بدون اجازه منتشر شود. سؤال این است که چرا باید این اتفاق بیفتد؟ مگر ما در همین دنیا زندگی نمی‌کنیم؟ در کشورهای اروپا، آمریکا و بسیاری از کشورهای پیشرفته و حتی در حال توسعه، وقتی اینترنت فراگیر شد، قوانین و ساختارهایشان را ساماندهی کردند و فرهنگ استفاده از آثار را مدیریت کردند. اما هیچ کشوری به اندازه ما در حوزه فرهنگ، موسیقی، تئاتر و سینما از رعایت نشدن کپی‌رایت آسیب ندیده است. شما کافی است نگاهی به چند سال اخیر بیندازید، چند آلبوم شاخص منتشر شده؟ چند اثر ماندگار تولید شده است؟ با این همه خواننده، نوازنده و آهنگساز توانمند، می‌توانستیم هزاران اثر بزرگ و ماندگار داشته باشیم، اما متأسفانه چنین اتفاقی نیفتاده است. ـ تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد پس از جنگ‌ها و بحران‌ها، هنر گاهی به ابزاری برای بازسازی روحیه جامعه تبدیل می‌شود. آیا چنین ظرفیتی را در موسیقی ایران می‌بینید؟/ صددرصد. اتفاقاً موسیقی ایرانی اساساً بر پایه حماسه، عشق، علاقه و فرهنگ شکل گرفته است. موسیقی ما ظرفیت بسیار بالایی دارد و حتی به نظر من، از بسیاری از موسیقی‌های کشورهای درگیر جنگ هم قوی‌تر است. ما می‌توانیم با موسیقی فضای کشور را تغییر دهیم، حماسه ایجاد کنیم و به جامعه شور و امید بدهیم، البته نه شور لحظه‌ای و نه شور کوچه‌بازاری، بلکه شوری که واقعاً ماندگار باشد. هنوز هم آثار حماسی استاد شجریان و آقای افتخاری هر روز شنیده و پخش می‌شوند، چون آن آثار بوی حماسه می‌دهند. از دل همین ظرفیت می‌توان هزاران اثر ماندگار دیگر خلق کرد. استاد جلیل عندلیبی هنوز زنده است، استاد افتخاری هنوز حضور دارد، استاد ناظری هنوز در قید حیات است. ما می‌توانیم با همکاری این هنرمندان آثار حماسی تازه‌ای خلق کنیم و فضای جامعه را تغییر دهیم. اما متأسفانه کسانی که برای چنین موضوعاتی تصمیم می‌گیرند، به نظر می‌رسد آشنایی کافی با موسیقی ایرانی ندارند. اگر این شناخت را داشتند، از ظرفیت واقعی موسیقی ایران استفاده می‌کردند. اتفاق فرهنگی زمانی رخ می‌دهد که شعر حافظ، سعدی، مولانا، بیژن ترقی و دیگر شاعران بزرگ، چه کلاسیک و چه معاصر، بر بستر موسیقی اصیل ایرانی اجرا شود. سؤال اینجاست در این چند سال چه اتفاق مهمی برای موسیقی اصیل ما افتاده است؟ تقریباً هیچ. در دهه ۷۰ آثار محلی تولید می‌شد که در سراسر ایران شنیده می‌شد. آثار موسیقی سنتی تولید می‌شد که در تمام دنیا مخاطب داشت. حتی موسیقی ایرانی توانسته بود از طریق ماهواره‌ها مخاطبان گسترده‌ای پیدا کند و جایگاه خود را تثبیت کند. اما امروز متأسفانه چنین وضعیتی را نمی‌بینم. بعید می‌دانم بدون برنامه‌ریزی بتوان کار مؤثری انجام داد. مگر اینکه با اهالی موسیقی بنشینند، گفت‌وگو کنند و برنامه‌ریزی داشته باشند. ما می‌توانیم برنامه‌ریزی کنیم، مگر استادانی نداریم که هر کلامشان می‌تواند گره‌گشا باشد؟ ـ امروز هزینه تولید یک قطعه موسیقی، از مرحله آهنگسازی تا انتشار، نسبت به چند سال قبل چقدر تغییر کرده است؟/ ما هیچ فاکتور مشخصی برای این کار نداریم. اصلاً این‌طور نیست که مثل خرید یک کالا از سوپرمارکت، قیمت مشخصی روی هر بخش وجود داشته باشد. در موسیقی نمی‌توان گفت شعر چقدر قیمت دارد یا آهنگسازی چقدر. تنها چیزی که تا حدی قیمت مشخصی دارد، هزینه ساعت استودیو است. بقیه بخش‌ها کاملاً نامشخص و ارزش‌محور هستند. بااین‌حال هزینه‌ها نسبت به دو، سه یا پنج سال گذشته به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرده است. با توجه به تورمی که وجود دارد، قیمت‌ها لحظه‌ای تغییر می‌کند. طبیعی است که صنعت موسیقی هم از این شرایط اقتصادی تأثیر می‌گیرد و نمی‌تواند از آن جدا باشد. موسیقی هم یک صنعت است و افزایش هزینه‌ها مستقیماً بر آن اثر گذاشته است. بنابراین امروز هزینه‌های تولید موسیقی واقعاً بسیار بالا رفته است. آهنگ‌هایی اجرا می‌شوند که زمانی نامشان هم حکم شلاق داشت! ـ اشاره کردید که درآمد مستقیم از فروش آثار موسیقی در ایران بسیار محدود است. در این شرایط، انتشار یک قطعه جدید از نظر اقتصادی چه توجیهی برای هنرمند دارد؟/ واقعیت این است که هیچ توجیه اقتصادی ندارد. اصلاً نمی‌توان گفت انتشار یک اثر موسیقی امروز از نظر مالی به‌صرفه است، مگر اینکه کسی صرفاً از روی عشق و علاقه بخواهد کاری انجام دهد. اما کارِ عاشقانه هم یک مقطع کوتاه دارد و نمی‌تواند برای همیشه دوام داشته باشد. زمانی می‌توانیم به تولید ادامه دهیم که از تولیدکننده حمایت شود و اثری که تولید می‌کند، وارد بازار واقعی شود و مخاطب خودش را پیدا کند. اگر این اتفاق بیفتد، بسیاری از مشکلات به‌صورت طبیعی حل خواهد شد. من در تمام عمرم حتی یک برگ کاغذ یا یک ریال وام از دولت نگرفته‌ام. همه کارهایی که انجام داده‌ام با سرمایه شخصی خودم بوده است، چون آثارم وارد بازار می‌شد، فروش می‌کرد و درآمدش دوباره صرف تولید موسیقی می‌شد. من هیچ‌وقت پولی از موسیقی خارج نکردم، هرچه به دست آوردم، دوباره در همین حوزه سرمایه‌گذاری کردم و آثار ماندگاری تولید شد. اما امروز دیگر جرأت چنین کاری ندارم. با آن هنرمندان در ارتباط هستم، اما عوض تولید اثر، اکثرا افسوس می‌خوریم. من دیگر نمی‌توانم اثری تولید کنم، چون تولید موسیقی هزینه‌های بسیار بالایی دارد. اگر این هزینه را انجام دهم، بعد چه می‌شود؟ اثر وارد بازاری می‌شود که هیچ تضمینی برای بازگشت سرمایه در آن وجود ندارد. در بسیاری از کشورهای دنیا ابزارهای قانونی و سازوکارهای بازدارنده برای جلوگیری از استفاده غیرمجاز از آثار وجود دارد، اما متأسفانه در کشور ما، چون سال‌هاست نگاه درستی به موسیقی وجود نداشته و تا حدی نگاه مغرضانه بر آن حاکم بوده، این حمایت‌ها شکل نگرفته است. درست است که گفته می‌شود برای فرهنگ بودجه وجود دارد، اما این حمایت‌ها را در عمل نمی‌بینیم. از طرف دیگر، امروز آثاری در بازار پخش می‌شوند و روی صحنه اجرا می‌شوند که زمانی حتی بردن نامشان هم ممنوع بود. این تناقض نشان می‌دهد که هنوز سیاست مشخص و نگاه منسجمی نسبت به موسیقی وجود ندارد. ـ می‌توان گفت انتشار اثر موسیقی در این برهه از زمان بیشتر به ابزاری برای تبلیغ کنسرت و برندسازی شخصی هنرمندان تبدیل شده تا یک منبع درآمد؟/ بله. خیلی از صداهای جوان، به‌ویژه در موسیقی پاپ، یک اثر منتشر می‌کنند و آن را برای شناخته شدن وارد بازار می‌کنند و بعد بتوانند به اجرای صحنه‌ای برسند. اجرای صحنه‌ای اما مختص به همان لحظه است و بعد از اتمام مصرف و ماندگاری ندارد. اگر واقعاً می‌خواهیم برای فرهنگ این کشور کاری انجام دهیم، به موسیقی ماندگار نیاز داریم که سال‌ها بعد هم شنیده شود و نشان دهد فرهنگ ما زنده است. من بیشتر از هر چیز نگران فردا هستم؛ نگران روزی که موسیقی اصیل تولید نکنیم و جوانان دیگر به این نوع موسیقی گوش ندهند. واقعاً باید از آن روز ترسید. قفسه‌های فرزندان ما نباید از کتاب، نوار، آثار موسیقایی و هر آنچه اصالت دارد خالی باشد. من از نسل آینده نگرانم، اینکه فرزند من فردا قرار است به چه موسیقی‌ای گوش کند و با چه فرهنگی رشد کند. ـ پلتفرم‌های آنلاین تا چه اندازه توانسته‌اند به بازگشت سرمایه تولید موسیقی کمک کنند؟/ متأسفانه پلتفرم‌های داخلی بسیار ضعیف عمل کرده‌اند و حتی پنج درصد نیاز این حوزه را هم پاسخ نمی‌دهند. پلتفرم‌های خارجی طبیعتاً سازوکار خودشان را دارند و جایگاه مشخصی برای خودشان ایجاد کرده‌اند، اما پلتفرم‌های داخلی به تقویت نیاز دارند. می‌توانیم نمونه‌های موفق تجربه کشورهای دیگر را بررسی کنیم، ببینیم آن‌ها چه کرده‌اند و از الگوهای موفق استفاده کنیم. مشکل اصلی این است که پلتفرم‌های داخلی ضعیف هستند، چون تقریباً همه آثار به‌صورت رایگان در دسترس قرار گرفته‌اند. من همین حالا اگر نام آثار خودم را در اینترنت جست‌وجو کنم، می‌بینم با ده‌ها کیفیت مختلف و به‌صورت رایگان منتشر شده‌اند. پلتفرم‌های خارجی در نهایت متعلق به بازارهای خارج از کشورند و نمی‌توانند مشکل اصلی ما را حل کنند. فرهنگ موسیقی باید ابتدا در داخل کشور سامان پیدا کند. وقتی زیرساخت‌های داخلی قوی شوند، طبیعتاً تعامل با پلتفرم‌های خارجی هم اثرگذاری بیشتری خواهد داشت. ـ پیش‌بینی شما از آینده بازار موسیقی چیست؟/ چندین سال است که سکوت مطلق بر این حوزه حاکم شده است. تهیه‌کنندگان، ناشران، شاعران، ترانه‌سرایان، آهنگسازان و نوازندگان ما عملاً کم‌کار یا خانه‌نشین شده‌اند و بسیاری از استودیوهای ما خاک می‌خورند. با این وضعیت، امید چندانی به آینده ندارم. البته هیچ مشکلی به خودی خود حل نمی‌شود. اگر قرار باشد تغییری ایجاد شود، باید برای آن فکر و برنامه‌ریزی کرد. ـ برای بهبود شرایط چه می‌توان اندیشید؟ / به نظر من، باید همه اجزا و اعضای این صنعت دور هم جمع شوند و یک مجموعه یا دفتر مشخص برای رسیدگی به این وضعیت تشکیل دهند. واقعاً باید یک «ستاد بحران موسیقی» ایجاد شود؛ جایی که همه افرادی که در این حوزه نقش دارند، کنار هم بنشینند و همفکری کنند. ما افراد متخصص، باتجربه و صاحب‌نظر کم نداریم. اگر همه این افراد کنار هم قرار بگیرند، می‌توان راه‌حل‌های عملی پیدا کرد. از طرف دیگر، امروز از نظر فناوری، زیرساخت‌های آی‌تی و اینترنت، امکانات بدی نداریم؛ اتفاقاً ظرفیت‌های خوبی در اختیارمان است. باید از این امکانات به‌درستی استفاده کنیم. من خودم می‌توانم به شکل‌های مختلف کمک کنم و افراد زیادی را هم می‌توان کنار هم جمع کرد تا در یک اتاق فکر بنشینند و برای خروج از این وضعیت راهکار ارائه دهند. نجات موسیقی وظیفه همه ماست، برای نسل آینده باید این کار را انجام دهیم. اگر نتوانیم موسیقی را نجات دهیم، بخش مهمی از فرهنگمان را از دست داده‌ایم. احساس من این است که اگر همین روند ادامه پیدا کند، موسیقی به معنای واقعی کلمه دیگر جایگاه گذشته‌اش را نخواهد داشت.