یادداشت اوس محمود؛ «کی به کیه، همه جا تاریکیه»!
یادداشت / جبار آذین
4 دقیقه مطالعه
یادداشتها

اوس محمود بعد از مدتها دمغ و کم حوصله و در حالی که سگرمههایش آویزان بود، سراغم آمد و بعد از سلام و احوالپرسی مختصر، مانند همیشه بدون اینکه به من، مجال صحبت دهد، بلندگویش را روشن کرد و کلی از زمین و زمان و اوضاع بد مملکت و بیلیاقتی مسئولان گفت و هر چه نقل و نبات بود، نثار نامدیران و مقامداران اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و هنری و سینمایی و صدا و سیمایی کرد و گفت: آقاجان، من این بار خودم دست به قلم شدم تا هرچه دلم خواست که در واقع حرفها و خواستههای ملت هم هست را به گوش ناشنوای نامسئولان که نه به گوش آنهایی که هنوز وجدانشان نمرده و گوش شنوا دارند برسانم.
گفتم: خیلی هم عالی و از اینکه در کنار بیل، قلم هم به دست گرفتهای، بسیار خوشحال هستم.حالا چه چیزهایی نوشتهای؟
گفت: همان چیزهایی که همه میدانند و در دل میگویند، اما کمتر کسی به زبان میآورد.
تا آخرِ حرفهای اوسا را خواندم و دانستم که قرار است با این یادداشتی که نوشته دمار نامسئولان را در آورد و دست من و خودش کار دهد، گفتم: یادداشت را بده تا بخوانم و ببینم چه نوشتهای؟!
اوسا قبل از دیدن تکه کاغذی که روی آن چیزهایی نوشته بود را بدهد. باز هم قدری سخن پراکنی کرد و سرانجام یادداشت را داد. در حال مطالعه نوشته او بودم که گفت: چیزهای تازهای نیستند، ولی باید میگفتم و مینوشتم و پای آن هم میایستم.
از شر از ما بهتران و نامسئولان به خدا پناه بردم و نامه سرگشاده اوس محمود را خواندم، گرچه اندکی تند بود، ولی ساده و صمیمانه و صادقانه نوشته شده بود.
به او گفتم: خوب است،حالا میخواهی آن را منتشر کنم؟
گفت: بله و البته بدون سانسور!
گفتم: بله، حتما. و اکنون شما یادداشت اوس محمود را
در ادامه به قلم و بیان صادقانه او، بدون سانسور میخوانید و امیدوارم صندلینشینان قدرت هم در هر پست و مقام، آن را بخوانند و به جای ترش کردن در باره مفاد آن فکر و کلاه خود را قاضی کنند.
■ نامه سرگشاده اوس محمود
آقا ما تو این مملکت چیکارهحسنیم؟ موقع تصمیمگیری، کسی برای ما ملت، تره هم خورد نمیکند، اما هنگام رایگیری و راهپماییها و تظاهرات، عزیز و نورچشمی میشویم. این وضع برق و آبمان و آن هم اوضاع گرانی. این از خالی شدن مساجد و سینماهایمان از ملت و این هم از اربعین که قربون آقا برم، میلیاردها تومن پول ملت را در این راه خرج میکنیم و دست آخر برادران عراقی، میریزن و انبارهای مارو غارت میکنند. آقایون میروند با چین و روسیه قراردادهای آن چنانی میبندند تا مثلا از ما و کشور در برابر حمله این و آن دشمن، دفاع کنند، ولی توی جنگ دوازده روزه اسرائیل جنایتکار و رئیس کله گندهاش آمریکا، نه چین و نه روسیه از جای خود تکان نخوردند، حتی یک کلام در حمایت از ایران حرفی نزدند، مسئولان سالها گفتند، چون حامی مستضعفان ایران و جهان هستند به مردم پابرهنه دنیا و مردم مظلوم فلسطین کمک میکنند، گفتیم، ایوالله به این مسئولان خیر و انسان دوست. بماند که نه فقط از مستضعفان کشور حمایتی نشد و برعکس، بر ثروت و قدرت و مقام مستکبران و از ما بهتران افزوده شده و در عوض کرور، کرور پول و نفت و طلا و امکانات برای کمک به مستضعفان جهان از کشور خارج شد.
گرچه بخشی از اینها از جاهای دیگر سر در آوردند، اما بقیه آنها به عراق و سوریه و یمن و لبنان و غزه و... سرازیر شدند تا آنجاها برخلاف ایران خودمان آبادتر شوند، ولی عجیب این بود که آنجاها هم آباد نشدند، ولی از نظر نظامی قوی شدند تا با اسرائیل بجنگند، بعد از چند سال هم امروز میبینیم که متاسفانه غزه نابود و مردمانش شهید و آواره شدند، عراق در کنار آمریکا ماند، لبنان تو بغل اسرائیل رفت، سوریه میان قدرتها تقسیم شد و...
در واقع با حال و وضع ما مردم که روز به روز گرانی و فساد پدرمان را در میآورند و سینما و صدا و سیمایمان، همچنان شعار سر میدهند و دری وری پخش میکنند و بر تعداد اشراف و مناطق اشرافینشین و آلونکها و پابرهنهها اضافه شده و میشود، ما مردم باید دلمان را به چه چیز این مملکت و این نامسئولان خوش کنیم.
این تازه تمام مصیبتهای ما توی کشور نیست، اما میخواهم بدانم، هیچ پدر آمرزیدهای در این کشور پیدا نمیشود که حرفی برای گفتن و درست شدن این اوضاع ناراحت کننده داشته باشد؟
اصلا کسی هست که جواب این مسائل و مرا بدهد؟
اینجا کی به کیه، چرا همه جا تاریکیه؟
قربان همگی، "اوس محمود بنا و معمار"
نامه اوس محمود را مطالعه کردید،نظر و قضاوت با شما.
درود و ارادت