درباره «همت» به کارگردامی کلوئی ژائو/ Hamnet

بازنمایی فقدان در سینمای شاعرانه

نویسنده: المیرا ندائی

5 دقیقه مطالعه
سینمای جهان
بازنمایی فقدان در سینمای شاعرانه
فیلم Hamnet- اثری ۱۶۵ دقیقه‌ای تولید مشترک انگلیس و آمریکا/۲۰۲۵- اقتباسی سینمایی از رمان تحسین‌شدهٔ مگی اوفارل/ Maggie O’Farrel است که نخستین بار در سال ۲۰۲۰ به نگارش درآمد. فیلمنامه‌ی این اثر که حاصل همکاری مشترک مگی اوفارل و کلوئی ژائو/ Chloe Zhao- کارگردان Hamnet - است، به‌جای روایت مستقیم تاریخ، به بازسازی عاطفی آن می‌پردازد. فیلم نه دربارهٔ ویلیام شکسپیر به‌عنوان اسطورهٔ ادبی، بلکه دربارهٔ غیاب، سوگ و تأثیر مرگ بر زیستِ خلاقهٔ انسان است. «Hamnet» از همان ابتدا اعلام می‌کند که قصد ندارد زندگی‌نامه‌ای متعارف باشد؛ بلکه تلاشی است برای بازخوانی رنجی خاموش که در حاشیهٔ تاریخ ادبیات باقی مانده است. نتیجه، فیلمی است تأملی، آهسته و عمیقاً درون‌نگر که بیش از آنکه روایت کند، احساس می‌سازد./ 🔘اقتباس: ترجمهٔ عاطفه، نه بازگویی روایت / اقتباس «Hamnet» از رمان اوفارل، نمونه‌ای شاخص از انتقال ادبیات به سینما بدون خیانت به زبان مستقل تصویر است. فیلم، همانند رمان، ساختار خطی را کنار می‌گذارد و با رفت‌وآمد میان زمان‌ها، تجربهٔ فقدان را به‌مثابه وضعیتی مداوم بازنمایی می‌کند. تمرکز اصلی اقتباس نه بر شکسپیر، بلکه بر اگنس/Agnes همسر او -با بازی مقبول Jessie Buckley - و بر مرگ فرزندشان، همنت، است. این جابه‌جایی کانون روایت، تاریخ را از منظر زنانه و مادرانه بازمی‌خواند و به فیلم اجازه می‌دهد از دام روایت‌های مردمحورِ زندگی‌نامه‌ای بگریزد. اقتباس در اینجا نه بازتولید داستان، بلکه بازآفرینی حسِ اندوه است./ 🔘کارگردانی: سینمای سکوت و جزئیات/ کارگردانی «Hamnet» بر پایهٔ حذف استوار است: حذف دیالوگ‌های توضیحی، حذف اوج‌های دراماتیک متعارف و حذف تأکیدهای موسیقایی اغراق‌آمیز. کارگردان ،کلوئی ژائو، با تکیه بر میزانسن‌های ساده، قاب‌های طولانی و ریتم کند، فضایی می‌سازد که مخاطب را وادار به مشارکت عاطفی می‌کند. دوربین ووکاش ژال/ Łukasz Żal لهستانی، اغلب ناظر است، نه مداخله‌گر؛ فاصله‌اش را حفظ می‌کند و اجازه می‌دهد درد شخصیت‌ها در سکوت شکل بگیرد. این انتخاب جسورانه، اگرچه ممکن است برای برخی تماشاگران چالش‌برانگیز باشد، اما با منطق درونی فیلم و مضمون فقدان همخوانی دارد.: 🔘بازیگری: درون‌ریزی به‌جای برون‌ریزی/ بازیگری در «Hamnet» مبتنی بر کمینه‌گرایی است. نقش اگنس با اجرایی کنترل‌شده و عمیق همراه است؛ بازی‌ای که اندوه را نه در اشک و فریاد، بلکه در نگاه، مکث و حرکات کوچک بدن نشان می‌دهد. شخصیت او زنی است پیوندخورده با طبیعت، حافظه و شهود، و بازیگر با پرهیز از ملودرام، این کیفیت‌ها را به شکلی تدریجی و باورپذیر منتقل می‌کند. نقش شکسپیر -با بازی پل مسکال/Paul Mescal- نیز آگاهانه در حاشیه نگه داشته شده؛ او حضوری غایب-حاضر دارد، انسانی که ناتوانی‌اش در مواجهه با سوگ، به اندازهٔ اندوه اگنس معنادار است. این توازن بازیگری، فیلم را از تبدیل شدن به پرتره‌ای یک‌سویه بازمی‌دارد./ 🔘سینماتوگرافی: طبیعت به‌مثابه حافظه/ فیلم‌برداری «Hamnet» نقشی بنیادین در شکل‌گیری معنای اثر دارد. طبیعت - جنگل‌ها، دشت‌ها، نور خورشید و تغییر فصل‌ها - نه پس‌زمینه، بلکه بخشی از روایت است. قاب‌ها اغلب باز و تنفس‌دارند، گویی جهان بی‌اعتنا به رنج انسان ادامه می‌دهد. استفاده از نور طبیعی و رنگ‌های خاکی، حس زمان‌مندی و زوال را تشدید می‌کند. دوربین با حرکت‌های نرم و حداقلی، تجربهٔ زیستهٔ شخصیت‌ها را دنبال می‌کند، نه رویدادهای بیرونی را. در نتیجه، تصویر به حافظه‌ای بصری بدل می‌شود که سوگ را ثبت می‌کند./ 🔘موسیقی متن و طراحی صدا: حضور غیاب/ موسیقی متن فیلم -اثری تأمل برانگیز از مکس ریکستر/ Max Richter آهنگساز و پیانیست آلمانی انگلیسی - بسیار محدود و گزیده استفاده شده است. سکوت در «Hamnet» یک انتخاب زیبایی‌شناختی آگاهانه است؛ سکوتی که فقدان را ملموس می‌کند. طراحی صدا - صدای باد، پرندگان، قدم‌ها و نفس‌ها - جایگزین موسیقی می‌شود و به تجربه‌ای حسی و جسمانی از اندوه می‌انجامد. هرجا موسیقی وارد می‌شود، نه برای هدایت احساسات، بلکه برای تشدید شکاف درونی شخصیت‌هاست./ 🔘تدوین: زمانِ شکسته/ تدوین فیلم، بازتابی از ذهن سوگوار است. زمان در «Hamnet» پیوسته و منسجم نیست؛ گذشته و حال در هم می‌لغزند و مرزهای زمانی محو می‌شوند. تدوینگران این اثر، کلوئی ژائو و آفونسو گونسالوس/ Affonso Goncalves آمریکایی-برزیلی، با توسل به این ساختار شکسته، تجربهٔ روانی فقدان را بازنمایی می‌کنند: لحظه‌ای که گذشته مدام به حال هجوم می‌آورد. اگرچه این انتخاب روایی گاه باعث کاهش ضرباهنگ می‌شود، اما در خدمت منطق احساسی فیلم باقی می‌ماند و به آن انسجام مفهومی می‌بخشد./ 🔘فرم و محتوا: هم‌نشینی شاعرانه/ در «Hamnet»، فرم و محتوا به‌طرزی کم‌نظیر هم‌پوشان‌اند. روایت غیرخطی، ریتم آهسته، سکوت‌های طولانی و قاب‌های طبیعی، همگی در خدمت مضمون فقدان و سوگواری‌اند. فیلم از بازنمایی مستقیم مرگ پرهیز می‌کند و به‌جای آن، بر اثرات ماندگار آن تمرکز دارد. این هم‌نشینی شاعرانه، فیلم را به تجربه‌ای تأملی بدل می‌کند که بیش از آنکه پاسخ دهد، پرسش می‌سازد./ 🔘نقاط قوت و کاستی‌ها/ از نقاط قوت اصلی فیلم می‌توان به انسجام زیبایی‌شناختی، بازیگری درخشان و جسارت در حذف عناصر متعارف درام اشاره کرد. «Hamnet» فیلمی است که به مخاطب اعتماد می‌کند و او را وادار به صبوری و تأمل می‌سازد. با این حال، همین ویژگی می‌تواند به نقطهٔ ضعف بدل شود: ریتم کند و فقدان گره‌های دراماتیک آشکار ممکن است برخی تماشاگران را از خود دور کند. فیلم عامدانه از جذابیت‌های روایی رایج فاصله می‌گیرد و بهای این انتخاب را نیز می‌پردازد./ 🔘جمع‌بندی/ ‏«Hamnet» اثری است شاعرانه، اندیشمند و عمیقاً انسانی که فقدان را نه به‌عنوان رویدادی تراژیک، بلکه به‌مثابه وضعیتی زیسته بازنمایی می‌کند. فیلم با تمرکز بر حاشیهٔ تاریخ، به قلب آن نفوذ می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه مرگ یک کودک می‌تواند به تولد یکی از بزرگ‌ترین تراژدی‌های ادبی جهان منجر شود. «Hamnet» فیلمی نیست که دیده شود و فراموش گردد؛ بلکه تجربه‌ای است که در سکوتِ پس از پایان، همچنان ادامه می‌یابد.