احمد مسجدجامعی: رهبر شهید به سعدی و حافظ علاقه داشتند
قائممقام رئیس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی با اشاره به اینکه رهبر شهید درباره شعر و ادب آگاهی داشتند، گفت: ایشان بر آثار سعدی و حافظ اشراف داشتند و بخش عمدهای از کتابهای رهبر شهید مربوط به آثار ادبی جدید بودند.
5 دقیقه مطالعه
فرهنگی

احمد مسجدجامعی در گفتوگو با ایرنا، درباره منزل آقای شهید ایران که در مشهد بود، توضیح داد: این منزل خود ایشان است و نه منزل پدری ایشان، منزل پدری داستان دیگری دارد. در یک سفر که از قضا روز فردوسی ۲۵ اردیبهشت بود به مشهد مشرف شدم، منزل خودشان را دیدم.
قائممقام رئیس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی با بیان اینکه هنوز خانه باقی مانده است، افزود: در حالی که خانههای پیرامون آن برج شده و این خانه در گودالی قرار گرفته است، به نظر میرسد همه خانهها شبیه هم بودهاند. بنا با حدود ۲۵۰ مترمربع مساحت در سبک دهه ۳۰ و ۴۰ با آجر و آهن ساخته شده است.
او افزود: ساختمان یک در ماشینرو دارد و یک در برای ورود انسان به ساختمان است، در حقیقت میتوان گفت به نوعی بیرونی و اندرونی دارد، البته نه به سبک قدیم که حیاطهای متفاوت وجود داشت، این حیاط واحد است. در حیاط خانه چند نهال معمول میوه مخصوص شرایط اقلیمی مشهد کاشته شده است.
به گفته وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی، ساختمان یک بالکن که با دو پله که جلوی آن نرده است، به حیاط میرسد. اتاقها با پنجرههای سراسری رو به حیاط باز میشوند، قدیمترها تابستانها در بالکن فرش پهن میکردند، پتو و پشتی میگذاشتند، مینشستند چای میخوردند و از مهمان پذیرایی میکردند.
مسجدجامعی در توضیح درباره بخشهای مختلف منزل رهبر شهید در مشهد، گفت: وقتی وارد آن ساختمان میشویم، آشپزخانه و طرف دیگر کتابخانه قرار دارد. وسایلی از جمله یخچال، چراغ گاز، آبمیوهگیری برقی در آشپزخانه است، چرخ خیاطی پدالی است نه برقی، زیراندازها فرش نیست اما خوب است. خانه زیرزمینی با حوض زیبا دارد، در آن زمان خانهها چنین حوضهایی برای تابستان داشتند.
کتابهایی که بر اساس گزارش ساواک تهیه شدند
مسجدجامعی با اشاره به کتابخانهای که در منزل رهبر شهید وجود داشت، توضیح داد: در اینجا کتابخانه هم هست، کتابخانه قلب این خانه است. حساس شدم که آیا این کتابها همان کتابهایی است که ایشان داشتند، بعید بود زیرا خانه توسط عدهای خریداری شده و دوباره به دست ایشان برگشته و در اختیار آستان قدس است. پرسیدم که این کتابخانه همان کتابخانه قدیمی ایشان است و از همان سالها باقی مانده است؟ پاسخ مثبت دادند؛ خوشحال شدم زیرا حتما کتابهای ایشان پشتنویس و حاشیه دارد.
او ادامه داد: اما گفتند این کتابهای ایشان براساس گزارش ساواک تهیه شده است، ساواک کتابها را جمع کرده و برده است، اما فهرستی از کتابهایی که ایشان میخواندند از آن باقی مانده است که در پرونده ایشان در ساواک بود، آن فهرست را آوردند و بر اساس آن کتابها دوباره تهیه شد.
این پژوهشگر فرهنگی با بیان نکاتی درباره کتابهای کتابخانه رهبر شهید گفت: یک قسمت کتابهای مرتبط با حوزه دین است و هر یک از علما این کتابها را داشتند، البته در آن زمان اینطور بود که علمای بلاد و روحانیون کتابخانه داشتند، در برخی از کتابخانهها آثار چاپ سنگی و چاپ سربی هم بود، کتابهای قدیمی و جدید هم بودند. اینجا هم این قبیل کتابها وجود دارد، برای مثال «بحارالانوار» را همه علما دارند و یکی از کتابهای پرارجاع است، همچنین کتاب «احقاق الحق» را داشت که سیدشهابالدین مرعشی نجفی تصحیح درخشانی کردند و برایش مقدمه و پاورقیهای فراوان نوشتند.
مسجدجامعی افزود: کتابهایی مانند «اصول کافی»، «شرح لمعه» را داشتند؛ داشتن این کتابها طبیعی است، زیرا ایشان روحانی بودند و وجه روحانیت ایشان برجسته بود، به یاد دارم در همان سالها استادی داشتند که به او حاج آقا مرتضی شیخ میگفتند، پسر حاج عبدالکریم حائری بنیانگذار حوزه علمیه قم بود. او بر اساس دادههایی که داشت پیشبینی کرده بود که آقای خامنهای جوان در آینده یکی از مراجع یا بزرگ علمای خراسان میشود، مراجع بزرگ خراسان خیلیها بودند، ما دو حوزه مشهد و قم را داشتیم، بزرگ علمای اینها با هم قابل تطبیق است و به نوعی مرجع هم میشوند، این مساله از همان سالها گفته میشد.
رهبر شهید به عنوان روحانی جوان ارتباطات اجتماعی گسترده داشتند
مسجدجامعی افزود: وجه علمایی و کار کتابخانه رهبر شهید جای خود را داشت. برخی از آثار موجود در کتابخانه ایشان با زمانه ارتباط داشت؛ زمانی گفتار فلسفی و زمانی «صلح امام حسن(ع)» که خودشان ترجمه کردند، همچنین آثار مرتضی مطهری، آقایان شریعتی، مهدی بازرگان، حسینعلی راشد و نویسندگان مصری مورد توجه بود، این کتابها در کتابخانه ایشان بودند، همچنین به عنوان روحانی جوان ارتباطات اجتماعی گسترده داشت.
او با تاکید بر اینکه بخش عمدهای از کتابهای رهبر شهید مربوط به آثار ادبی جدید بودند، بیان کرد: آثار ادبی قدیم را بیشتر علمای تهران و مشهد داشتند و با شعر و ادب آمیخته بودند؛ حافظ، سعدی، جامی و مولوی، اینها شعرهایی بود که میخواندند حتی شعرای جدید مانند ایرج میرزا، پروین اعتصامی، صادق سرمد، خوشدل تهرانی، شهریار را میخواندند، به خصوص به یاد دارم مناظرههای پروین را در منبرها میخواندند.
ایشان به شعر، ادب و آواز مسلط بودند
مسجدجامعی با اشاره به صدای خوش رهبر شهید، گفت: ایشان صدای خوشی هم داشتند و دستگاههای موسیقی ایرانی را میشناختند در خاطر دارم زمانی که به مشهد میرفتیم، هتل نمیرفتیم و به خانه شخصیتها و روحانیون مشهد میرفتیم و که خانههای بزرگی با بیرونی و اندرونی داشتند، بعد از دیدارهای معمول، دیدارهایی مانند گعده برگزار میشد که در آنها شعر میخواندند. گاهی هم اینها را در دستگاه میخواندند.
وزیر اسبق وزارت فرهنگ افزود: در جلسهای پدرم این شعر را با لحن بَم خواند که « گفتمش خورشید سرزد، ماه من بیدار شو/ گفت تا من خفته باشم چون برآید آفتاب» و ایشان شعری از عماد خراسانی را در اوج خواندند.
او افزود: ذوقیات در کار علما جایگاه ویژهای داشت، اجتماعیات ایشان هم با طبقات و گروههای مختلف همراه بود. در آن زمان طلبهها باید خودشان مدرسه و حجره را گرم و سرد و غذا تهیه میکردند، باید حاشیه شهر میرفتند تا یک منبریِ با تجربه شوند و همه اینها در زیبایی کلام و همراه بودن با مردم به آنها کمک میکرد.