از طعنه کارگردان حاضر در جشنواره تا پاسخ هنرمندان غایب

تاب‌آوری مصائبی تلخ

بانی‌فیلم: وقتی حضور هنرمندان در جشنواره۴۴ به شدت نزول کرد و غایبان حتی حاضر نشدند در نشست خبری فیلم‌هایی شرکت کنند که در آنها بازی داشتند، آن گاه بود که آتش عصبانیت حاضران در این جشنواره شعله‌ور و خشم غایبان افزون‌تر شد!

3 دقیقه مطالعه
سینمای ایران / یاددات ها
تاب‌آوری مصائبی تلخ
از منوچهر هادی و بازیگرش که از نیامدن‌‌ دیگران انتقاد کردند تا فیلمسازی مانند محمدحسین مهدویان که بازیگران معروف و غایب را ترسو خطاب کرد. دامنه این جدل‌ها که حاصل نگاه‌های وارونه به وقایع اسف‌بار و دردناکی‌ست که در روزهای اعتراضات دی‌ماه اتفاق افتاد و خانواده‌های بسیاری را عزادار کشته شدن عزیزان‌شان کرد. شدت و دامنه تألمات روحی مردم و غم خانواده‌های داغدار، چنان سنگین و افزون بر تحمل است که تاب‌آوری را سخت و عذاب‌آور می‌سازد. اگر از این زاویه‌ به کسانی که متألم از اندوه و غم هموطنان عزادار هستند نگاه کنید، دیگر نه آنها را ترسو خواهید نامید و نه به خاطر غیب‌شان، مورد شماتت قرار می‌دهید. چنان این شعله افروخته شده ناشی از تأثر و اندوه کشتار پاک‌ترین فرزندان ایران عزیز، سوزان است که احتیاج دارد تا بسیاری از مناسبات و ملاحظات را مورد بازنگری قرار داد و آنها را بازتعریف کرد. بحث غرض‌ورزی و اشکال‌تراشی نیست؛ موضوع اصلی این است، اگر کسانی که صرفاً ناظر این اندوه جانکاه هستند و داغ مرگ عزیزشان را در سینه ندارند، تنها برای لحظه‌ای -فقط لحظه‌ای- خود را به جای خانواده‌های داغدار بگذارند، آنگاه حجم مصیبت را خواهند فهمید. مسلم بدانید تحمل آن لحظه تلخ، برای خیلی‌ها طاقت‌فرسا و عذاب‌آور است. از همین روست که باید خیلی از منتقدان، در بیان و اظهارنظرهای‌ خود، احتیاط کنند. هر سخن و بیانی بدون ملاحظه زمان و شرایط روحی و روانی مردم و جامعه، رسماً نوعی دهن‌کجی به باورها و حرمت‌های هموطنانی‌ست که با بغضی فروخفته، نظاره‌گر گذر ایام هستند. آنها کم‌ترین انتظارشان، فهم و درک دیگران از اندوه جانکاه و همدردی‌ با آنهاست. با این نگاه نه کسی با نیامدن به جشنواره ترسو خوانده می‌شود و عده‌ای با آمدن‌شان شجاع‌دل! کمی منصفانه نگاه کنید و استنباط خود از شرایط واقعی را عوض کنید تا اگر حتی به واسطه حمایت‌ها و بهره‌مندی از امتیازها و موقعیت‌های خاص، خودتان را بالاتر از دیگران می‌دانید، باز حواس‌تان باشد که ابراز همدردی با مصیب‌دیدگان صرفاً نیاز به میزان درک و فهم معقول و حداقلی از وضعیت و شرایط جامعه دارد و ربطی به موقعیت‌ها و جایگاه‌های درست یا نادرست‌ ندارد… تلخی تحمل سوگ عزیز از دست دادگان، خود به تنهایی کمرها را خم کرده و سختی‌ها را بالاتر برده، دیگر نیازی به هیزم گذاشتن به شعله‌های این خشم فروخفته نیست. همان طور که نوشتیم، درک و فهم این شرایط کار چندان سختی نیست و بهره‌مندی حداقل از هوشی متوسط هم کافی خواهد بود… در اوضاع و احوالی که سرها در گریبان و هوا بس ناجوانمردانه شرد است و وقتی درد بسیار است و طاقت‌ها اندک، همدردی، نشانه انسانیت است و بلوغ فکری…