«داستان‌های موازی»؛ خوب، بد، متوسط!

آرای متفاوت منتقدان به آخرین ساخته اصغر فرهادی

کنکاش در نقدها بر فیلم تازه فرهادی نشان می‌دهد منتقدان سینمای فرهادی را با خودش مقایسه‌ کرده‌اند؛ مقایسه‌ای که از سینمای حرفه‌ای او در ایران تا حواشی دیگر آثارش را دربرمی‌گیرد.

6 دقیقه مطالعه
سینمای ایران
 آرای متفاوت منتقدان به آخرین ساخته اصغر فرهادی
به گزارش ایرنا، واکنش‌های گوناگون به فیلم تازه فرهادی در فستیوال کن، تنها با ستاره دادن مشخص نمی‌شود. هرچند فیلم فرهادی در جدول فعلی منتقدان پایین‌ترین امتیاز (۱.۳) از پنج را به دست آورده و حتی چند نمره صفر هم بر پیشانی دارد، اما ارزیابی نقدهایی که تا اینجا بر روی فیلم فرهادی نوشته شده‌اند، ما ایرانیان را با روی دیگری از بازتاب نسبت به فیلم کاملاً فرانسوی سینماگر مطرح‌مان، اصغر فرهادی مواجه می‌کند. نکته جالب توجه این است که اگرچه نشست خبری با حواشی سیاسی همراه بود و رسانه‌های داخلی نیز واکنش‌های متعددی نسبت به اظهارنظر فرهادی نشان دادند، اما در نقدهای تا اینجا به فیلم، نشانی از سیاست دیده نمی‌شود و تمرکزها بر خود فیلم و مهم‌تر از همه سینمای فرهادی است. /اولین ناامیدی واقعی کن ۲۰۲۶ / اولین تیتر متعلق به راجر ایبرت، [؟! توضیح: راجر ایبرت منتقد امریکایی سال ۲۰۱۳ درگذشته است] منتقد مشهور آمریکایی است که فیلم فرهادی را ناامیدکننده در کن دانسته است. او نوشته: پرسه زدن عبارت خوبی است برای توصیف «داستان‌های موازی» اصغر فرهادی، اولین ناامیدی واقعی کن ۲۰۲۶. او به گروه بازیگران فیلم اشاره کرده؛ نکته‌ای که عمدتاً خبرها نیز بر آن مانور داده بودند و رسانه‌ها از همکاری فرهادی به عنوان یک سینماگر ایرانی با بازیگران مطرحی چون ایزابل هوپرِ فرانسوی صحبت کرده بودند. «گروه بازیگران مشهور شامل ایزابل هوپر، ونسان کسل، ویرژینی افیرا و کاترین دنو نمی‌توانند فیلمنامه تقریباً نامنسجم فرهادی را نجات دهند.» /بهترین اثر فرهادی؛ پرتعلیق هوشمندانه و استادانه/ منتقد نشریه ددلاین، کاملاً برخلاف ایبرت، با کلماتی پرطمطراق فیلم را ستایش کرده است. جالب آنکه منتقد ددلاین فیلم را کاملاً بی‌اشتباه دیده و این قضاوت را برای ما که هنوز فیلم را ندیده‌ایم، سخت‌تر می‌کند. او نوشته: آنچه فرهادی ساخته در نهایت کاملاً اصیل و به‌طرزی لذت‌بخش، دقیق و استادانه است. این یکی از آن داستان‌های پرکشش با شخصیت‌های قوی است که از همان ابتدا مخاطب را درگیر می‌کند و لحظه‌ای رها نمی‌کند. حتی در چنین سناریویی پیچیده، هیچ لغزش یا اشتباه محسوسی دیده نمی‌شود؛ چیزی که در بیشتر فیلم‌هایی که پیش از کن دیده‌ام یا در خود جشنواره، معمول نیست. از نظر سبک و مهارت فیلم‌سازی، این شاید بهترین اثر فرهادی باشد و قطعاً برای من درخشان‌ترین فیلم او از زمان «جدایی» است. این مقایسه یعنی منتقدان، سینمای اصغر فرهادی را به خوبی می‌شناسند و اتفاقاً بی‌آنکه بداننم و بدانند، این اثر کاملاً فرانسوی را با آثار قبلی او که کاملاً ایرانی است، مقایسه می‌کنند. /یک ملودرام فرانسویِ که از کارهای قبلی فرهادی عقب‌تر است/ اصغر فرهادی یک ملودرام فرانسویِ بسیار ابلهانه ساخته است؛ این تیترِ نوشته‌ی منتقد والچر، یک نشریه آمریکایی است که از قضا سینمای فرهادی را با آثار ایرانی‌اش می‌شناخته است. از نقد او این طور برمی‌آید که اثر جدید فرهادی از آثار ایرانی‌اش، عقب‌تر ایستاده است. او نوشته: فرهادی در آثار ایرانی‌اش چنان با همدردی‌ها، لایه‌های اجتماعی و شخصیت‌های عمیقاً توسعه‌یافته ماهر بوده است که تماشای فیلمی از او که در آن هر شخصیت به گونه‌ای رفتار می‌کند که کاملاً ترکیبی به نظر می‌رسد، کاملاً سرگردان است. او در بخش‌های دیگر نقداش به رفتارهای غیرمنطقی کاراکترها و عمیق نبودن شخصیت‌ها اشاره کرده است. /شما قضاوت می‌کنید/ منتقد فیلم استارت به ویژگی مهم آثار فرهادی که منتقدان ایرانی نیز بارها بر آن تأکید داشتند، اشاره کرده است. او به درگیر شدن و قضاوت مخاطب می‌پردازد که از ویژگی‌های مهم فیلم‌های فرهادی است. او نوشته: «داستان‌های موازی هرگز به یک تریلر تمام‌عیار تبدیل نمی‌شود. برای این کار، فرهادی صحنه‌هایش را بیش از حد متعادل و بی‌هیاهو کارگردانی کرده است. لحظاتی که عمدتاً در دو آپارتمان یا کافه‌ها و متروهای نزدیک می‌گذرند، بیشتر بدون جار و جنجال فیلم‌برداری شده‌اند، اما این به تنش آسیبی نمی‌زند؛ زیرا فرهادی موفق می‌شود مخاطب خود را درگیر کند. شما بی‌طرف و بیرون از ماجرا نمی‌مانید، شما قضاوت می‌کنید.» این منتقد با اینکه اثر را کامل و تمام‌عیار ندیده، اما از آنجا که رگه‌های مهم سینمای فرهادی در اثر مشهود بوده، آن را همچون دیگر فیلم‌های کارنامه این کارگردان، درگیرکننده یافته است. / ردپای آن سرقت ادبی / با آنکه ما فکر می‌کنیم ادعای شکایت یکی از شاگردان فرهادی علیه او تقریبا فراموش شده اما واقعیت این ادعا در برخی نقدها آمده است.[اشاره به فیلمنامه «قهرمان» است که یکی از شاگردان کلتس فیلمنامه‌نویسی فرهادی گفته بود که فیلم قهرمان از روی سناریوی او ساخته شده. ادعایی که در محاکم قضایی نیز مطرح و پیگیری شد.] منتقد نوت‌بوک مدعی شده است: «در پنج سالی که از برنده شدن جایزه بزرگ کن برای «قهرمان» می‌گذرد، اصغر فرهادی زمان قابل توجهی را در تیتر اخبار سپری کرده است. آنچه بسیار کمتر از اتهامات سرقت ادبی که توسط شاگرد سابقش علیه او مطرح شد، مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت، حکم نهایی دادگاه بود که او را از هرگونه تخلفی مبرا کرد. حالا کارگردان ایرانی با داستان‌های موازی به کن بازگشته و به نظر می‌رسد مشتاق است مستقیماً با این جنجال روبرو شود؛ نه با انکار رابطه متزلزل بین هنر و تجربه زیسته، بلکه با نمایش دراماتیک آن.» ذهنِ عجیب و درهمِ اصغر فرهادی میان نظراتی که این روزها در فضای مجازی از سوی منتقدان منتشر می‌شود، نزدیک نبودن فرهادی به کاراکترها و عمیق نبودن او در شخصیت‌های داستانش، چندین بار تکرار شده است. منتقد ورایتی نیز این نکته را با عنوان «ذهنِ عجیب و درهمِ اصغر فرهادی» بیان کرده است. او نوشته: «در فیلم، نویسنده، وقتی فرآیند نوشتن را شروع می‌کند، هر بار چند حرف را با نوک انگشتانش می‌زند. با این حال، بعید است که یک نویسنده باتجربه این‌طور تایپ کند. این جزئیاتی جزئی اما گویاست، چون فرهادی معمولاً به اصالت وفادار است. اما در داستان‌های موازی، ایزابل هوپر با اداهای اغراق‌آمیزِ بداخلاقی، به نظر می‌رسد کمتر یک نویسنده واقعی را بازی می‌کند و بیشتر یک نسخه قالبی و سینماییِ کلیشه‌ای از یک نویسنده ارجمند فرانسوی را به نمایش می‌گذارد. شخصیت به نظر می‌رسد نه از دل تجربه، بلکه از ظرفی از کلیشه‌های عامه‌پسند برداشته شده و این در مورد بقیه فیلم نیز کم و بیش صادق است.» این‌طور به نظر می‌رسد که منتقدان، ضمن آشنایی نسبی و حتی کامل با کارنامه اصغر فرهادی، او را با پیشینه خود مدام مقایسه کرده‌اند و به این نتایج رسیده‌اند. بنابراین، ستاره‌های داده‌شده و آرایی که نشان از کم‌اقبالی به فیلم فرهادی تا اینجا دارد، از عقبه‌ای معقول نسبت به آثار او نشأت گرفته و پایه و اساس قابل اتکایی دارد که تا اینجا منجر به بروز چنین طیف گونه‌گونی از نظرات نسبت به فیلم او شده است.