نقد باید جامع و منقد جامع‌نگر باشند

یادداشت‌ /جبار آذین

4 دقیقه مطالعه
یادداشت ها
نقد باید جامع و منقد جامع‌نگر باشند
در جایگاه نقد و منقد و تاثیر نقدهای سازنده و برخوردهای تعاملی منقدان متعهد با هنرمندان و مردم،در جامعه تردید نیست و همچنین نقش تخریبگر نقدهای سطحی و غیرمسئولانه در مسیر رشد و تعالی هنر و هنرمند و فرهنگ سوزی و نگاه ناعادلانه و غیر تخصصی و گاه جهت‌دار منقدنماها بر همگان آشکار است. هدف اصلی و والای نقد و منقد باید تعامل با هنرمند در راستای شکوفایی او و هنر و خدمت به فرهنگ و مردم باشد. گرچه امروزه در عرصه‌های نقد و نقادی، مانند حوزه‌های تولید آثار هنری، دوغ و دوشاب قاطی شده، اما این رخداد بد و غلط نباید بر نگاه‌ها و تعامل‌های راستین، پرده کشد و هنرمند و منقد را از یکدیگر و جامعه دور کرده و به سوی رنجش و انزوا و دنیاهای صرفا شخصی سوق دهد. یک اثر هنری، به عنوان نمونه سینمایی، حاصل نگرش و تاثیرات درست یا نادرست چهار رکن اساسی است.گرچه در پای آن، امضای کارگردان و تهیه کننده و عوامل سازنده مهر می‌شود. اثر هنری و سینمایی در واقع محصول همکاری، تعامل یا نبود همکاری لازم و شایسته چهار رکن؛ هنرمند،مدیر هنری،منقد و مردم است و در این میان، مهم‌ترین رکن را نظر و باور و سلیقه و استقبال رکن چهارم، یعنی مردم تشکیل می‌دهد. به همین دلیل چون این چهار رکن در تولید آثار هنری و سینمایی، دخیل بوده و به فراخور جایگاه و اعتبار خود در تولید آن‌ها تاثیر دارند،لذا در نقد و بررسی آثار هنری و سینمایی،ضروری است که نقش و سهم هر کدام از آن‌ها مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد، اما برخلاف این اصل مهم و بنیادین،اغلب منقدان فقط و صرفا به نقد خود اثر توجه کرده و از پردازش سه رکن دیگر غافل‌اند.به همین علت، نقد و بررسی آن‌ها،جامع و کامل نیست، زیرا حمایت مالی و معنوی و چگونگی نظرات مدیران هنری و توجه و استقبال مردم،از این آثار در تولید و اکران و نمایش بسیار مهم‌اند و چه بسا بسیاری از آثار سینمایی و هنری به دلیل عدم حمایت‌های لازم و کاستی بودجه، مورد پسند کارگردان تولید نشده و یا به علت نفوذ و کارشکنی مافیای اکران، دیده نشوند. این طیف از منقدان، عمدتا به خود اثر پرداخته و آگاهانه یا ناخواسته، از تاثیر نقش مدیران هنری که با پشتیبانی‌های خود یا غیر آن در تولید و اکران فیلم‌ها سهم دارند و هم‌چنین تاثیرات نقدهای کامل دیگر منقدان غافل‌اند. مهم‌تر اینکه، نقش مردم که سرمایه‌های اصلی تداوم حیات و قوام سینما و هنر هستند را نادیده می‌گیرند. آن‌ها فلان فیلم و نمایش و سریال را فقط از منظر کیفیت ساختار هنری،نقش عوامل سازنده و مضمون و محتوای آن‌ها مورد بررسی قرار می‌دهند و به این نتیجه می‌رسند که آن‌ها خوب و متوسط و بد هستند. در حالی که آنچه می‌گویند و می‌نویسند،نظر و تحلیل شخصی آن‌ها است و با نظرهای مدیران و مردم ارتباطی ندارد و بسیار دیده شده که مردم فیلمی را پسندیده، ولی منقدان آن را کوبیده‌اند و از آن سو نیز فیلم‌هایی بوده که مورد تمجید منقدان واقع شده، لیکن مردم آن‌ها را نپسندیده‌اند.از همین رو،نقد و نقادی آن‌ها کامل نیست و نمی‌تواند یک نقد جامع و فراگیر باشد. متاسفانه اکثر نقدهای منقدان این گونه است. لذا بازنگری و بسط نگاه منقدان و نگارش نقد و نقادی،امری الزامی تلقی می‌شود و چنین نقدهایی که از جامعه شناختی آثار دور باشند، نمی‌توانند در تکامل و تعالی نقد و آثار هنری و جامعه،تاثیر لازم را داشته باشند، این منقدان گرچه ممکن است در چارچوب نقد مجرد آثار متبحر و حاذق باشند اما نقدهایشان‌ کاربردی و مانا و تاثیرگذار نیست و در فرهنگ‌ سازی ملی نقش مهم ندارد. بنابراین نقد جامع و کامل، باید به هر چهار رکن توجه کند و شرایط، امکانات و بضاعت تولید و اکران و اوضاع اجتماعی و نیازها و سلیقه‌های مردم را مدنظر قرار دهد. با آن‌که، نقد مجرد و محدود به نوبه خود قابل اعتناست،ولی هنر و هنرمند و سینما و فرهنگ‌ساز نیست. به عبارتی اگر فیلم و دیگر آثار هنری برای مردم تولید شده و ملی و مردمی‌اند،پس باید ملی، مردمی و تخصصی هم نقد شوند و در فرهنگ‌سازی ملی، نقش آفرین باشند.