سینمای ایران و نقش آن در حفظ اکو سیستم!
* جمشید پوراحمد
4 دقیقه مطالعه
سینمای ایران

دانشمندان مطالعهای شگفتانگیز انجام دادند.
قطره خون یک شرکت کننده زیر میکروسکوپ قرار گرفت و تصویر آن روی صفحه آن را به نمایش گذاشتند. آنچه مشاهده شد،حیرتانگیز بود: باکتریها به آرامی حرکت میکردند و ماکروفاژها، یعنی تیم نظافتچی خون کاملاً بیحرکت بودند.
باکتریها آزادانه پرسه میزدند، گویی در یک عصر آرام در حال قدم زدن هستند و ماکروفاژها در خواب عمیق، بدون توجه به وظیفهشان. ناگهان اتفاقی غیرمنتظره افتاد.
به شرکتکننده یک فیلم خندهدار نشان داده شد و با بهبود حال و هوای او، ماکروفاژها ناگهان بیدار شدند. یکی از آنها به طرف یک باکتری نزدیک چرخید و با اشتیاق واقعی شروع به بلعیدن آن کرد.
زمان ناهار نبود!این علم بود.
حال و هوای ما مستقیماً روی سلولهای ایمنیمان تأثیر میگذارد.
نکته عجیب این جاست: نمونه خون از بدن شرکتکننده جدا شده و در اتاقی دیگر قرار داشت. با این حال، تغییر حالت احساسی فرد، به نوعی روی خون او، از راه دور تأثیر گذاشت.
وقتی پژوهشگران فیلمهای ترسناک پخش کردند، نتیجه بر عکس شد. باکتریها فعالتر شدند، به سرعت تکثیر یافتند و حتی به ماکروفاژها حمله کردند، طوری که آنها مجبور به عقبنشینی شدند.
وضعیت آگاهی ما نقش حیاتی درحفظ اکو سیستم درونی بدن دارد واین فقط به خود ما محدود نمیشود. از آنجا که خویشاوندان ما با ما در یک خط خونی قرار دارند، وضعیت احساسی ما میتواند روی سیستم ایمنی آنها نیز تأثیر بگذارد، حتی در آنسوی کره زمین.
برخی به این پدیده «ایمنی خانوادگی» میگویند.
یک ساعتساز روزی داستانی تعریف کرد: هر وقت انگشت اشاره دست چپش شروع به لرزش میکرد، چیزی که کار دقیقش را غیرممکن میساخت، به جای ماساژ یا مصرف مکمل، به مادرش که هزاران کیلومتر دورتر بود زنگ میزد و میگفت:
مامان، باز نگران شدی؟! بس کن، من نمیتوانم اینطوری کار کنم!
حتی اضطراب خفیف مادر هم کافی بود تا فیزیولوژی بدن او را تحت تأثیر قرار دهد.
نتیجه؛ این که می گویند زندگی خودمه، هر کاری دلم بخواهد می کنم، دیگر معتبر نیست. وضعیت ذهنی ما فقط روی سلامتی خودمان تأثیر ندارد، بلکه روی سلامت عزیزان مان هم اثرگذار است.
تاثیرات دیدن اکثر فیلمهای فارسی در اکو سیستم ما و شما!
از تعداد ده شبکه قابلمه، اول، وسط و آخر فیلم«های کپی» را دیدم. تعداد شبکه های قابلمه، از شبکه های جم بیشتر است. فعالیت شرافتمندانه شبکه قابلمه تبلیغ چند کالاست، که تحویل آن فقط درب منزل است، پول کالا را دریافت و هیچ وقت به شما تحویل نخواهند داد!
چنانچه فیلم«های کپی» نود دقیقه باشد، شما محکوم به دیدن یکصد و هشتاد دقیقه آگهی قابلمه هستید!...توتال زمانی که برای دیدن فیلم «های کپی» هزینه می کنید، دقیقا چهار ساعت و نیم است. فیلم«های کپی» مرزهای حماقت و توهین به تماشاچی را شکسته! یک هواپیما از فرودگاهی پرواز و چهل سال بعد همان هواپیما به روی زمین می نشیند! بازیگر نقش اول فیلم با اینکه دقیقه و ثانیه سن این بزرگوار را می دانم، با یک محاسبه خوش بینانه، چنانچه مرتضی عقیلی قبل از سال ۵۷، چهل سال و با گذشت ۴۵ سال و بازی در فیلم« های کپی»«پیدا کنید پرتقال فروش را» که این هنرپیشه چند سال دارد؟!
من، نه برای آقای پورعرب و مرتضی عقیلی، بلکه برای تمام هنرمندان آرزوی سلامتی و عمرطولانی دارم.
اما مگر می شود در این سن سال و مدعی تکنوکرات بودن سینما و بارنگ و روغن نقش یک عاشقه پیشه را در مقابل احتمالا نتیجه خود بازی کرد؟! درفیلمهای توهمی، خیالی و مسخره هندی، قاعده و اصول فیلمسازی رعایت می شود و ما تا کی باید شاهد خیانت و سوء استفاده ازصدا و تصویر هنرمندانی باشیم، که یا درقید حیات نیستند و یا آرزوی برگشت به میهن خود را دارند.
نتیجه؛ تاثیر دیدن ۱۸۰ دقیقه تبلیغ قابلمه، تخریب و ویرانی روحی روانی آن بسیار کمتر از فیلم« های کپی» است.
به اعتقاد بنده هیچ چیز رقت بار تر از پرداخت بی وقت دیون معوقه به خود نیست و متاسفانه این شرایطی است که ناخواسته با ساخت فیلم های سینمایی، سینمای خانگی و تئاتر به وضعیت اسفبار سینما، تلویزیون و تئاتر تحمیل شده ...کاش دانشمندانی برای تحقیق این ویرانی داشتیم.