از یاد رفته‌ها و بر باد رفته‌های سینما

یادداشت / جبار آذین

4 دقیقه مطالعه
سینمای ایران / یادداشت ها
از یاد رفته‌ها و بر باد رفته‌های سینما
می‌گویند، سینما هم مانند سیاست، پدر و مادر ندارد، اما من گفته و نوشته‌ام و بازهم می‌گویم و می‌نویسم که، هر دو، هم پدر دارند و هم مادر. با این ویژگی‌ها که پدرها و مادرهای سیاست و سینما، ناتنی‌اند و یا نامشروع. ناتنی‌اند به این دلیل که هیچ ربطی به مقوله‌های فرهنگ و هنر ندارند و گزینش شده سیاست و مجریان گروه‌ها و جریان‌های سیاسی‌اند و چون اهل هنر و هنرمندشناس نیستند، جز خرابکاری و اتلاف سرمایه‌های مادی و معنوی و طرد و انزوای هنرمندان و جذب هنرفروشان مجیزگوی صاحبان قدرت و فرهنگ‌سوزی دستاوردی ندارند. نامشروع‌اند، چرا که پدر و مادران واقعی، خود زاده فرهنگ‌اند و فرزندانشان هم این گونه‌اند، بنابراین نامشروع و ناتنی‌اند و در واقع اشتباهی‌اند. در عرصه‌های سیاست و اقتصاد نیز همین‌طور است. کرسی‌داری نامدیران اشتباهی در چهار دهه اخیر، منجر به انحراف هنر و فرهنگ و سینما از مسیر فرهنگی و ملی شده و تولیدات بد و سطحی و ضعیف و مبتذل، به مرور جای آثار خوش‌ساخت و با محتوای اجتماعی در گونه‌های مختلف هنری و سینمایی را گرفته است. از نتایج این نوع نگرش و عملکرد، در محاق توقیف ماندن هنرمندان قدیمی، فیلم‌های توقیفی، گرایش به تولید فیلم‌های زیرزمینی، ادامه سکونت هنرمندان قدیمی در کشورهای خارجی، مهاجرت به ناچار گروهی از هنرمندان بعد از انقلاب و پیوستن آن‌ها به قدیمی‌ترها، ساختن اپوزیسیون از چندین هنرمند، انزوا و بیکاری ده‌ها هنرمند و... است. گرچه به علت آشفتگی‌های فراوان سینما، به جز آن کسانی که به جرم!سوپراستاری کنار گذاشته‌اند، چند بازیگر درجه یک و عده زیادی از بازیگران برای امرار معاش و تداوم دیده شدن به فعالیت در سریالهای شبکه خانگی رو آورده‌اند، لیکن گروه کثیری از هنرمندان دیگر که اهل هنرفروشی و مجیزگویی نیستند، یا خانه‌نشین شده و یا به مشاغل دیگر پرداخته‌اند تا شرمنده خانواده نباشند. گرچه گاه به مناسبت و یا بی‌مناسبت در جاهایی از هنرمندان آسمانی یاد می‌شود، اما از هنرمندان بیکار و منزوی و گرفتار توسط نامدیران و نامسئولان اشتباهی هنر و سینما، سراغی گرفته نمی‌شود و آن‌ها در بدترین شرایط با قرض و قوله و بدهی و یا مسافرکشی و کارگری و چند تنی با هنرنمایی در برخی اماکنی که چندان با هنر ارتباط ندارند، چرخ زنگ‌زده زندگی خود را می‌گردانند. از این گروه که طیف از یاد رفته‌ها را تشکیل می‌دهند، هنرمندانی هستند که با دریایی از رنج و اندوه، در یادداشت‌ها و گفت‌وگوهایی از این‌ که یک عمر به کار هنر و بازیگری پرداخته و امروز غریب و تنها و گرفتار به حال خود رها شده‌اند و همه جا عنوان می‌کنند از هنرمند بودن پشیمان‌اند و کاش در عوض هنر به کار دیگری می‌پرداختند تا به لطف نامدیران سینما و خانه سینما امروز بیکار و نادار و خجالت‌زده خانواده‌هایشان نباشند و این عده، همان بر باد رفتگان هستند. این‌ها فقط گوشه‌هایی از غلط‌های نامسئولان سینما و هنر است و معلوم نیست با وجود و رسوخ و نفوذ نامدیران، بی‌هنران، هنرفروشان و کاسبان فعال حوزه‌های فرهنگ و هنر و سینما تا چه زمانی می‌خواهد ادامه داشته باشد. با این حال، در این میان، دو نکته حائز اهمیت است. نخست رنج و اندوه و مصائب هنرمندان شریف خود و هنر نافروش، قابل درک و شایسته حمایت است، ولی مسئله مهم این‌که، آن‌ها چرا برای احقاق مطالبات به حق خود به حرکت در نمی‌آیند و صدای عدالت‌خواهی و حق‌خواهی خود را بلند نمی‌کنند تا نامسئولان و نامدیران خود به خواب زده شاید از خواب خرگوشی بیدار شوند؟ و دوم، درست است که اشتباهی‌های حاکم بر هنر و سینما و فرهنگ، این کاره نیستند، اما آیا انسان هم نیستند؟ اگر هستند و هنوز نشانه‌هایی از وجدان و انسانیت در وجودشان هست، چرا دست هنرمندان و اهالی هنر و قلم را نمی‌گیرند؟ به ویژه آن‌هایی که پیوسته در تریبون‌های مختلف از خدا و پیامبر و دین و اسلام و عشق و محبت سخن سر می‌دهند! نامسئولان و نامدیران و اشتباهی‌ها باید بدانند که صبر و تحمل اهالی هنر و قلم هم حد و حدود دارد.از همین‌رو تا بیش از این دیر نشده به خود آیند و به جای مقام، سیاست، پول در خدمت هنرمندان و مردم درآیند.

برچسب‌ها:

بانی‌فیلمسینمافرهنگ و هنرمسئولان سینماییجبار آذین