جابجایی در قدرت یا حکایت آشنای »از این جیب به اون جیب«!

مدیرعاملی اسعدیان، آغاز تحول در خانه سینماست یا افزایش فشار برای قبضه قدرت؟!

سکانس اول

5 دقیقه مطالعه
سینمای ایران / یادداشت ها
مدیرعاملی اسعدیان، آغاز تحول در خانه سینماست یا افزایش فشار برای قبضه قدرت؟!
**بانی‌فیلم:** پس از کشاکش‌های کلامی که میان جناح‌های منتفع و مرتبط با سینما وجود داشت و دارد، به نظر می‌رسد گروهی که اعضایش رکورد بیشترین حضور در شوراها و جمع‌های نزدیک به قدرت را دارند، در یک تغییر تاکتیکی برای تنازع بقا و ایجاد موازنه، پایگاه‌های قدرتش را گسترده‌تر کرده باشد و چه جایی مناسب‌تر از صندلی مدیرعاملی خانه سینما؟! انتشار خبر نشستن همایون اسعدیان روی صندلی مدیرعاملی خانه سینما اگرچه نابهنگام بود اما اصلاً تعجب‌آور‌ نبود. این تغییر شاید به این دلیل بود که علی دهکردی مدیرعامل مستعفی خانه سینما، عملکردی نسبتاً مستقل و بی‌حاشیه داشت. این بازیگر به دلیل استقلال نسبی‌اش، تلاش می‌کرد بر مستقل بودن خود تاکید کند و به همین خاطر کمترین وابستگی را به طیف‌های مختلف قدرت داشت. تغییر او می‌توانست چرخه تصمیم‌سازی را به نفع هیات مدیره فعلی خانه سینما تغییر دهد. خانه سینما برخلاف بسیاری از نهادهای واقعی صنفی، همیشه یک سر بحران‌ها و تنش‌ها بود. در ماه‌های اخیر رویارویی میان برخی از صنوف تهیه‌کنندگان با ساکنان دائمی خانه‌ سینما‌، شدت بیشتری گرفت. این تقابل قدرت بحث و حدیث سالیانی‌ست که نقطه مشترک همه‌شان، اختلاف بر سر سهم بیشتر در شاکله قدرت است! خانه‌ سینمانشینان که از زمان جواد شمقدری، رییس پرحاشیه سازمان سینمایی، متوجه شدند که جریان مدیریت دولتی، قصد دارد دست آنان را از کانون‌های تصمیم‌گیری و مدیریتی سینما کوتاه کند، با تغییر رویه و قرار دادن خود در برابر سازمان سینمایی وقت، در قامت اپوزیسیونی ظاهر شدند که تکلیف‌اش را در این می‌دید که باید در مقابل مدیریت انحصارگرای دولتی بایستند. با اینکه عمر چهارساله مدیریت شمقدری به او اجازه نداد خیلی از طرح‌های محدودسازی‌اش را به مرحله اجرا بگذارد اما با این وجود آنقدر مهلت داشت که در مقابله‌ای بی‌نتیجه و تفرقه‌افکن، ساختمان تشکل صنفی خانه سینما را پلمپ کند! بدترین سناریویی که شمقدری و اطرافیانش در مواجهه با خانه‌سینمانشینان اجرا کردند، دادن بهانه به محمدمهدی عسگرپور و دور و بری‌هایش برای جا انداختن پروژه دو قطبی‌سازی کاذبی بود که هنوز پس از گذشت سال‌ها، اثرات مخربش همچنان بر روابط اهالی سینما سایه انداخته است. با بررسی رفتارهای اعضای هیات‌مدیره و مدیران عامل خانه‌سینما می‌بینیم که این نهاد صنفی سال‌هاست از جایگاه صنفی‌اش دور شده؛ خانه سینما در حال حاضر بیشتر نقش یک چکش‌ تعادل را در برابر مدیریت دولتی سینما برعهده دارد تا از طریق اعمال گاه و بی‌گاه آن، امتیازات یا موقعیت‌های خاصی را برای نزدیکان طیف فکری‌اش کسب کند. اعضای صنوف مختلف تهیه‌کنندگی با آگاهی از وضعیت مدیریت خانه سینما، تلاش‌هایی برای همسو کردن و ایجاد وحدت رویه میان خود با مسئولان این نهاد انجام داد که در بیشتر موارد حاصل چندانی در پی نداشت. مدیریت علی دهکردی پس از حاشیه‌سازی‌ها دوران مدیریت مرضیه برومند در مقام مدیرعاملی، ایجاد نوعی سوپاپ اطمینان و آرام کردن فضای ملتهب و دور کردن نگاه منتقدان بر فعالیت‌های گردانندگان اصلی خانه سینما بود. این فضای ملتهب بیشتر از آن که مرتبط با مدیریت مرضیه برومند باشد، حاصل شرایطی بود که منوچهر شاهسواری در خانه سینما به وجود آورده بود. به دلیل سوءمدیریت منوچهر شاهسواری در زمان مدیرعاملی‌اش و با وجود اینکه این تهیه‌کننده اسبق از مهره‌های سرشناس خانه‌سینمانشینان بود اما به خاطر عملکرد نادرستش، این گروه در میان جمع بزرگی از اعضای تشکل صنفی خانه سینما دچار بحران مقبولیت شده بود. ادامه روند مدیریت غلط شاهسواری حتی پس از ترک خانه سینما، تا دبیری جشنواره فیلم فجر در سال گذشته نیز ادامه داشت. شیوه نادرست برنامه‌ریزی و اجرای پرسش‌برانگیز شاهسواری تا جایی پیش رفت که انتقادات علیه‌اش از زمان رونمایی پوستر جشنواره آغاز شد و تا روز پایانی جشنواره و اهدای بحث‌برانگیز و پرابهام سیمرغ‌های بلورین ادامه داشت! ابقای این تهیه‌کننده اسبق در مقام دبیری جشنواره فجر امسال توسط رائد فریدزاده، با وجود عملکرد اسف‌بارش در دوره گذشته، حرف و حدیث‌های زیادی به همراه داشت که بعضی‌ها‌ از تاثیر لابی قدرت هدایت کنندگان خانه سینما در صدور حکم دبیری با وجود مدیریت غلط شاهسورای در سال گذشته خبر می‌دادند. (نخستین نشست فریدزاده پس از گرفتن حکم ریاست سازمان سینمایی با هیات مدیره خانه سینما را یادتان هست؟!) حکمی که امروز عسگرپور به همایون اسعدیان داد، حکایت‌ تازه‌ای از چینش مهره‌های همسو برای سکانداری قدرت و برهم زدن کانون‌های قدرتی‌ست که اعضای طیف فکری خانه سینما در آنجاها حضوری کمرنگ و بی‌تاثیر دارند. از آنجایی که تجربه ثابت کرده نهادهای خواستار قدرت، وقتی بر صندلی‌های تصمیم‌گیری تکیه می‌زنند، محصولش بهره‌مندی بخش بزرگی از نزدیکان به آن طیف خاص است، اما حالا قضییه کمی فرق دارد چرا که طرفداران و بهره‌مندان از موقعیت‌های ویژه باید این موضوع را در نظر داشته باشند، که در حال حاضر، کفگیر بودجه دولت، به ته دیگ خورده و اساساً پول چندانی در کیسه سازمان سینمایی نیست که صرف پروژه‌های سفارشی و بی‌خاصیت شود! با وجود داشتن نگاه انتقادی به این جابجایی در قدرت خانه سینما و به خاطر اینکه اساسا انتصاب همایون اسعدیان را مصداق «از این جیب به اون جیب» می‌دانیم اما برای او در مقام پانزدهمین مدیرعامل خانه سینما، آرزوی توفیق می‌کنیم و امیدواریم در پیشبرد طرح‌هایی که به نفع سینما و جامعه سینمایی‌ست، موفق عمل کند. انشااله…

برچسب‌ها:

بانی‌فیلمخانه سینماهمایون اسعدیانجابجایی در قدرتجنگ قدرت