نگاهی به چهار دهه حضور و فعالیت زنان در سینما تحول زنان در سینما - بخش دوم
درخشش زنان، نمونههایی از آثار خوب سینمای ایران در دهه هفتاد
*جبارآذین / منقد و مدرس سینما
4 دقیقه مطالعه
سینمای ایران

تداوم تغییر و تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی که سینمای ایران،نمایه بخشهایی از آن در قالب فیلمهای سینمایی بود در دهه هفتاد، فزونتر و چشمگیرتر شد و زنان در این دهه،نه در گوشهها و حاشیهها که اکنون در کنار مردان سینماگر و گاه دیدنی و ملموستر در سینما جلوه کردند.
رونق تولید و روآوری هنرمندان تازه نفس و خوشفکر و معرفی استعدادهای جدید زنان هنرمند و تئاتریها، دستاوردهای مهم جشنواره فیلم فجر و آشتی و دوستی مجدد مردم با سینما و وجود بارقههای محتوا محوری و قائل شدن ارزش و احترام برای هنرآفرینان زن در سینما،سبب امیدبخشی بیشتر سینمای ایران شد.
تولید فیلمهای مطرح و متنوعی مانند: سگ کشی، زیر پوست شهر، آژانس شیشهای، نسل سوخته، ایران سرای من، بازمانده، روبان قرمز، عروس آتش، مرسدس، روسری آبی، بانو، نرگس، آدم برفی، برج مینو، آب و آتش، جهان پهلوان تختی، لیلی با من است و... با درخشش زنان، نمونههایی از آثار خوب سینمایی دهه هفتاد هستند.
در تولیدات دهه هفتاد،فیلمها ایرانی و اسلامیتر شدند و دغدغهها و مسائل و مشکلات و باورها و سلیقهها و زندگی مردم،در آنها دیده شد.در این دهه بر خلاف دهه شصت که زنان کم و کمرنگ در فیلمها و پشت تولید آنها نقش داشتند و در داستانها،انسانهایی کم سواد،خانهدار و بیعلاقه به مطالعه و هنر و حضور اجتماعی بودند در آثار سینمایی دهه هفتاد، زنان امروزیتر،صاحب مشاغل اجتماعی و اداری،با سواد و اجتماعیتر تصویر شدند.
در واقع تفاوت مضمونی فیلمهای این دوره در ارتباط با زنان، این نکته مهم است که در دهه شصت، زنان اغلب در خانه و میان خانواده به نمایش در میآمدند، اما در تولیدات سینمایی دهه هفتاد، زنان علاوه بر خانه،حضور اجتماعی بیشتری داشتند. در این دوره با ورود تهمینه میلانی و دیگران بر عده کارگردانهای زن افزوده شده و اضافه بر بازیگران معرفی شده در دهه قبل، دهها بازیگر جدید هم به صف هنرمندان زن سینما پیوستند.
هما روستا، میترا حجار، گلچهره سجادیه، مهتاب کرامتی، مژده شمسایی،شیلا خداداد، مینا لاکانی، پریوش نظریه، باران کوثری، نازنین فراهانی، شهره لرستانی، افسانه بایگان، فاطمه گودرزی، بیتا فرهی، گوهر خیراندیش، ویشکا آسایش و... از جمله این بازیگران بودند. از اواخر دهه شصت تا نزدیک به یک دهه، افسانه بایگان، میترا حجار، گلچهره سجادیه، نیکی کریمی، هدیه تهرانی و... به نسبت جزو مطرحترین زنان بازیگر سینما محسوب میشدند.
با این حال، نکتهای در این میان، همراه تحولات محتوایی و تکنیکی سینما،مشاهده میشد و فضاهای سیاسی و اجتماعی هم به آن دامن میزد و آن رخنه و نفوذ فرهنگ و زندگی و پوشش و رفتار غربی به فیلمها و سینما و کاراکتر زنان و دور شدن تدریجی مضمونی برخی فیلمها از مولفههای ایرانی و اسلامی بود که در دهههای بعد عریانتر آشکار شد و علیرغم همت سینماگران متعهد و متدین و تولید آثار فرهنگی، فیلمهای بازاری و لیبرالی، جایگاه بیشتری به خود اختصاص دادند، اما این روند از نگاه هنرمندان متعهد و مردم، پیوسته مورد توجه و نقد قرار داشت.
سینمای ایران که در دهه شصت بر اساس نیاز اجتماعی و فرهنگی کشور، از نظر محتوا،دوباره متولد شده و حضور و فعالیت زنان به سمت محتوا محوری و ارزشمداری تغییر کرده بود، همراه افت و خیز،گام در دهههای پر چالش اجتماعی هشتاد و نود گذاشت و در حرکتهای اجتماعی نقش آفرین شد.
نکته شاخص و قابل تامل این که،در راهاندازی و احیای سینمای جمهوری اسلامی، نباید سهم فخرالدین انوار و سید محمد بهشتی را که سکانداران سینما در دهه شصت و تثبیت و رونق آن در اوایل دهه هفتاد بوده و کوشیدند برای سینما ریلگذاری کنند، نادیده گرفت.
گرچه برنامهها و عملکرد آنها خالی از نقص و اشکال نبود، ولی واقعیت این که، سینمای امروز حاصل کارهای آنها هم هست.
در این بین، از کنار تاثیرات سیاسی، سلیقهای و نگرشهای شخصی برخی، در گذر سینما از حال و هوای دوران پهلوی و شکلگیری سینمای کنونی، نباید به سادگی گذشت، چرا که این مسائل روی ساختار، محتوا و حضور هنرمندان به ویژه فعالیتهای زنان در سینما تاثیرگذار بود.
ادامه دارد…