به بهانه کوچ استاد احمد پژمان
مرگ در غربت، سختترین مرگ برای یک هنرمند است…
2 دقیقه مطالعه
موسیقی

بانیفیلم: مرگ هنرمند بزرگ کشورمان احمد پژمان در دیار غربت، بار دیگر طنین عمرهای به حسرت رفته و غربتنشینیهای بی دلیل جمع زیادی از هنرمندان ایران را در گوش دوستداران فرهنگ و هنر مملکت به صدا درآورد.
خبر درگذشت احمد پژمان تاکیدی چند باره بر مشکلات غربتنشینی هنرمندان است؛ با اینکه این هنرمند موسیقیدان از معدود اشخاصی بود که پس از انقلاب هم در کشور فعالیت داشت، اما جان دادن در دیار غربت، سختترین مرگیست که یک هنرمند میتواند تصورش را کند…
این روزها که بحث بازگشت هنرمندان به ویژه خوانندگان به وطنشان توسط برخی از مقامات رسمی و غیررسمی داغ شده، به نظر میرسد سرنوشت خوانندگانی که عطای خارجنشینی را به لقایش بخشیدند و با امید به ادامه فعالیت، به ایران آمدند، هیچ تجربه مثبتی برای سایرین در بر نداشته باشد.
حبیب محبیان، خواننده معروف آهنگ «مرد تنهای شب» که در دوره دوم دولتمداری محمود احمدینژاد با وعده دادن اجازه فعالیت به مملکتاش بازگشت، تلخترین تجربهای بود یک خواننده خارجنشین میتوانست از سر بگذراند؛ تجربهای که حبیب با مرگش به آن رسید.
اگرچه الیاس حضرتی مسئول اطلاعرسانی دولت پزشکیان در هنگامه بروز انبوهی از مشکلات، آب و برق و گاز و اقتصاد، با قاطعیت از هنرمندان خارجنشین دعوت کرده که بدون هراس از به وجود آمدن مشکلی، به ایران بیایند، اما نکتهای مهم در این میان مغفول مانده است؛ اینکه در پذیرش این دعوتها، -اگر موضوع را یک مانور تیلیغاتی ندانیم- جایگاه تصمیمگیری مسئولانی مانند حضرتی و پایبندیشان به قول و قرارهایی که به هنرمندان میدهند کجاست و تا چه میزان میتوان به جایگاه آنها اطمینان و اعتماد کرد.
شاید از این مورد مهمتر، بحث مهیا نبودن شرایط ادامه حیات حرفهای و فعالیت هنری این خوانندگان باشد، هنرمندانی مانند مارتیک، معین و… دهها هنرمند دیگر که در صحبتهایشان از بازگشت به ایران گفتهاند با امید استمرار فعالیتشان در ایران در اندیشه بازگشت به وطن هستند.
مدتهاست جمع قریب به اتفاق هنرمندان ایرانی که ناچار به کوچ از مملکت شدند، در حسرت بازگشت به خانه مادری و تنفس در هوای وطنشان هستند.
کیست که نداند چه غم بزرگیست غربتنشینی هنرمندان که در فراق وطن، در آغوش مرگ جای گرفتند؛ غمی غریبانه و سخت…
روح استاد احمد پژمان شاد باشد…