نگاهی به چهار دهه حضور و فعالیت زنان در سینما - بخش سوم
زنان سینما در چالش با سیاست
*جبارآذین؛ منقد و مدرس سینما
6 دقیقه مطالعه

ایران از منظر تاریخی، دوران گذار از سنت به مدرنیته را سپری میکند و این برهه تاریخی، الزاماتی دارد که بدون شناخت و تحلیل و پاسخگویی مناسب به الزامات آن، مشکل ساز و بحران آفرین خواهد بود.
از آنجا که ایران زمین، کشوری کهن و مهد و یادگار و حافظ آیینها و سنتها و فرهنگ مسلط بر آن ایرانی،ملی و اسلامی است، در برابر گذار تاریخی مورد اشاره، از سه زاویه با آن برخورد کرده و اوضاع فرهنگ و هنر و سینما هم، بیانگر این سه نوع تلقی و برداشت و برخورد است.
طرفداران نظریه نخست، افرادی هستند که تنها به سنتها میاندیشند و خود را مدافع آیینهای مختلف میدانند و چندان میانهای با مدرنیته ندارند و خواهان سبک زندگی سنتی هستند.
گروه دوم، شیفتگان مدرنیتهاند و به آیینها و سنتها پشت پا میزنند و برخی حتی عنایتی به باورهای الهی ندارند و قبلهگاهشان غرب است.
طیف سوم، کسانی هستند که معتقد به ایجاد پل همزیستی مسالمتآمیز میان سنت و مدرنیتهاند.هر سه نگاه، خود را در تولیدات سینمایی و تفکرات سینماگران بروز دادهاند.
در دهه هشتاد که دو نیمه آن با دوران دو رئیس جمهور مصادف بود، ایران با تغییرات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کم و بیش متفاوت همراه بود و عنوان میشد که کشور باید در تمام عرصهها به روز و متحول شود و ظهور و توسعه فنآوری و گسترده شدن جهان ارتباطات، ضرورت همگامی کشور با جهان را در دستور کار مدیران، مسئولان و مردم قرار میدهد، اما این مهم، همچنان از مناظر سهگانه پیش گفته عبور میکرد و سبب ایجاد واکنشها میشد. این همه در حالی بود و هست که هواداران هر سه نظریه، از امکانات فنآوری در خانه،جامعه و کشور استفاده میکنند.
در حوزه سینما هم با تغییر دولتها و تعویض مسئولان فرهنگ،هنر و سینما،همان نگاهها متجلی بود و اغلب متولیان سینما، بیش از فرهنگ به عرصه سیاست تعلق داشتند و به جای ترویج و تبلیغ فرهنگ، فرهنگ سازی و پاسداری از فرهنگ کشور، مجری سیاستهای دولتی بودند و میانهای با هنر و اهالی هنر نداشتند. به عبارتی سیاسیون از سینما و جماعتی از سینماگران استفاده ابزاری کرده و آنها را در فعالیت سیاسی دخالت دادند و از توجه به امور هنری و صنفی باز داشتند.
به همین دلایل هم هنر و سینما دچار معضلات فراوان شدند و سیاست و رفاقت، جایگزین فرهنگ شده و سینما و تولیدات آن، گرایش لیبرالی،تجاری، دستوری و گیشهای یافتند. گرچه هنوز و همچنان برخی سینماگران انقلابی و دفاع مقدسی، به فعالیت در سینما میپرداختند، لیکن، در حد باورهای خود و فیلمهایشان دیده نمیشدند.
در چنین فضا، تولیدات سینمایی زنان سینماگر در مقامهای فیلمساز و بازیگر و هنرمند، رنگ و بوی دیگر به خود گرفت و دفاع از زنان و مقام آنها در فیلمها با الگوگیری از جوامع و زنان غربی، هسته پنهان و آشکار فیلمهای زن محور و متجدد نماهای سینما شد و تا بدانجا دامنه یافت که فمنیسم عریان، در عوض دفاع از حریم و حرمت و آزادگی زنان و منطبق با آیینهای ملی/ایرانی، در هنر و سینما، قد کشید و در امتداد خط اصلی فرهنگ مداری سینما بیراههها ایجاد کرد.
سینما در دهه هشتاد، همچنان پر تب و تاب و جنبش و هیاهو بود.
در این دهه، سینماگرانی مانند: رخشان بنیاعتماد و تهمینه میلانی و دو کارگردان زن تازه به صف سینماگران زن کشور پیوسته به نامهای مونا زندی و شالیزه عارفپور و رضا میرکریمی، ناصر تقوایی، پرویز شهبازی، کیومرث پوراحمد، بهمن فرمانآرا، کمال تبریزی، مجید مجیدی، خسرو معصومی، احمدرضا درویش، کیانوش عیاری، حمید نعمتالله، اصغر فرهادی، حسن فتحی، ابراهیم حاتمیکیا، داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، فریدون جیرانی، رسول ملاقلیپور و... مطرح بودند و در میان زنان سینماگر رخشان بنیاعتماد با فیلمهای گیلانه و خون بازی و تهمینه میلانی با آثار سوپر استار و نیمه پنهان در سینما جلوه کردند.
تولید انواع فیلمهای کمدی، خانوادگی و اجتماعی و معناگرا و جوانانه و عاشقانه، با رویکرد انتقادی، نمای عمومی آثار سینمایی دهه هشتاد و با آن که،حال و هوای سبک زندگی و خانوادههای ایرانی در فیلمهای خانوادگی کمتر شده و کاراکترهای جدیدی از زنان در کسوت خرابکار، خیانتکار، غربگرا و معشوقه و... به داستانها اضافه شده بود، اما هنرمندان زن متعهد، میدان را خالی نکردند.
زنان شهیر بازیگر این دهه نیز عبارت بودند از: فاطمه معتمد آریا، نگار جواهریان، هانیه توسلی، رویا تیموریان، آفرین عبیسی، پریوش نظریه، لیلا حاتمی، ترانه علیدوستی، باران کوثری، رویا نونهالی، نیکی کریمی، الناز شاکردوست، مهتاب کرامتی و... اما مهمترین فیلمهای دهه هشتاد که به زنان در آنها توجه ویژه صورت گرفته بود، این آثار بودند: به رنگ ارغوان، میم مثل مادر، ارتفاع پست، من ترانه پانزده سال دارم، سنتوری، شب یلدا، بوتیک، جدایی نادر از سیمین، درباره الی، چهارشنبه سوری، مهمان مامان.
سینماگران متفاوتساز این دهه، فرهادی با فیلمهای جدایی نادر از سیمین، درباره الی و چهارشنبه سوری، حاتمیکیا با فیلم به رنگ ارغوان، تبریزی با فیلم مارمولک، درویش با فیلم دوئل و پرویز شهبازی با فیلم نفس عمیق بودند.
در دهه هشتاد با وجود فعالیت و آثار سینماگران ارزشی مانند:
حاتمیکیا، مجیدی و ملاقلیپور اکثر آثار سینمایی ساخته سینماگران متمایل به سیاستهای دولت و اصلاح طلبان بود.
گرچه محمود احمدینژاد از سال هشتاد و چهار تا نود و دو، رئیس جمهور کشور بود، ولی تغییرات محسوس محتوایی در تولیدات هنری و سینمایی مشاهده نشد و سینما همچنان کجدار و مریز حرکت میکرد.
سینمای ایران که بنا بود در مسیر ارزشها و آرمانها، تریبون و آینه زندگی، آمال و فرهنگ ایرانیان باشد و مخاطبان سینما و خانوادهها، خود و زندگی و نیاز و خواستههایشان را در فیلمهای سینمایی ببینند، مدتها بود که دیگر کمتر به سینما میرفتند، چرا که آنچه در فیلمها بود، زیاد مطلوب آنها نبود و زنان و خانوادههایی که در سینما تصویر میشدند، بیشتر غربی بودند تا ایرانی و اغلب فیلمها هم سطحی و گیشهای و به دور از محتوای مناسب خانوادهها و خانمها بودند.
سینما به پاک و سالمسازی و تحولات مدیریتی و ساختاری و محتوایی نیاز داشت، آیا این انتظارها در دهه نود، محقق میشد یا...مشکل فقط تغییر دولتها نبود، نگاهها باید متحول میشد و اداره امور فرهنگی و هنری و سینمایی به اهل آن واگذار میگردید و از وضعیت جزیرهای خارج میگشت و ولنگاری فرهنگی به سامانیابی فرهنگی تغییر مییافت.
افراد و جریانهای بسیاری مدعی ایجاد این تحولات بودند ولی در عمل، نشان دادند که شناختی از هنر و فرهنگ و خانواده هنرمندان و نیازهای فرهنگی و اجتماعی مردم ندارند و اهل بازیهای سیاسی و تجاریاند.
عدهای جناحهای سیاسی را در نابسامانی فرهنگ و سینما، مقصر میدانستند، اما مشخص شد که آنها هم نگاه ابزاری به هنر و فرهنگ و سینما داشتهاند.
این گونه بود که حال سینما بدتر شد تا آن که بعد از بلواهای سالهای قبل، کسانی پیدا شدند و گفتند، کلید حل مشکلات کشور در دستهای ما است و ملت و اهالی هنر گوش به زنگ شدند تا ببینند، کلیدداران برای باز کردن قفلهای درهای بسته روی فرهنگ و باورهای مردم و باز گرداندن عزت و حرمت زنان و خانوادهها و گشایش موانع سر راه سعادتمندی خانوادههای ایرانی نیز کلید داشتند یا...
ادامه دارد…
برچسبها:
سینمای ایران