ستاره‌ای متولد شد؛

زمانی برای اثبات بلوغ هنرپیشگی؛ حسن پورشیرازی، «پیر پسر»

بانی‌فیلم: موضوع بازیگری در سینما، تئاتر و به طور کلی هنرهای نمایشی در ایران، تابع شرایط، ملاحظات و مناسبات گوناگونی‌ست که سهل و ممتنع نیز هست!

4 دقیقه مطالعه
سینمای ایران
زمانی برای اثبات بلوغ هنرپیشگی؛ حسن پورشیرازی، «پیر پسر»
کم نیستند هنرپیشگانی که با سختی و مرارت یا به قولی «خاک صحنه خوردن» طی سالیان متمادی در انتظار فرا رسیدن یک موقعیت برای نشان دادن توانمندی هنرشان هستند. یکی از هنرمندانی که با تلاشی ویژه این موقعیت را برای خود فراهم کرد تا نشان دهد هنر بازیگری‌اش در چه سطح و کلاس بالایی‌ست، حسن پورشیرازی هنرمند قدیمی تئاتر و سینماست. حسن پورشیرازی از دهه شصت و با حضور در گروه‌های تئاتر عروسکی، فعالیت حرفه‌ای خود را سمت و سو داد. با وجود اینکه در دهه شصت، اشتغال به هنر عروسک‌گردانی در گروه‌های نمایشی کودک و نوجوان، به خودی خود امکان بالقوه‌ای را برای «دیده» شدن مهیا می‌کرد -مانند برنامه‌ای تلویزیونی که سکوی شتابی برای بیشتر شناخته شدن علیرضا خمسه شد- اما بیشتر اعضای گروه‌های ویژه نمایش‌های عروسکی، از این موقعیت کمتر بهره‌مند شدند. با وجود اینکه در همین گروه‌ها اعضایی بودند که فرصت مناسب را یافتند تا هنر خود را نشان دهند؛ هنرمندانی مانند فاطمه معتمدآریا، حمید جبلی، ایرج طهماسب و… اما کسان دیگر مانند حسن پورشیرازی از این فرایند و موقعیت‌شناسی دور ماندند و نتوانستند هنرشان را روی صفحه تلویزیون و صحنه تئاتر و پرده سینما آن گونه که شایسته‌شان بود نشان دهند؛ حسن پورشیرازی یکی از آنها بود. سال‌ها گذشت و گذشت تا آن لحظه و بزنگاه برای پورشیرازی با فیلم «پیر پسر» فراهم شود و او بتواند آنچه را که سال‌ها در صحنه تئاتر و پرده سینما از او دریغ شده بود به رخ بکشد و به تماشاگران بفهماند که کلاس و هنر بازیگری‌اش در چه رده و مرتبه‌ای‌ست. اگرچه پورشیرازی پیش از «پیر پسر» در فیلم‌های مطرح زیادی حضور داشت؛ «بازی بزرگان» کامبوزیا پرتوی، «سگ‌کشی» بهرام بیضایی، «مهمان مامان» و «سنتوری» داریوش مهرجویی، «رستاخیر» احمدرضا درویش و… اما هیچ‌کدام‌شان نتوانستند مانند «پیر پسر» آن لحظه و فرصت درخشش و آن بزنگاه تلألو هنرپیشگی را برای او مهیا و آماده کنند! خود پورشیرازی هم انگار می‌دانست که بازی در نقش «غلام باستانی»، چیز دیگری است و این نقش می‌تواند آن سطح پرواز و فرصت اوج گرفتن را برایش فراهم آورد، موقعیتی که او مدتها در انتظارش مانده بود و با پروژه «پیر پسر» به سامان رسید. پورشیرازی در توضیح حضورش در این فیلم، در نشستی که در خانه هنرمندان برگزار شد، گفته بود: «باید از آقای براهنی تشکر کنم که به من اعتماد کرد. سناریو این فیلم، سه سال در دستم بود و من به‌عنوان یک بازیگر سمج مرتب پیگیر بودم؛ زنگ می‌زدم و می‌پرسیدم: «کی شروع می‌کنیم؟» خوشحالم که پروژه به موقع شروع نشد، تا من توانستم در آن حضور پیدا کنم. آقای براهنی مدام روی فیلمنامه کار می‌کردند. یک مدت مشکلاتی برای تصویب پیش آمد، بعد که تصویب شد، کرونا آمد و همه‌چیز عقب افتاد. اما در نهایت، این مسیر پرچالش به نتیجه رسید. من خیلی خوشحالم که با این تیم کار کردم. حامد، عزیز دل من است، و آقای ولی‌زادگان به‌عنوان یک بازیگر جوان، واقعاً درخشید؛ فوق‌العاده بود. در کل، ما یک تیم خیلی خوب بودیم…» پورشیرازی در تحلیلی منصفانه از شرایط فعلی سینما هم حرف‌هایی زد که به دوباره خواندنش می‌ارزد. او گفته بود: «خوشبختانه در محضر بزرگان بسیاری بودم اما اگر بخواهم کمی شخصی‌تر بگویم، راستش هرجا که بوده‌ام، بیشتر خاطرات تلخ برایم مانده. متأسفانه هر بار یک فقدان یا تلخی همراهش بوده است. نمی‌خواهم اینجا به تفصیل تعریف کنم، اما مثلاً روزی که با آقای بیضایی کار کردم و بعد رفتنش را دیدم، خیلی چیزها برایم تمام شد. یا وقتی خبر درگذشت آقای مهرجویی را شنیدم؛ درست یک هفته قبل از آن با من تماس گرفته بود و گفته بود: «می‌خواهی کار کنی؟ زنگ بزن، بیا.» صدایش هنوز در هندزفری‌ام مانده است. این رفت‌وآمدها و فقدان‌ها خیلی سخت، اما اجتناب‌ناپذیر بوده است…» حسن پورشیرازی اگرچه این موقعیت ویژه برای اثبات شایستگی و توانایی‌ هنرمندانه‌اش را کمی دیر به دست آورد اما با جرات می‌توان گفت که سینمای ایران یک ستاره جدید به جمع ستارگانش افزود؛ حسن پورشیرازی لیاقت و سزاوار این را داشت که خیلی پیش‌تر در جمع ستارگان بایستد و هنر و توانایی‌اش را در حوزه هنرپیشگی به رخ بکشد… «پیر پسر» برای پورشیرازی نه نردبان ترقی که مانند پروژکتوری شد که نور بر قسمتی از صحنه بازیگری‌اش تاباند تا تماشاگران با چشمان‌شان، تحسین‌آمیز به هنر این بازیگر قدیمی و محترم نگاه کنند. پورشیرازی حتماً پس از این موفقیت‌اش، در انتخاب نقش‌های خود، دقت بیشتری خواهد داشت تا همچنان حرمت در اوج ایستادن و در اوج ماندن را قدر بداند و نگهدارد…