زادروز عزتاله انتظامی؛ از سنگلج تا حافظه ماندگار مردم با عزت سینمای ارام
عزتالله انتظامی برای سینمای ایران فقط یک بازیگر نبود؛ او شناسنامه نسلی از نقشآفرینیها، تجربهها و شخصیتهایی بود که از صحنه تئاتر تا پرده سینما، بخشی از حافظه فرهنگی مردم ایران را ساختند؛ مردی که از سنگلج آمد و به «آقای بازیگر» سینمای ایران بدل شد.
5 دقیقه مطالعه
سینما ایران

به گزارش ایرنا، ۳۱ خرداد، زادروز عزتالله انتظامی است؛ هنرمندی که نامش در تاریخ سینما و تئاتر ایران نه فقط بهعنوان بازیگری پرکار و صاحبسبک، بلکه بهعنوان نمادی از شأن، وقار و جدیت در بازیگری ثبت شده است. انتظامی از آن چهرههایی بود که با هر نقش، چیزی فراتر از اجرای یک شخصیت روی پرده میآورد؛ او به نقش جان میداد، آن را به تجربهای انسانی تبدیل میکرد و در ذهن مخاطب باقی میگذاشت.
انتظامی در سال ۱۳۰۳ در محله سنگلج تهران متولد شد؛ محلهای که بعدها در روایت زندگی او معنایی فراتر از یک زادگاه پیدا کرد. او خود را «عزت، بچه سنگلج» میدانست؛ هنرمندی برخاسته از دل مردم، از کوچهها، تماشاخانهها و تجربه زیستهای که بعدها در نقشهایش به شکلهای مختلف دیده شد. شاید یکی از رازهای ماندگاری او همین پیوند با زندگی واقعی بود؛ اینکه شخصیتهایی که بازی میکرد، از جنس مردم بودند، حتی وقتی در جهان فیلم و نمایش قرار میگرفتند.
فعالیت هنری انتظامی از تئاتر آغاز شد. او با پیشپردهخوانی در تماشاخانههای لالهزار وارد فضای نمایش شد و خیلی زود راه خود را به صحنه حرفهای تئاتر باز کرد. حضور در نمایش «اولتیماتوم» در تئاتر پاریس خیابان لالهزار، یکی از نخستین تجربههای حرفهای او بود؛ تجربهای که نشان میداد انتظامی پیش از آنکه ستاره سینما شود، بازیگری را از صحنه، از مواجهه مستقیم با تماشاگر و از سختیهای تئاتر آموخته است.
نخستین تجربه سینمایی او با فیلم «واریته بهاری» در سال ۱۳۲۸ رقم خورد، اما آنچه نام عزتالله انتظامی را به نقطهای تعیینکننده در تاریخ سینمای ایران رساند، بازی او در فیلم «گاو» به کارگردانی داریوش مهرجویی بود. نقش «مشحسن» در این فیلم، فقط یک نقشآفرینی موفق نبود؛ اتفاقی بود که نگاه به بازیگری در سینمای ایران را دگرگون کرد.
انتظامی در «گاو» مرز میان بازی کردن و زیستن یک شخصیت را از میان برداشت و تصویری خلق کرد که هنوز هم یکی از قلههای بازیگری در سینمای ایران به شمار میرود. اهمیت «گاو» برای انتظامی فقط در ماندگاری آن در تاریخ سینمای ایران خلاصه نمیشود. او با بازی در این فیلم جایزه هوگو نقرهای بهترین بازیگر نقش اول مرد را از جشنواره بینالمللی فیلم شیکاگو دریافت کرد و به نخستین بازیگر ایرانی بدل شد که از یک جشنواره بینالمللی جایزه گرفت. این موفقیت، نام او را از مرزهای سینمای ایران فراتر برد و نشان داد که بازیگری ایرانی میتواند با زبانی جهانی، مخاطب بیرون از مرزها را نیز تحت تاثیر قرار دهد. همکاری انتظامی با داریوش مهرجویی یکی از درخشانترین زوجهای هنری سینمای ایران را شکل داد.
«آقای هالو»، «دایره مینا»، «پستچی»، «اجارهنشینها»، «هامون» و «بانو» هرکدام بخشی از این مسیر مشترک بودند؛ مسیری که در آن انتظامی توانست از نقشهای تراژیک تا شخصیتهای پیچیده، تلخ، طنزآمیز و چندلایه را با ظرافت اجرا کند. او در هر نقش، یک جهان مستقل میساخت؛ جهانی که تماشاگر میتوانست آن را باور کند. اما کارنامه انتظامی محدود به همکاری با مهرجویی نبود. او با کارگردانان برجستهای چون علی حاتمی، ناصر تقوایی، مسعود کیمیایی، رخشان بنیاعتماد، مسعود جعفریجوزانی و محسن مخملباف نیز همکاری کرد و در هر تجربه، بخشی تازه از تواناییهای خود را نشان داد.
از «حاجی واشینگتن» تا «ناصرالدینشاه آکتور سینما»، از «اجارهنشینها» تا «هامون»، از «روسری آبی» تا «خانهای روی آب» و «مینای شهر خاموش»، انتظامی بارها ثابت کرد که بازیگر بزرگ، در قالب یک نقش ثابت نمیماند؛ او هر بار خود را از نو میآفریند.
در «حاجی واشینگتن» علی حاتمی، انتظامی یکی از ماندگارترین نقشهای خود را بازی کرد؛ شخصیتی تنها، آبرومند، غریب و در عین حال سرشار از رنج تاریخی. دیالوگ مشهور «آیین چراغ خاموشی نیست» با صدای او به بخشی از حافظه سینمایی مردم تبدیل شد؛ جملهای که فراتر از یک دیالوگ، یادآور منش و جهانبینی شخصیتی است که انتظامی با تمام وجود آن را بازی کرد.
لقب «آقای بازیگر» برای عزتالله انتظامی فقط یک عنوان رسانهای نبود؛ حاصل سالها حضور مستمر، جدی و اثرگذار در تئاتر، سینما و تلویزیون بود. او بازیگری را نه شهرت، بلکه مسئولیت میدانست. در نقشهایش اغراق بیهدف نداشت، اما حضورش سنگین بود؛ بیآنکه فریاد بزند، توجه مخاطب را به خود جلب میکرد و بیآنکه از قاب بیرون بزند، مرکز ثقل صحنه میشد. همین ویژگیها از او بازیگری ساخت که نسلهای مختلف، از فیلمسازان تا مخاطبان، به احترامش ایستادند.
انتظامی در سال ۱۳۸۲ بهعنوان یکی از چهرههای ماندگار ایران انتخاب شد و در سال ۱۳۸۵ نیز آیین بزرگداشت او در مقر یونسکو در پاریس برگزار شد؛ تجلیلی که نشان میداد کارنامه او تنها متعلق به سینمای ایران نیست، بلکه بخشی از میراث فرهنگی و هنری کشوری است که سینما را با چهرههایی چون او به جهان معرفی کرده است. انتشار کتاب «من عزتم، بچه سنگلج» نیز بخشی از تلاش برای ثبت زندگی و جهان هنری این بازیگر بزرگ بود؛ عنوانی که بهخوبی نسبت انتظامی با مردم و ریشههایش را نشان میدهد.
او هرچقدر هم که به جایگاه بالایی در هنر ایران رسید، همچنان در روایت خود، همان عزتِ برخاسته از سنگلج باقی ماند؛ هنرمندی که از دل مردم آمد و در دل مردم ماند.
عزتالله انتظامی در ۲۶ مرداد ۱۳۹۷ در ۹۴ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت، اما نقشهایش همچنان زندهاند. مشحسن، حاجی واشینگتن، عباسآقا سوپرگوشت و دهها شخصیت دیگر، تنها نقشهای سینمایی نیستند؛ آنها بخشی از خاطره جمعی چند نسلاند.
زادروز عزتالله انتظامی، یادآور تولد هنرمندی است که به بازیگری اعتبار بخشید و نشان داد بازیگر میتواند فراتر از چهره و شهرت، حامل فرهنگ، تاریخ، رنج، طنز و رویای یک ملت باشد. شاید برای همین است که هنوز وقتی نام او برده میشود، لقب «آقای بازیگر» بیش از هر عنوان دیگری برازندهاش به نظر میرسد؛ لقبی برای مردی که سینمای ایران با او قد کشید./
* عکس از زنذهیاد بابک برزویه