سالروز تولد حمید سمندریان؛ کارگردانی که از بازیگران میخواست شخصیتها را زندگی کنند
10 دقیقه مطالعه
تئاتر

زندهیاد حمید سمندریان کارگردان و مدرس تئاتر، پایهگذار آموزش سیستماتیک بازیگری در ایران بود، او انگیزههای درونی را محور بازی قرار میداد و از بازیگران میخواست شخصیتها را زندگی کنند.
به گزارش ایرنا، زندهیاد حمید سمندریان یکی از تأثیرگذارترین و پیشروترین چهرههای تئاتر معاصر ایران بود؛ کارگردان، مدرس، مترجم و نظریهپردازی که نقش مهمی در گسترش تئاتر مدرن و تربیت نسل تازهای از بازیگران، نویسندگان و کارگردانان ایرانی داشت و بسیاری از از بازیگران، کارگردانان و استادان هنرهای نمایشی او را «استاد» و «پایهگذار آموزش سیستماتیک بازیگری» در ایران میدانند.
سمندریان متولد نهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۰ در تهران بود، علاقه او به تئاتر از نوجوانی آغاز شد و این هنر را همزمان با تحصیل در دبیرستان، از کلاسهای تئاتر و هنرپیشگی حسین خیرخواه، شباویز و نصرت کریمی که زیر نظر عبدالحسین نوشین مدیریت میشد، آغاز کرد. سمندریان همچنین ویولن مینواخت و از شاگردان محمود ذوالفنون برادر بزرگتر جلال ذوالفنون، بود.
سمندریان درباره این دوران و گرایشش به تئاتر بیان کرده است: «من از اول با خودم شرط کرده بودم هر طوری شده تئاتری بشوم. حتی اینجا شاگرد ویولن آقای ذوالفنون بودم. وقتی ایشان میدید من کلاس حسین خیرخواه هم میروم، به من میگفت برو آنجا. اینجا توی کلاس ویولن وقتت تلف میشود. میگفت من نمیخواهم روی علاقهات حرف بزنم اما این پرش «آرشه» که به تو گفتم، باید یک هفته وقت بگذاری تا خوب یاد بگیری. نیا اینجا و وقتت را تلف نکن. من هم آمدم خانه و یک شب گریه کردم و دیگر نرفتم. رفتم کلاس حسین خیرخواه. تئاتر را ترجیح دادم.»
سمندریان پس از دبیرستان به اروپا سفر کرد و در آلمان دوره مهندسی شوفاژ سانترال را در دانشگاه صنعتی برلین گذراند اما پس از آن به کنسرواتور عالی موسیقی و دانشگاه هنرهای زیبای هامبورگ رفت. برخورد با تئاتر چنان جذبش کرد که مجالی برای موسیقی نمیگذاشت و به همین خاطر موسیقی را کنار گذاشت. او در کلاسهای مکس راینهارت شرکت کرد و پس از آن به مؤسسه ادوارد مارکس پیوست تا تئاتر را جدیتر بیاموزد. سمندریان طی ۶ سال تحت آموزش ادوارد مارکس یکی از استادان برجسته تئاتر، اصول و مبانی کارگردانی و بازیگری را آموخت و همزمان در آلمان به صورت حرفهای مشغول به کار شد.
سمندریان پس از پایان این دوره به دعوت اداره هنرهای نمایشی دراماتیک اداره کل هنرهای زیبای ایران به کشور برگشت. او پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۸، تلاشش را برای ایجاد یک نظام آموزشی حرفهای در تئاتر آغاز کرد؛ رویکردی که در آن روزگار بسیار تازه و ضروری بود.
پس از اینکه تلویزیون راه خود را به خانهها باز کرد، برنامهای تلویزیونی به تیم او سفارش داده شد که سمندریان از این سفارش خشنود نبود. به این ترتیب، نخستین کار سمندریان تلهتئاتر «جراحی پلاستیک» نوشته پیر فراری بود که سال ۱۳۴۰ برای تلویزیون ملی ایران (ثابت پاسال) کارگردانی کرد. یک سال بعد او و تیمش در اداره هنرهای دراماتیک سالن ۵۰ تا ۶۰ نفری درست کردند که چند برنامه نمایشی در آن اجرا شد. سمندریان نخستین اثر خود؛ نمایشنامه «دوزخ یا در بسته» نوشته ژان پل سارتر را در همین تالار نوبنیاد روی صحنه برد و کار نمایش را پیوسته ادامه داد. همچنین با همکاری مهدی فروغ به تأسیس هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک که وابسته به هنرهای زیبای کل کشور بود دست زد.
پس از آن سمندریان به دعوت مهندس هوشنگ، مهدی برکشلی و با همکاری مهدی نامدار دانشکده تئاتر دانشگاه تهران را بنیان گذاشتند و سال ۱۳۴۸ تدریس در دانشکده هنرهای زیبا را آغاز کرد. در نیمه نخست دهه ۱۳۷۰ به پیشنهاد عباس لطفیان سرگزی، ناصر باباشاهی رئیس دانشکده هنر و معماری دانشگاه تهران از سمندریان دعوت کرد تا گروه نمایش این دانشکده را راهاندازی کند و بدین ترتیب سمندریان پایه و اساس این گروه را گذاشت. این هنرمند سال ۱۳۷۳ به تأسیس آموزشگاه بازیگری سمندریان دست زد که هنرجویان بسیاری از آنجا دانشآموخته شدند و به عرصه حرفهای هنر وارد شدند.
فعالیت حرفهای
فعالیت سمندریان بسیار گسترده بود و میتوان آن را در چند محور دستهبندی کرد؛ کارگردانی تئاتر؛ سمندریان آثار متعددی را از نویسندگان برجسته جهان از جمله «مردههای بیکفن و دفن» از ژان پل سارتر، «نگاهی از پل» از آرتور میلر، «اشباح» از هنریک ایبسن، «کرگدن» از اوژن یونسکو، «ازدواج آقای میسیسیپی»، «ملاقات بانوی سالخورده» از فردریش دورنمات، «دایره گچی قفقازی» از برتولت برشت را روی صحنه برد. انتخاب این متون نشاندهنده علاقه او به مسائل فلسفی و اجتماعی، نقد ساختارهای قدرت، بحران انسان مدرن و پوچی و تنهایی در جهان معاصر بود.
آموزش و تربیت نسل تازه مهمترین میراث سمندریان در عرصه آموزش است؛ او سالها در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، کلاسهای آزاد بازیگری و کارگردانی و کارگاههای خصوصی تدریس کرد و چهرههای برجستهای همچون عزتالله انتظامی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، مهدی هاشمی و پانتهآ پناهیها و بسیاری دیگر را آموزش داد.
کارگردان «ملاقات بانوی سالخورده» از بازیگران میخواست شخصیتها را زندگی کنند
سمندریان مترجم آثاری مهم از نویسندگان اروپایی بود و با ترجمههای دقیق و روانش کمک کرد تا متون حرفهای وارد جریان تئاتر ایران شوند. تأسیس کلاسها و مؤسسههای آموزشی از مهمترین حرکتهای او برای نهادینه کردن استانداردهای بینالمللی در هنر نمایش بود.
سمندریان در طول عمر خود جوایز متعدد از جمله جایزه سینمای ایران، تقدیرهای جشنواره فجر و عنوانهای افتخاری بسیاری دریافت کرد. او در سال ۱۳۸۹ نیز نشان افتخار فرهنگی دریافت کرد. سمندریان تا پایان عمر همچنان به آموزش و کارگردانی مشغول بود. او ۲۲ تیرماه ۱۳۹۱ به دلیل سرطان کبد در منزل خود درگذشت. درگذشت او واکنش گستردهای در جامعه هنری ایران برانگیخت و بسیاری از او به عنوان «پدر تئاتر مدرن ایران» یاد کردند. آکادمی حمید سمندریان پس از درگذشت او توسط پسرش به کار ادامه داد.
مهمترین ویژگیهای آثار سمندریان
سمندریان نه فقط یک کارگردان توانمند بلکه یک معلم بزرگ، مترجم معتبر و پیشگام تئاتر ایران بود. سهم او در آموزش و تربیت نسلهای متعدد بازیگر، کارگردان و نویسنده، نقش کمنظیری در ارتقای تئاتر کشور داشته است. میراث او همچنان در فضای آموزش بازیگری و سالنهای تئاتر ایران حضور دارد.
سمندریان از برجستهترین کارگردانان تئاتر ایران بود که آثارش نقش مهمی در شکلگیری تئاتر مدرن کشور داشت. او با بهرهگیری از آموزشهای آکادمیک اروپایی و شناخت عمیق از ادبیات نمایشی جهان، شیوهای منسجم، تحلیلی و حرفهای را در صحنههای تئاتر ایران تثبیت کرد. آثار او نه تنها اجراهایی هنری بلکه نمونههایی آموزشی و الگوهایی استاندارد برای تئاتر حرفهای محسوب میشوند.
آثار سمندریان نمونهای از تئاتر اندیشمند، منضبط و مبتنی بر تحلیل عمیق هستند. سبک کار او را پلی میان سنت تئاتر کلاسیک اروپا و نیازهای صحنه ایرانی میدانند. وفاداری و پایبندی دقیق و کامل به متن نمایشی یکی از بارزترین ویژگیهای آثار سمندریان بود؛ او معتقد بود کارگردان باید پیش از هر گونه تغییر یا تفسیر، متن را عمیقاً درک کند. بنابراین دیالوگها با دقت حفظ میشدند و ساختار دراماتیک دستکاری نمیشد.
همچنین تفسیرهای سمندریان از آثار، بر اساس تحلیل علمی متن انجام میگرفت نه سلیقه شخصی. این رویکرد باعث میشد اجراهای او منسجم، منطقی و قابل تحلیل باشند. سمندریان تحلیل روانشناختی شخصیتها را در اجرای آثارش مدنظر قرار میداد؛ او در کار با بازیگران تأکید ویژهای بر تحلیل شخصیت داشت و پیشینه روانی و اجتماعی شخصیتها را بررسی میکرد.
سمندریان انگیزههای درونی را محور بازی قرار میداد. از بازیگران میخواست شخصیت را «زندگی کنند» نه اینکه صرفاً آن را اجرا کنند که این روش باعث خلق شخصیتهایی عمیق، باورپذیر و چندلایه میشد. او بر تمرینهای منظم و طولانی تاکید داشت و آثار سمندریان نتیجه تمرینهای فشرده و منظم بود.
تحلیل جمعی متن، تمرینهای بدنی و بیانی، تکرار دقیق میزانسنها، توجه به ریتم و مکثها ویژگیهای این تمرینها بود، سمندریان معتقد بود کیفیت اجرا نتیجه انضباط و تمرین مستمر است، نه الهام لحظهای. همچنین در آثار او طراحی صحنه معمولاً ساده اما دقیق در خدمت متن و فاقد تجملات اضافی بود. سمندریان اعتقاد داشت صحنه باید مکمل بازیگر و متن باشد نه اینکه توجه را از آنها منحرف کند.
کارگردان «ملاقات بانوی سالخورده» از بازیگران میخواست شخصیتها را زندگی کنند
سمندریان توجه خاصی به وضوح بیان درست، ادا کردن واژهها و ریتم دیالوگها داشت. او زبان را ابزار اصلی انتقال معنا میدانست و معتقد بود بازیگر باید بر صدا و بیان خود تسلط کامل داشته باشد. بسیاری از آثار او جنبه آموزشی داشتند. اجراهایش نه تنها برای مخاطب بلکه برای دانشجویان تئاتر نیز کلاس درسی عملی محسوب میشدند. او از صحنه تئاتر به عنوان فضایی برای تربیت نسل تازه استفاده میکرد.
یکی از ویژگیهای شاخص آثار او، نظم و حرفهای بودن گروه اجرایی؛ احترام به زمان تمرین و تعهد به گروه بود و این فرهنگ کاری بعدها به شاگردانش منتقل شد و بر فضای تئاتر ایران تأثیر گذاشت.
*نظر هنرمندان مختلف درباره حمید سمندریان
/حمید سمندریان همسر زندهیاد هما روستا یکی از مهمترین چهرههای تئاتر ایران، نه تنها به واسطه آثار و اجراهایش بلکه به سبب نقش بنیادینش در آموزش و تربیت هنرمندان نسلهای مختلف، جایگاهی خاص و ویژه در هنر نمایش ایران دارد. هنرمندان همعصر او باور دارند که سمندریان با آوردن متون و روشهای اروپایی، یکی از پیشگامان تثبیت تئاتر مدرن در ایران بود.
شاگردان سمندریان، او فراتر از یک کارگردان بزرگ، «نظام آموزشی» تازهای را در تئاتر ایران بنیان گذاشت؛ نظامی که بر تحلیل، نظم، احترام به متن، و آگاهی از نقش استوار بود. او معلمی بود که نه فقط بازیگران بلکه جریان فکری و اجرایی تئاتر ایران را متحول کرد. میراث او در سبک کاری شاگردانش و در استانداردهای حرفهای امروز تئاتر ایران همچنان زنده است.
بسیاری معتقدند صحنههای سمندریان از متانت، انسجام و تحلیل عمیق برخوردار بودند و او از معدود کارگردانانی بود که هر حرکت، ریتم و مکث را با هدفی دقیق طراحی میکرد. همه شاگردان او اشاره کردهاند که سختگیریاش همراه با مهربانی و ایمان واقعی به هنر و هنرجو بود.
زندهیاد عزتالله انتظامی بازیگر و کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون همواره از سمندریان به عنوان «مردی دقیق، آرام و عمیق در کارگردانی» یاد میکرد. او معتقد بود که سمندریان یکی از نخستین کسانی بود که نگاه علمی و دانشگاهی را وارد تمرین تئاتر ایران کرد.
زندهیاد داوود رشیدی بازیگر، کارگردان و مترجم، نقش سمندریان را در آشنایی تئاتر ایران با جریانهای مدرن اروپا بیبدیل میدانست و معتقد بود که سمندریان در کنار خودش و چند نفر دیگر، «پایهگذار رویکرد نوین به متن و بازیگری» بوده است.
پرویز پرستویی بازیگر پیشکسوت نیز بارها بیان کرده است: «آنچه امروز در بازیگری بلدم، از کلاسهای استاد سمندریان آموختهام.» پرستویی تأکید کرده است که سمندریان بیش از هر چیز نظم، صداقت و تعهد را آموزش میداد.
رضا کیانیان بازیگر پیشکسوت آموزشهای سمندریان را «سیستمی و عمیق» توصیف کرده و گفته است: «وقتی به کلاس او میرفتی، نه فقط بازیگری، بلکه نگاه به زندگی را یاد میگرفتی.»
قطبالدین صادقی، سمندریان را «مروج فرهنگ حرفهایگری» میدانست؛ کسی که نظم، دقت و تحلیلگری را وارد جریان تئاتر کرد.
/نامگذاری یکی از سالنهای تماشاخانه ایرانشهر به نام سمندریان/
سالن شماره دو تماشاخانه ایرانشهر در مجاورت خانه هنرمندان ایران، هشتم اسفند ۱۳۸۸ و با همت معاونت اجتماعی شهرداری تهران و با حضور محمدباقر قالیباف شهردار وقت تهران، به نام حمید سمندریان نامگذاری شد.
امین اشرفی مدیر تماشاخانه ایرانشهر امروز (نهم اردیبهشت ماه) با نگارش یادداشتی زادروز هنرمند فقید حمید سمندریان را گرامی داشته است.
در این یادداشت آمده است: «زادروز حمید سمندریان فرصتی است برای درنگ دوباره بر میراث مردی که حضورش هنوز در تئاتر ایران تنفس میشود. سمندریان هنرمندی بود که معنای جدیت، دقت و اندیشهورزی را به صحنه نمایش بخشید.
حمید سمندریان بیش از آنکه یک کارگردان برجسته باشد، بنیانگذار نوعی نگاه تازه به تمرین، اجرا و آموزش در تئاتر ایران بود. او با آوردن شیوههای نوین بازیگری و کارگردانی، و با تأکید بر انضباط حرفهای و تحلیل درست متن، نسلی را تربیت کرد که بعدها ستونهای اصلی تئاتر امروز شدند. نگاه دقیق و انسانی او به هنر نمایش، کیفیتی ساخت که همچنان معیار سنجش بسیاری از هنرمندان جوان است.
تماشاخانه ایرانشهر که یکی از سالنهای خود را به نام استاد سمندریان مزین کرده، خود را وارث این مسیر میداند؛ مسیری که بر اندیشه، وجدان حرفهای و احترام عمیق به هنر نمایش بنا شده است. ما امروز با افتخار یاد او را پاس میداریم و باور داریم که تئاتر ایران بیش از هر زمان دیگری به روح جستجوگر، دقت، انسانیت و درک هنری او نیازمند است. یادش روشن و نامش ماندگار.»