سینما، پول، شهرت، محبوبیت، افتخار، خوشبختی، خوشنامی، بیپولی، فساد و بدنامی دارد.
صد البته این ویژگیها و امتیازها و عوارض مختص سینما نیست و هنرمندان بهویژه بازیگران سریالهای تلویزیونی، آثار تئاتری، موسیقایی و ادبی و هنری را هم در مواردی شامل میشود.
اغلب کسانی که به کار هنر و به خصوص بازیگری در سینما رو میآورند، جدا از تواناییها، دانش و قابلیتهای هنری خود، عمدتاً برای دیده شدن و شهرت جذب فعالیتهای هنری و سینمایی میگردند و کمتر هنرمندی برای هنر آفرینی و فرهنگسازی و حفظ و ارتقای فرهنگ جامعه و افزایش آگاهیهای اجتماعی وارد عرصههای هنر و فرهنگ میشود.
گرچه پیامدهای یاد شده میتواند حاصل نوع حکومتها، مناسبات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی جوامع مختلف باشد، لیکن به عنوان نمونه، فقط محصول رژیم پهلوی و یا جمهوری اسلامی نیست و به عوامل مهم دیگر از جمله نوع شخصیت، زندگی و فعالیتهای هنرمندان، سیاستهای فرهنگی، نیازهای اجتماعی، مدیریتهای درست یا غلط و دانش و فرهنگ آنها و جامعه و حکومتها نیز بستگی دارد.
از همین رو در میان هنرمندان و بازیگران سینما، با بسیاری از افراد شهیر، کمنام، پولدار و بی پول و سعادتمند و یا ناموفق و شکست خورده که به نان و نوا رسیدند و یا آنها که بینان و نوا بوده و هستند روبرو هستیم. این گونه نیست که عنوان شود، اکثر هنرمندان و بازیگران دوران پهلوی ناموفق بوده و بازیگران و هنرمندان کنونی موفق و خوشبخت هستند، چرا که در هر دو دوره، نمونههای موفق و ناموفق بسیاری را سراغ داریم.
اگر در آن زمان مثلا بازیگری معتاد و تباه شده و یا هنرمندانی زندگی خانوادگیهایشان با طلاق و کجروی متلاشی شده، در این زمان هم همین موارد دیده شده و میشود. با این حال واقعیت اینکه اکثر هنرمندان، عشق هنر و سینما بودهاند و اگر هم به شهرت و ثروت دست مییافتند، به جز آنها که اهل سوداگری و یا آیندهنگر بودند، دیگران با عایدات و درآمدهایشان، زندگی سلامت داشته و فقط اموراتشان را سپری کردهاند.
به همین دلیل است که بسیاری از آنها در شرایط دیروز جامعه و امروز کشور که حال و روز هنر و سینما و هنرمندان به شدت وخیم است و به جز جماعت هنر و قلمفروش و مجیزگویان و خودیها، دیگران و هنرمندان توانا، محترم و کاربلد، امکان کار و فعالیت هنری ندارند. هنرمندان و بازیگران بیکار و گرفتار و دستتنگ و فقیر و بیمار که همچنان سقفی بر سر خود و خانوادههایشان ندارند و برای تامین معاش خانواده به ناچار تن به مشاغل دیگر میدهند، بسیار بیشتر از سالهای قبل از انقلاب است و این رویداد تلخ و اندوهبار، بیش از هر چیز حاصل نامدیریتی صندلینشینان سینما و هنر و فرهنگ کشور است.
از سالهای بسیار دور، تصویر چاپ شده زندهیاد اکبر هاشمی در یکی از مجلههای قدیمی که صاحبخانهاش او را در کنار اثاثیهاش به کوچه انداخته بود، در ذهنم نقش بسته و از امروزیها هم همین بس که هنرمندان مشهور و محبوب دوران قبل و امروز "اسدالله یکتا"را در حال فروش سیگار و "اصغر سمسارزاده" بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون را دست تنگ و بیخانمان میبینیم که به راستی مشت نمونه خروار است.
این دو بازیگر پرکار روزگاری در ردیف معروفترین بازیگران کشور قرار داشتند و هر کدام با بازیهای خود در دهها فیلم، در یادها ماندند، اما اکنون...
مدتهاست یک ویدئوی دردناک و تاسفبار از استاد سمسارزاده دست به دست میشود که او با بغضی در گلو و چشمهای اشکبار از زحمات و خدمات هنری خود طی سالها میگوید و از فقر و بیمسکنیاش گلایه مینماید.
با این حال، این مسائل را با طنزی تلخ و بزرگمنشی عنوان میکند و با قلبی مالامال از درد میگوید: "درست است که اکنون خانه ندارم، ولی به من قول دادهاند که بعد از مرگم در بهشت زهرا به من خانه و مسکن ابدی بدهند..."
…و این است حال و روز هنرمندان و بازیگران کشور ما که قربانی سیاست و تجارت در سینما و تلویزیون و هنر بازاری شدهاند و اصغر آقای گل و بلبل و سنبل یا اصغر ترقه سریال موفق و خیابان خلوت کن"خانه به دوش"دهه پنجاه، بعد از سالها بازیگری و بازی در سی فیلم سینمایی، چهارده سریال تلویزیونی و پنج سریال شبکه خانگی، همچنان خانه به دوش است و به او خانه آخرت را نشان دادهاند!
