معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری با همکاری بنیاد ملی نخبگان و بنیاد هزارفامیل و خودینواز فارابی با هدایت سازمان فرسوده و مستعمل و کجرو و ناتوان سینمایی در یک حرکت تبلیغاتی و جنجالی فراگیر، اقدام به انتشار یک فراخوان سینمایی کردهاند.
"فراخوان توانمندسازی و حمایت از استعدادهای برتر و نخبگان هنری برای ورود به عرصه حرفهای سینما "عنوان این حرکت و در واقع بازی اغواگر و فریبای سینمایی، سیاسی و تجاری است که بنا دارد با پهن کردن فرش قرمز! زیر پای نخبگان هنری و استعدادهای برتر از آنها حمایت کرده و سینمای بازار مکاره دولتی/ نهادی را متحول کند!
این فراخوان رنگین و اقدام پرابهام و مسئلهدار سازمان یاد شده و همکارانش، بیشتر از آنکه، تعجبآور باشد،به شدت ناراحت کننده است! برگزارکنندگان این برنامه بویژه سازمان بیسازمان سینمایی قرار است از کدام استعدادهای برتر و نخبگان هنری دفاع کرده و کدام سینما را ارتقا بخشند؟
کارنامه فعالیت سازمان مذکور در چند دهه اخیر پر از لکههای سیاه؛ سرکوب تواناییها و ممنوعیت و محدودیت و خانهنشینی استعدادهای برتر و فراری دادن نخبگان هنری از کشور،بستن درهای هنرآفرینی روی آنها و نوازش همسوهای سیاسی و انزوای سینماگران برتر و درخشان ایران و ابتذال و فساد در سینما و رواج بازاری و تجاری سازی فیلمکهای بد و ضد فرهنگ ملی و تخریب جشنواره فیلم فجر و صدها اقدام ناشایست در کنار حیف و میل بیتالمال و هدر دادن بودجه سینما است و اینها بخشی از سیاهیهای پرونده نامدیریتی اربابان و حاکمان سینما در کشور است.
با چنین حال و اوضاع و کارنامه سیاه درخشان سازمان! نهادهای یاد شده با اعلام فراخوان و برگزاری این برنامه میخواهند از کدام استعداد برتر و نخبه هنری حمایت کنند؟
اینان که با بیخردی و تحمیل! بسیاری از این نخبگان و برترها را در زیر دست و پای قدرت،سیاست و ثروت لگدمال کرده و سینما را به منجلاب فرهنگسوزی سوق دادهاند، آیا این کارشان دایر کردن دکانی جدید برای کاسبی است یا دست و پا زدن برای چند صباح اربابی بیشتر در سینما؟
آیا نامدیران سوداگر برای میل بودجههای معاونت ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان دندان تیز کردهاند یا بناست آنها را هم مانند خود بدنام نمایند؟
در هر صورت دیگر حنای نامدیران و نامسئولان هنر و هنرمندکش و مخرب استعدادها و قابلیتهای هنری نخبگان و هنرآفرینان کشور برای اهالی هنر و سینما و ملت رنگ ندارد و رسواییهای بیشتر و بزرگتری را نصیب آنها خواهد کرد، آن هم در شرایطی که صدها هنرمند و سینماگر مستعد و توانا بیکارند و بسیاری حتی نان شب هم ندارند.
دوستان و هنرمندان و منقدان و اصحاب رسانه و همگان میدانند که شخصیت فردی و خانوادگی مدیران حوزههای مختلف و از جمله هنری و سینمایی، هرگز در نوشتار و گفتار من، معیار نقد عملکردهای آنها به عنوان مدیر و مسئول نبوده و نیستند و معمولا به ندرت از کسی در این ارتباط نام میبرم، از همین رو،بر این باورم که خصوصیات شخصی مقامداران و مسئولان به خود آنها مربوط است، مگر اینکه افزون بر عملکردهایِ غلط و بد مدیریتی با تکیه بر برخی ویژگیهای شخصی خود،نامدیریتی و بیعدالتی را به اوج برسانند که در آن صورت مورد برخورد قرار میگیرند.
دو پاره شدن جشنواره فیلم فجر از اقدامهای مهم و ضد فرهنگ و ضد ایرانی نامدیران است و هیچ کدام از دو جشنپاره موسوم به ملی و جهانی دارای ارزش و اعتبار نیستند و برنامههایی فرمایشی و سفارشی و بودجه بر باد ده در دامان ننگین فرهنگسوزی کشور محسوب میشوند.
در مسیر تداوم غلطها و سیاهیهای بیشتر سینما، آقای تابش که فردی محترم، ولی مدیری غیرمتخصص است به عنوان دبیر جشنپاره ملی فیلم انتخاب شده است... همانطور که نوشتم با شخصیت ایشان، کاری ندارم، لیکن چون جشنپاره مذکور را ضد ملی میدانم، معتقدم که هر کسی با هر وجهه و توانایی در خدمت جشنپارهها باشد، تنها میتواند در تخریب بیشتر سینما و هنر و کشور و حیف و میل بیتالمال نقش ایفا کند و این انتخاب هم فقط بر سیاهی کارنامه نامدیران سینما میافزاید و بس.
