هانیبال الخاص، نقاش نوگرای ایران گفته بود؛ دلم می خواست مردم بسنده کنند به دیدن کار؛ زیاد سوال نکنند و خودشان از زبان هنرمند گزارش دهند. این را ما تا یاد نگیریم، هنرمندان از نمایشگاه خود راضی نخواهند بود.

به گزارش ایرنا، حدود دو دهه پیش هانیبال الخاص، نقاش ایرانی گفته بود: «من نقاشی‌های خیلی زیادی از کودکان فلسطین کشیده‌ام .کودکانی را که سنگ پرت می‌کنند، نقاشی کرده‌ام. تابلوهای زیادی دارم از آن زمان».

هانیبال الخاص، نقاش، منتقد، مدرس هنری، مترجم و نویسنده، ۲۶ خرداد ماه ۱۳۰۹ در کرمانشاه به دنیا آمد، از نقاشان نوگرای فیگوراتیو ایرانی بود، از سن کم شروع به نقاشی کرد. برای مجله توفیق، کاریکاتور می‌کشید، به تهران که آمد، در کلاس نقاشی جعفر پتگر شروع به کار کرد. بعدها برای تحصیل پزشکی به آمریکا رفت، اما پزشکی را نیمه رها کرد و فلسفه و نقاشی خواند، و در رشته تصویرسازی، کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را دریافت کرد. همچنین در گالری اینفو آمده که در در سال‌های ۱۹۵۶ و ۱۹۵۸ میلادی به ‌ترتیب کارشناسی و کارشناسی ارشد هنرهای تجسمی از موسسه هنر شیکاگو را اخذ کرد.

پس از پایان تحصیلات در سال ۱۳۳۸ شمسی به ایران بازگشت، الخاص با سانسور مخالف بود و پیش از انقلاب برای دفاع از آزادی نشر و بیان به عنوان شاعر به عضویت کانون نویسندگان ایران در آمد و با جلال آل احمد، غلامحسین ساعدی، نادر نادرپور، سیروس طاهباز، جمال میرصادقی، محمد قاضی و رضا براهنی و محمود اعتماد زاده دوستی و معاشرت داشت. در دهه‌ پنجاه برای روزنامه کیهان نقد هنری می‌نوشت.

آیدین آغداشلو، نقاش می گوید: « دنیای الخاص، دنیای خاصی است.» همچنین رویین پاکباز، هنرمند و تاریخ نگار درباره آثار الخاص می‌نویسد: «از اواسط دهه‌ ۱۳۴۰، به ترکیب‌بندی‌های پیچیده‌تر با رنگ‌های تند و گاه همراه با نوشته‌های توضیحی روی آورد. اسطوره‌های کهن، نقش‌برجسته‌های آشوری و هخامنشی، شمایل‌های مسیحی، دیوارنگاره‌های استادان مکزیکی و نقاشی‌های گوگن الهام‌بخش او بودند. به ادبیات و به‌ویژه شعر نو بسیار علاقه داشت و شماری از نقاشی‌هایش را بر اساس اشعار نیما، شاملو، فروغ و دیگران خلق کرد.»

الخاص در طول زندگی هنری خود به خوبی توانست روایتگری هنر ایرانی را با تمثیل‌های اسطوره‌ای درآمیزد و با بهره‌گیری از فضاسازی‌های مذهبی ال‌گرکو و اکسپرسیونیسم مارک شاگال، سبکی را شکل دهد که کاملاً شخصی و در عین حال ایرانی و مدرن است.

در سایت آرت‌چارت نقل قولی از الخاص آمده، او در خصوص نقاشی‌های فیگوراتیوش گفته بود: «بیشتر دوست داشتم بروم در کلاس‌های مدل زنده، نقاشی کنم. در همان کلاس بود که برای اولین‌ بار کارهای ذهنی کردم. آن کار ذهنی پر از صورت‌های آدم بود. تخیلات بیشتر روی کارهایی بود که در آن اندام انسان و چهره انسان بود، ولی اولین باری که در کارهایم موضوعی را نگه داشتم و تکرارش کردم و بعدها به صورت امضاء کارهای من شد، وفور آدم بود».

در هنرستان پسران، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، دانشکده مانتی سلو ایالت ایلینوی آمریکا و دانشگاه آزاد، بیش از ۳۵ سال تدریس کرد.

سال ۱۳۳۹ آثارش را در انجمن ایران و امریکا و گالری رضا عباسی به نمایش گذاشت، در سال ۱۳۴۰ گالری گیلگمش را تأسیس کرد. او در سومین بینال تهران شرکت داشت و آثارش را به صورت انفرادی یا جمعی بارها در ایران و آمریکا به نمایش گذاشت. همچنین مدتی در هنرستان هنرهای زیبای تهران و سپس تا سال ۱۳۵۹ در دانشکده هنرهای زیبای تهران به تدریس اشتغال داشت. سال ۱۳۸۲ در ششمین دوسالانه نقاشی معاصر تهران به سبب «عمری سرشار از تلاش، کوشش و خلاقیت» از او تجلیل و در سال ۱۳۸۹ آخرین نمایشگاه انفرادی وی به مناسبت هشتاد سالگی هنرمند در خانه هنرمندان برگزار شد. آثار این نقاش نوگرای معاصر در بیشتر از یکصد نمایشگاه انفرادی و بیش از دویست نمایشگاه گروهی در ایران و اروپا و آمریکا و کانادا به نمایش در آمده است.

کاش مردم از زبان هنرمند گزارش دهند

مائده زمزمه در یادداشتی آثار الخاص را اینگونه معرفی می‌کند: «الخاص را باید خالق طیفی از آثار با موضوع‌های متنوع دانست؛ از درون‌مایه‌های اجتماعی مانند انقلاب ایران گرفته تا مضامین فردی و تصویر کردن عواطف بشری. از هانیبال آثار بسیاری در دنیای نقاشی ماندگار شده که از نامی‌ترین آن‌ها می‌توان به تابلوی پانزده قطعه‌ای «آفرینش» و اثر «انقلاب» اشاره کرد. او در آثارش به طرح‌ها و طیف رنگ‌هایی که به‌ کار می‌برد، توجهی جدی داشت. به‌خصوص در انتخاب رنگ برای هر جزء از نقاشی‌اش اغلب هوشمندی به خرج می‌داد. برای مثال در تابلوی انقلاب که در سال ۱۳۵۶ آن را آفرید، رنگ چادر زنان را به نشانه‌ی پاکی، آبی و رنگ غالب در اثر را به پاسداشت خون شهیدان، قرمز انتخاب کرد. رنگ‌ها در آثار الخاص بازتاب مایه‌های هنر شرقی را دارند».

هانیبال الخاص چهار کتاب آموزش هنر تالیف کرد و برای ده ها کتاب طرح روی جلد کشید، همچنین این نقاش، مجموعه‌ای از نقدها، خاطرات و دیگر نوشته‌های خود را در کتاب بی‌پرده با آفتاب منتشر کرد. اولین حضور هانیبال الخاص در حراج‌ها به خرداد سال ۱۳۹۲ (می۲۰۱۳) به خانه‌ حراج تهران بازمی‌گردد.

بنا الخاص، پسر هانیبال سال ۱۳۹۵ در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق گفته بود: « او نمی‌خواست به آمریکا برگردد و آرزو داشت که در ایران بمیرد منتها به خواسته همسرش برگشت. در روزهای آخر وقتی در بیمارستان بود، یکی از خواهرهایم که در آمریکا بود، خودش را به او رساند و من و یکی دیگر از خواهرهایم که در اروپا بودیم، توانستیم روز آخر خودمان را به آمریکا برسانیم منتها در این مدت خواهر دیگرمان که زودتر توانسته بود او را ببیند، با پدرم صحبت کرد. یکی از آرزوهایش این بود که یک گالری آنلاین داشته باشد و همه بتوانند کارهایش را ببینند. ما هم تلاش کردیم علاوه‌بر نقاشی‌هایش، نامه‌ها، نوشته‌ها، مقاله‌ها و فهرست شاگردانش را در این سایت قرار دهیم. نقاشان کاتالوگی دارند که بعد از مرگشان تمام کارهایشان شماره‌گذاری و جزئیات آثار ثبت می‌شود اما کاتالوگ‌کردن آثار خیلی از نقاشان مثل پیکاسو هنوز تمام نشده است چون مدام کارهایی از او پیدا می‌شود. پدرم هم پرکار بود و حدس می‌زنیم بیش از سه‌هزار اثر داشته باشد».

هانیبال الخاص روز ۲۳ شهریور ۱۳۸۹ خورشیدی در کالیفرنیا از دنیا رفت. بنا به آروزی او، این سایت روز چهارشنبه ۲۶ خرداد ماه ۱۳۹۵ همزمان با سالروز تولدش، آغاز به کار کرد.

هانیبال باور داشت «غم‌خوارگی بنیاد همه هنرهاست»، در روزهای بیماری پایان عمر نیز از نقش ‌زدن دست برنداشت. او قطعات کوچک کاغذ را کنار بسترش گذاشته‌ بود، هر از گاهی که هوشیاری داشت، قسمتی از یک کتاب را مطالعه می‌کرد یا برایش می‌خواندند و بر اساس ادراک ذهنی برآمده از آن، نقاشی می‌کشید. به گفته نقاش، با تلفیق چند مکتب نقاشی، مکتب «الخاصیسم» را آفریده‌ بود.

کاش مردم از زبان هنرمند گزارش دهند

محمدحسین مصلی‌نژاد در گفت‌وگویی به سال ۱۳۸۷ که با الخاص داشته به نقل از نقاش نوشته است: «دلم می خواست مردم بسنده کنند به دیدن کار؛ زیاد سوال نکنند و خودشان از زبان هنرمند گزارش دهند. این را ما تا یاد نگیریم، هنرمندان از نمایشگاه خود راضی نخواهند بود. کار من برای این نیست که بیایم اینجا (در گالری) و چهار ساعت حرف بزنم . بیاموزیم که از خود هنرمند توضیح نخواهیم. اصرار بر اینکه باید مصاحبه کرد و صدای خود هنرمند را شنید، حالت‌های رمانتیک واحترام‌های اداری است، که من قبول ندارم.»