خانه سینما گرچه با شعارهای جذابی مانند مرکز و ستاد ساماندهی امور صنفی و فرهنگی سینماگران کشور دایر شد، لیکن از همان آغاز تاسیس مانند سایر تشکلهای رسمی در امتداد اجرایی کردن اهداف و سیاستهای دولتی شکل گرفت.
در واقع هرگز قرار نبود و نیست این مکان و محل تجمع که بعدها با حضور و فعالیت سینماگرانی از طیفهای مختلف که برایشان وابستگیها و منافع سیاسی و جناحی و شخصی در الویت بود و تداوم کشمکشهای سیاسی و سلیقهای میان جریانهای هدایتکننده این خانه با سازمان دکوری و نمایشی سینمایی که خانه یاد شده با بودجه و نفوذ آن زاده شده بود و همچنین مخالفتها و کشمکشهای سیاسی گروههای مختلف سیاست پیشه قدرت طلب،یک سازمان صنفی سینمایی باشد و در این مسیر هم حرکت کند.
دولتها بودجه این خانه را از سفره ملت و در راه اجرایی کردن سیاستهای خود تامین کرده و میکنند و هدف صرفا اجرای برنامههای دولتی بوده است، اما گرایشهای سیاسی و تعلقهای جناحی و منافعی طیفهای ادارهکننده خانه سینمای دولتی، سبب شد تا جریانهای حاکم در گذشته و امروز آن را در راستای اهداف خود جهت دهند و خانهای که باید محل قابل اعتماد رسیدگی به امور صنفی سینماگران باشد به مرکز زد و خوردها و زد و بندها و خانه سیاسی/تجاری تبدیل شد.
سینماگران کشور که گمان میکردند با عضویت در این خانه به مسائل و مشکلات آنها توجه و رسیدگی خواهد شد به جز عده اندکی که به دار و دستههای حاکم بر آن وصل و خودی بودند و جیبهایشان خالی نمیماند، دیگران با سرخوردگی از عملکردهای نادرست حاکمان این خانه و ناامید شدن از دستیابی به حق و حقوق قانونی خود، دریافتند در کشوری که در آن سینمای ملی وجود ندارد و آنچه تحت عنوان سینماست یک بازار مکاره دولتی و نهادی است و خانه سینما نیز نه خانه آنها که محل کاسبی و میدان جنگ برای کسب درآمد است، امید به این سینما و خانه منحرف اربابان سینما را از کف دادند.
خانه سینمای امروز با آنکه پولش دولتی است، لیکن عملکردش دولتی نیست و گروهی و باندی است و این مشی و رویه مورد پسند سازمان فرسوده و مستعمل سینمایی نیست و از آن سو نیز مورد اعتماد سینماگران هم نیست.
خانه سیاسی/تجاری سینما هشت هزار عضو دارد، اما از این تعداد حتی هشتاد تن نیز مشغول کار نیستند و آنهایی که کار میکنند یا به دولتیها متصلاند یا به نهادیها وصل هستند و سایرین چون اهل بازیهای سیاسی نیستند و فعالیتهای سینمایی تنها محل درآمد و تامین کننده هزینه زندگی آنها است، بیکار و منزوی و خانهنشین هستند.
نامدیران سینما در سازمان سینمایی دولتی و متولیان سینمایی سازمانها و نهادهای سیاسی/فرهنگی و همچنین صندلینشینان زیادهخواه خانه سینمای بازار مکاره کشور به تنها چیزی که نمیاندیشند سینماست و به آنچه توجه ندارند زندگی و فعالیتها و مسائل و گرفتاریها و بیکاری و بیخانمانی سینماگران است.
آنها مانند سازمان سینمایی به نوعی فقط بودجهخوار و فرهنگسوز و هنر و هنرمندکش و به دنبال اهداف و برنامههای سوداگرانه خود هستند.
نامدیران سینمای دولتی که یاد گرفتهاند به وسیله تبلیغات با سینما و سینماگران و ملت بازی کنند و در آرامش به حیف و میلهای خود ادامه دهند،با ظاهر آرایی،جشن و جشنپاره فیلم کوتاه و بلند و انواع مراسم رنگین و شوهای شبه سینمایی برگزار میکنند و ادارهکنندگان خانه موسوم به سینما هم دور میزهای چرب و نرم نشسته و همچنان راه خود را میروند و کار خود را میکنند و در این میان این سینماگران هستندکه هر روز بر عده بیکاران و مطرودان و بیمارها و گرفتارها و بیخانمانهایشان افزوده میشود.
آری متاسفانه در آمارخانه سیاسی/تجاری سینما هشت هزار عضو دارد، اما به غیر از آن عده خودی، هیچکس از این خانه، سازمان بودجهخوار سینمایی و اوضاع بد سینما رضایت ندارد و بسیاری به این باور رسیدهاند که در سینمای بازار مکاره دولتی و تشکلهای بودجهخوار و فرهنگسوزی مانند فارابی و خانه سینما و دیگر سازمانها و نهادهای مدعی فعالیتهای سینمایی که جز حیف و میل بیتالمال و هدر دادن سرمایههای مادی و معنوی کشور، ثمری ندارند را باید گل گرفت.
