نشست «شب مکتب کمانچه استاد علی اصغر بهاری» و بزرگداشت مازیار کربلایی سازگر مکتب استاد بهاری با حضور جمعی از هنرمندان برگزار و عنوان شد که بهاری از آن مردمانی نبود که به تاریکی دشنام بگوید، او شمع روشن میکرد، نور میافروخت و این چنین زندگی کرد.
به گزارش ایرنا، نهصد و هشتاد و هشتمین شب بخارا با عنوان «شب مکتب کمانچه استاد علی اصغر بهاری» و بزرگداشت مازیار کربلایی سازگر مکتب استاد بهاری شامگاه پنجشنبه (۱۴ آبان ماه) با حضور مهدی آذرسینا نویسنده، آهنگساز، ردیفدان، نوازنده کمانچه، علیاکبر شکارچی نوازنده کمانچه، آهنگساز و مدرس موسیقی ایرانی و موسیقی لری، مازیار کربلایی سازگر مکتب استاد بهاری، حسام اینانلو آهنگساز، نوازنده و مدرس کمانچه، آریا طبیبزاده نوازنده کمانچه با مدیریت علی دهباشی روزنامهنگار، نویسنده و سردبیر مجله بخارا در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
علی دهباشی روزنامهنگار، نویسنده و سردبیر مجله بخارا در این نشست طی سخنانی به معرفی علی اصغر بهاری و مازیار کربلایی سازگر مکتب استاد بهاری و اهمیت فعالیت این اساتید پرداخت.
علی اصغر بهاری، احیاگر ساز کمانچه در دهه ۳۰
آریا طبیبزاده نوازنده کمانچه و پژوهشگر در ادامه اظهار کرد: این نشست به افتخار استاد علیاصغر بهاری یکی از برجستهترین موسیقیدانان ایران، برگزار میشود؛ کسی که به تنهایی عمر خود را صرف کرد تا ساز کمانچه را که در دهه ۳۰ در حال فراموشی بود، احیا کند. او با نواختن، ضبط، اجرا و مهمتر از همه، تعلیم هنرجویان، حیات و دوام این ساز را تضمین کرد.
وی گفت: آخرین دوره درخشش کمانچه، اوایل دهه ۳۰ بود (که صفحات حسینخان اسماعیلزاده را در آن دوران داریم). پس از آن، کمانچه به تدریج کنار رفت. اگرچه این ساز در موسیقی نواحی ایران تداوم داشت اما در موسیقی دستگاهی، صحنه را به ساز ویولن واگذار کرده بود. حدود ۳۰ سال، یک خلأ ایجاد شد؛ در این دوران، موسیقی ما تحولات شگرفی را تجربه کرد اما کمانچه نبود که در این مسیر تحول، هویت خود را حفظ کند.
طبیبزاده افزود: نیاز آن دوره، فردی بود که کمانچه قاجار را به خوبی بشناسد، سنت آن را فراگرفته باشد و بتواند آن را به روند جدید موسیقی مرتبط کند وگرنه صرف تقلید از شیوه اسماعیلزاده فایدهای نداشت و مخاطب آن دوره ارتباطی با آن برقرار نمیکرد.

این پژوهشگر بیان کرد: استاد بهاری پرورشیافته در مهمترین مکتب کمانچهنوازی قاجار بود. پدربزرگ او، میرزا علیخان شاگرد اسماعیلخان کمانچهکش و او نیز شاگرد خوشنوازخان بود. استاد بهاری نزد پدربزرگ و داییهایشان کمانچه را آموخته بود و شناخت کاملی از ساز قاجار داشت. بعد هم نزد رضاخان محجوبی شاگردی کرد. در نتیجه، وقتی استاد بهاری از دهه ۳۰ فعالیتش را آغاز کرد، گویی کسی آمده بود که آن ۳۰ سال خلأ را با مهارت کامل پر کند. او بر سازش مسلط بود و آن خلأ را به بهترین شکل پُر کرد.
وی گفت: با این وجود در حوزه کمانچهسازی، این اتفاق به آن صورت نیفتاد. برخی معتقدند ما در آن دوران، سازگری در تراز محمد کرمخان نداشتیم اگرچه بزرگانی همچون امیرعطایی و دیگران زحمات بسیاری برای حفظ کمانچه کشیدند و کارشان بسیار مهم بود اما در سازهای آن دوره، تأثیرات جدی از ویولن وارد شده بود. نیاز داشتیم کسی کمانچه را به صورت سنتی بسازد که برای نوازندگی اصیل قابل استفاده باشد. کسی که سلیقهاش صدای ساز استاد بهاری است، باید سازی داشته باشد که همان صدا را بدهد، نه صدای ویولن را.
طبیبزاده افزود: این اتفاق در اواخر دهه ۶۰ افتاد؛ مازیار کربلایی در منزل استاد بهاری اصول کمانچهسازی را از بهترین کسی که میتوانست آن را آموزش دهد، فراگرفت؛ کسی که کمانچه قاجار را تمام و کمال میشناخت. کربلایی نیز با نبوغ، ذوق و پشتکارش و با بررسی کمانچههای مختلف در سراسر ایران، به یک شیوه در کمانچهسازی رسید. باید به طور ویژه از زحمات استاد مازیار کربلایی تنها یادگار استاد بهاری در سازگری کمانچه تقدیر کنیم، او در چهار دهه گذشته زحمات بسیاری کشید، آموختههای خود را از استاد بهاری به خوبی در نظر و عمل به کار بست و کمانچههایی به شیوه سنتی ساخت.
شیوه متمایز کمانچهنوازی استاد بهاری
مهدی آذرسینا نویسنده، آهنگساز، ردیف دان، نوازنده کمانچه نیز در ادامه این نشست با گرامیداشت یاد استاد بهاری اظهار کرد: حدود ۷۰ سال گذشته، موسیقی، با وجود آنکه آثار قابل قبول و قابل توجهی هم اجرا میشد اما در حداقل خود قرار داشت و در یک سراشیبی به سوی موسیقیهای سبک و عامیانه پیش میرفت. خطر این بود که لطمهای جبرانناپذیر به موسیقی اصیل و دستگاهی ایران وارد شود.
وی گفت: در آن زمان، کمانچه که از سازهای اصیل موسیقی ایران است، تقریبا در دست کسی نبود البته گاهی نشان داده میشد اما مطرح نبود و جای آن را بیشتر ویولن و نوازندگان این ساز در رادیو و تلویزیون و در راس تمام اهالی موسیقی گرفته بودند. در این زمانه، استاد بهاری، نغمه دلانگیز، پرمحتوا و دلنشین سازش را در موسیقی ایران ارایه کرد. در این دوره باید از تلاشهای هنرمندان برجسته موسیقی؛ نورعلی برومند و داریوش صفوت قدردانی کنیم که این دو نفر استاد بهاری را به دانشگاه آوردند و کار را شروع کردند.

آذرسینا افزود: در یادداشتها و کتابهایم با موضوع کمانچه و آثار استاد بهاری، به نکتهای درباره «آرشه جادوگرانه استاد بهاری» که بسیار سهل و ممتنع است، اشاره کردم؛ استفاده از تکیهها که شکل بسیار خاصی دارد و به شکل آن روال عادی که استاد صبا در کتاب ویولن خود آورده نیست البته شیوه نواختن استاد صبا بسیار باارزش است اما نحوه استفاده از تکیهها و به خصوص نحوه استفاده از زینتها و تزیینهایی که باید در درس تمام نوازندهها باشد، در کار استاد بهاری به صورت تعیینکننده است.
این نویسنده و آهنگساز بیان کرد: استاد بهاری از این جهت یکی از آن نوازندههای بزرگ و استثنایی ماست که به حدی سازش، زلال، پاک و نجیب است که کمترین خللی به ذهن شنونده نمیآورد و برای شنیدن تمام کسانی که موسیقی اصیل دستگاهی ایران را دوست دارند، سالم است.
آذرسینا در ادامه با بیان خاطراتی از زندهیاد علی اصغر بهاری، درباره شیوه کمانچهنوازی، بداههنوازی و تمایز آثار استاد بهاری با سایر نوازندگان و هنرمندان موسیقی سخن گفت.
استاد بهاری بسیار کمحرف، گزیدهگو بود و بدگوی دیگران نبود
علی اکبر شکارچی نوازنده کمانچه، آهنگساز و مدرس موسیقی ایرانی و موسیقی لری اظهار کرد: هنر به واسطه هنرمند شکل میگیرد و هنرمند هم اگر با جامعه و مردم ارتباط نداشته باشد، خود به خود چیزی شکل نخواهد گرفت. مازیار کربلایی در خانوادهای بزرگ شد که با ارتباط داشتن با استاد بهاری، هم صدای ساز استاد را میشنید و هم خود ساز را میدید. این شوق و زیبایی که در خود این ساز هست، باعث میشود که در ذهن، نیرویی به وجود بیاید که عین آن را خلق کنید.
وی گفت: در دوران کودکی صدای کمانچه نوازندگان محلی انقدر روی من تأثیر گذاشته بود که این صدا مرا بیقرار کرد و با ابزارهای ساده همچون قوطی روغننباتی، سیم تلفن راهآهن و موی اسب محلی، کمانچه بسیار ابتدایی ساختم، به نظرم صدای کمانچه نیز کربلایی را بیقرار کرد و خوش به حالش که او را به جایی رساند که امشب به خاطر این ذوق، خلاقیت و اینکه آن اندیشه به عیان به یک جسم مادی بدل شده است، به او تبریک میگوییم و برای کربلایی آرزوی سلامتی داریم. امیدوارم همچنان خلاق و باذوق بماند.

شکارچی با یادی از علی اصغر بهاری افزود: در دانشکده هنرهای زیبا با استاد بهاری آشنا شدم، او هفتهای یک بار میآمد تا شیوه کمانچهنوازی را آموزش دهد، سپس در مرکز حفظ و اشاعه، خانه صبا و خانهای به نام «مکتب» دیدارها و آموزشهای بهاری ادامه داشت. آموزش استاد، سینه به سینه بود، هیچ گاه نشد که به من بگوید کمانچه را چطور دستم بگیرم یا چطور آرشه بکشم، او کمانچه مینواخت و ما باید از او یاد میگرفتیم.
این نوازنده کمانچه با اشاره به ویژگیهای شخصیتی استاد بهاری بیان کرد: او بسیار کمحرف، گزیدهگو بود، بدگوی دیگران نبود و تعریف از خود نداشت؛ اصلاً از کسی بد نمیگفت. به عقیده من خوب دیدن، شرط انسان بودن است و نباید در دیگران بدی پیدا کرد، بهاری نیز چنین شخصیتی داشت. او در ارتباط با مسائل زندگیاش قانع، راضی، شاکر و بینیاز بود. بینیازی یکی از مراحل عرفان است. شرایط اجتماعی باعث شده انسانها به جاهای دیگر برسند اما بهاری واقعا همان ویژگی بینیازی را داشت.
شکارچی در ادامه با بیان خاطراتی از همراهی و همکاری با زندهیاد بهاری و خواندن شعری به یاد او اظهار کرد: شایسته است از نوازندگان محلی در شهرکرد، مازندران، خراسان و ترکمن که به موازات موسیقی دستگاهی، در کنار استاد بهاری در عرصه موسیقی محلی فعالیت کردند یاد کنیم، اکنون به همت این هنرمندان ساز کمانچه در سراسر ایران احیا شده است.
چگونگی فعالیت در حوزه سازسازی
مازیار کربلایی سازگر مکتب استاد بهاری نیز در این نشست ضمن خرسندی از برگزاری این برنامه و تقدیر از حسین مظفری و رضا موسوی زاده معلمان خود در حوزه موسیقی گفت: در چهل سال گذشته که زندگی حرفهای داشتم (۱۰ سالش معلم دانشگاه بودم و باقی را در کارگاه سازسازی گذراندم) امشب این برنامه برایم مثل خانه عمهام (خانه استاد بهاری) است. وقتی جوانها به کارگاهم میآیند، مناسبات آن روزها را تعریف میکنم. دوست داشتم شبی بود که میتوانستیم برگردیم به آن خانه تا آن فضا را ببینند؛ اینکه در هفته استاد برجسته موسیقی؛ علی اکبر شکارچی، مهدی آذرسینا، شهرام ناظری، زندهیاد نادر گلچین، زندهیاد آقای قوامی مهمان ما بودند.
وی افزود: تصور کنید وقتی این شخصیتهای برجسته فرهنگی به خانه استاد بهاری میآمدند و من به عنوان یک نوجوان میخواستم آیندهام را انتخاب کنم، چه سرمایهای در اختیار داشتم و چه کسانی الگوی من بودند، با در نظر داشتن محدودیتها، مشکلات و اوضاع اجتماعی، مجموعه اینها باعث شد که امشب بتوانم این خاطرات را بگویم. سازی که من میسازم، مسیری بود که گویی با عشق خودم انتخاب کردم اما گویا همه عوامل کمک میکرد تا من در همین مسیر بروم.
کربلایی با بیان خاطرات خود از استاد بهاری اظهار کرد: در دوره پادشاهی که اوضاع هنر روتین بود و همه چیز وفق مراد هنرمندان، در دوره سخت بعد از جنگ، هنرمندان موسیقی و نسل آقای بهاری دچار سکوت و انزوای تلخی شدند. دهه بعد از آن تا زمان فوت آقای بهاری اوضاع کمی سروسامان پیدا کرد.

وی گفت: هشت سال اول انقلاب، مرحوم بهاری چون دو فرزندشان در اروپا بودند، مجبور شد منزل تهرانش را بفروشد تا خرج آنها را تامین کند، چرا که جنگ شده بود، نابسامانیها، بحرانهای اجتماعی و قطع ارتباطات پیش آمده بود. بهاری در دماوند ساکن شد. من در سه ماه تعطیلی تابستان به خانه او میرفتم و باز هم مهمانان و استادان بزرگوار به خصوص تابستانها که آب و هوا خوب بود، به خانه آقای بهاری میآمدند و ما از محضرشان بهره میبردیم.
این سازگر کمانچه افزود: سال ۱۳۶۸، یکی از دوستان آقای ناظری به نام آقای نوهمیرزا محمدعلی (شاعر، نوه عبرت نائینی) منزلی در رسالت داشت. آقای ناظری خواست که استاد بهاری از دماوند به آنجا بیاید. من از سال ۶۵ تا ۶۸ چون پدرم نظامی بود به بندرعباس رفتیم، در این سه سال، فقط در سه ماه تعطیلیها از بندرعباس به تهران میآمدم و به منزل عمهام میرفتم. سال ۶۸ در دانشگاه قبول شدم و به تهران برگشتم و مقیم منزل استاد شدم. داستان سازسازی من از اینجا شروع شد البته انگیزههایش از قبل بود.
کربلایی با اشاره به خاطرات خود از ساختن سازهای سهتار و کمانچه اظهار کرد: پنج سال پس از فوت استاد بهاری دیگری کمانچه نساختم. یکی از شاگردان آقای بهاری (آقای قزوینی که اکنون کاناداست، نوازنده است) به کارگاهم آمد و گفت که ساز بسازم، کمانچههایم بینظیر است، تشویقهای او و مرحوم درویشرضا منظمی که بینهایت مرا تشویق کردند و گفتند که این صدای کمانچه چیز دیگری است، (همانطور که آقای بهاری گفته بود)، به من دلگرمی داد.
وی گفت: سالها کار کردم تا موفق شدم راه و رسم خودم را پیدا کنم. با شناختی که از استاد شکارچی داشتم و نزدیکیای که به او داشتم، خیلی دوست داشتم او را ببینم. با یک ذوق عجیبی نزد استاد شکارچی رفتم، او با همان فرهنگ، خلقیات، اخلاق و منش آقای بهاری، لحظه خداحافظی، سازی را در آموزشگاهش به من نشان داد و گفت که مواظب این سازت باش، این یک گنجینه است و این آن نقطه عطفی شد تا ساخت کمانچه را ادامه دهم و آن را رها نکنم.
این سازگر کمانچه افزود: عشق درونی مرا به فعالیت در این حوزه تشویق کرد، این کار را دوست داشتم. خوشبختی من این بود که با خانواده آقای بهاری نسبت داشتم و او حکم پدربزرگ مرا داشت. (مادرم متولد خانه میرزا علیخان بهاری بود و خاندان مادریام مستاجر یکی از اتاقهای میرزا علیخان بود. از ۱۰ سالگی هم که مرحوم بهاری با عمه من ازدواج کرد، پدر مرا بزرگ کرد به تبع استاد بهاری مانند پدربزرگم شد).
کربلایی بیان کرد: روزی که میخواستم سازسازی را شروع کنم، آقای بهاری به من گفت که برای چه میخواهی سراغ موسیقی بروی؟ گفتم که خیلی دوست دارم. آقای بهاری به من گفت که اگر کمانچه میخواهی بسازی یا میخواهی نوازنده شوی یا هنرپیشه تئاتر شوی یا در هنر فعالیت کنی، فقط به عشقت نگاه کن، برای پول، نام و نان یا هر چیز دیگر وارد هنر نشو، چون هنر خراب میشود. به دنبال آن چیزی برو که دوست داری اما اگر در حوزه موسیقی آمدی، نگران هیچ چیز نباش، هم برایت نام، پول و نان میآورد و تو برای هیچ کدام از اینها عجله نکن، اینها خودشان به تو میرسند.

وی گفت: سالهای پایانی زندگی آقای بهاری، نشریات و خبرنگارانی برای مصاحبه نزد او میآمدند. از آقای بهاری پرسیدند: «شما چندتا شاگرد داری؟» او کمی فکر کرد و گفت: «فکر کنم ۶ هزار» خبرنگار نوشت؛ بعد عمهام به آقای بهاری گفت که «چرا عدد میدهی؟»، آقای بهاری گفت: «عدد ندادم، ۶ هزار هنرجو است، کم گفتم؟»، عمه گفت: «آمار ۶ هزار از کجاست؟»، آقای بهاری گفت: «آقای شکارچی یکهزار شاگرد داره، آقای آذرسینا یکهزار، آقای مقدسی یکهزار حالا شاید یکهزار و ۲۰۰ هنرجو باشد، این دفعه میگویم ۷هزار هنرجو!»
کربلایی افزود: آقای بهاری به تمام هنرمندانی که در عرصه هنر از نسل شاگردانش بود تا جوانهایی که برای آموزش پیش او میآمدند، میبالید. آقای بهاری از آن دسته مردمانی نبود که به تاریکی بد و بیراه و دشنام بگوید؛ آقای بهاری شمع روشن میکرد و نور میافروخت، او این چنین زندگی کرد، نمونه بارزش همین جلسه است که آیین چراغ، خاموشی نیست.
کمانچهنوازی حسام اینانلو با سازی ساخته شده توسط مازیار کربلایی، پیش درآمد اصفهان از دیگر بخشهای این آیین بود.
علیاصغر بهاری (متولد ۱۲۸۴ – درگذشته ۲۰ خرداد ۱۳۷۴) از استادان موسیقی ایرانی و نوازنده برجسته کمانچه بود. او در دهه ۱۳۶۰ با فرامرز پایور، شهرام ناظری، جلیل شهناز، محمد اسماعیلی و سیدمحمد موسوی در «گروه اساتید موسیقی ایران»، همکاری داشت.
بهاری از موسیقیدانی بود که به تنهایی ساز کمانچه را پس از ۳۰ سال خاموشی احیا کرد آنچنان که گویی هیچ خللی در کار این ساز وارد نشده بود. او با پرورش موسیقیدانان و کمانچه نوازانی توانمند تداوم کمانچه و جایگاه این ساز در موسیقی ایران را برای همیشه تضمین و تثبیت کرد. استاد بهاری میراثی را که از خوشنوازخان و اسماعیل خان و میرزا علی خان بهاری گرفته بود به شاگردانی سپرد که خود بدل به اساتیدی بیبدیل در کمانچه و موسیقی ایرانی شدند.
*شرح عکس: استادان موسیقی ایران، زندهیادان؛ علیاصغر بهاری، جلیل شهناز، عبدالوهاب شهیدی، فرامرز پایور و حسین تهرانی
