سینمای ایران با تمام فراز و فرودهایش تا امروز که به بازار مکاره دولتی/ نهادی تبدیل شده و سفارشی و ابتذالسازی، حرف اول آن است، سینماگران مستعد و خوش ذوق و توانا که خالق آثاری مانا بوده و در ایران و جهان درخشیدهاند،کم ندارد، اما قصه عجیب اغلب این هنرآفرینان ممتاز و متمایز اینکه، آنها، روزگار ناخوشایندی را سپری کردهاند.
اینان که عمدتا به سینمای اجتماعی تعلق داشتند و سینماگرانی با فیلمهای مطرح محسوب شده به دلیل نوع نگاه و ساختار و مضامین و محتوای آثارشان، در دهها جشنواره مهم سینمایی جهان شرکت کرده و فیلمهایشان جوایز فراوانی را برای آنها و سینما و کشور به ارمغان آوردهاند.
با این حال بسیاری از آنها مانند بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، کیومرث پوراحمد و... با بیمهری نامدیران و نامسئولان سینما و سلیقهمداران مقامدار روبرو بوده و برخی آثارشان با سانسور به نمایش در آمده و تعدادی نیز مجوز نمایش نداشته و رنگ پرده را ندیدهاند.
یکی از این گروه سینماگران متفاوتاندیش و متفاوتساز که شهرت جهانی داشته و در ایران نیز مورد تحسین منقدان و هنرمندان و فرهیختگان کشور قرار دارد، "ابوالفضل جلیلی" است که به عنوان یک سینماگر شاخص اجتماعی با فیلمهای خوب و متفکرانه خود و رویکرد اکثر آنها به زندگی کودکان و نوجوانان، چندین فیلم تماشایی روشنگر و عمیق اجتماعی با محوریت شخصیتهای نوجوانان ساخته که برای بسیاری ازآنها موفق به کسب جوایز جهانی شده است، لیکن هیچ کدام از آثار این سینماگر آزاده و متعهد اجتماعی در کشور مجوز نمایش دریافت نکردهاند.
در واقع جلیلی و فیلمهایش در سینما مغضوب اربابان سینما، سیاست و سانسور شده و خودش قربانی کجاندیشی گشته است.
از آنجا که در تولید بعضی فیلمهایش تلویزیون هم مشارکت داشته، برخی از فیلمهایش در سیما به نمایش در آمدهاند و فیلم "میلاد" او به تازگی از تلویزیون پخش شد و انگیزه نگارش این یادداشت و یادمان او و سینمایش شد. میلاد در زمان تولیدش فیلم قابل تاملی بود و دیدنش لطفآمیز بود.
ابوالفضل جلیلی بهرغم محدودیتها و ممنوعیتها و چند مصاحبه روشنگرش، فیلمسازی بدون حاشیه و جزو سینماگران مظلوم و قربانی سینمای سیاستزده شده است.
او تحصیل در رشته کارگردانی و بازیگری در دانشگاه هنرهای دراماتیک را ناتمام گذاشت و از سال پنجاه و دو فعالیت در سینمای آزاد را آغاز کرد.
جلیلی از سال پنجاه و نه با ساختن فیلم مستند کارش را در تلویزیون شروع کرد و میلاد نخستین فیلم سینمایی او در سال شصت و دو ساخته شد.
جلیلی در ادامه، فیلمهای خوب و انسانی و اجتماعی؛ داد، مسیر معکوس، حافظ، گل یا پوچ، ابجد، دلبران، قصههای کیش، دان، یک داستان واقعی، دت یعنی دختر، رقص خاک، گال، بهار و فیلم ناتمام درنا را در مقام نویسنده و کارگردان ساخت که هیچ کدام در سینماها به نمایش در نیامدند، اما بیشتر آنها از جمله حافظ، رقص خاک، یک داستان واقعی و قصههای کیش در جهان تحسین شده و جوایز بیشماری را نصیب او کردند.
جلیلی قصههای کیش چند اپیزودی را همراه محسن مخملباف و ناصر تقوایی کارگردانی کرد که هر سه نامزد دریافت جایزه نخل طلای کن شدند.
دلبران و رقص خاک تحسین شدهترین فیلمهای او در ایران و جهان بودهاند.
ابوالفضل جلیلی در مصاحبهای گفته است؛ "با سانسور قانونی فیلمها موافق است، اما سانسور در ایران را قانونمند نمیداند.".
