استاد جبار آذین؛ مدتهاست که حال دل قلمتان خوب نیست و به ظن بنده، سبب وعلت آن شکاف عمیقی است که بین شما و خواننده امروز افتاده... البته از ابتدا شکاف نبود، از رانش های خوشکسالی فرهنگی، به گودال های کوچک و با دستوری کاملا کارشناسی شده به شکاف عمیق فرهنگی ارتقا یافت و سالهاست به دره مرگبار فساد وابتذال نامگذاری و آن را به رسمیت می شناسند!!

جنابعالی، بنده و نوعی، اکسپلورهای بسیار محدودی داریم... اما در مقابل، اکسپلورهای فساد و ابتذال، هر روز تعداد جمعیت آنها بیشتر می شود و اکثرا به سندرم شهوتو شهرت مبتلا هستند!

هفته گذشته جناب داودی عزیز ویدیویی بسیار قابل تاملی را ارسال کردند. یک مدرسهراهنمایی «مرفه» از تعدادی دانش آموز سئوال شد که پایتخت ایران کجاست؟ جوابها باعث شرمساری و اینکه چه به روز فرزندان ایران آمده؟!

همین سئوال را دوسال قبل، بانوی آموزگار جوانی که به اتفاق یازده دانش آموز فاقدآب، نان، پوشش و درچادری گرم و کشنده «دشتیاری بلوچستان» که پایتخت ایرانکجاست؟ هر یازده دانش آموز، بدون تردید جواب صحیح دادند.

به موضوعی که عین واقعیت است، اشاره و شاید خواندش مرهمی برای حال نامساعداین روزهای شما باشد.

نمایش «مسافرخانه» به این دلیل برای دیدن رئیس جمهور وقت انتخاب شد که بازیگرزن نداشت! امروز تنها بازمانده آن نمایش، بنده هستم! ناصر گیتیجاه، ورشوچی، اکبر دودکار، حسین رنگین وند و نعمت اله گرجی… نیستند.

طبق دستور باید هفت صبح، در تالار وحدت حضور به هم می‌رساندیم.حالا چرا هفت صبح؟! از یازده صبح سر و کله مقامات حفاظت از جان رئیس جمهور وقت پیدا شد‌ ودستور دادند که نمایش برای مسئولین حافظ جان اجرا شود!! و بعد از اجرا، دو ساعتیگروه را رهنمود و ارشاد!! و دستوراتی را صادر کردند. نمایش مسافرخانه، داستان چندانسان ساده دل، با فرهنگ های مختلف و قصه های متفاوت که هنوز هم دنبال آرزوهای خیلی کوچک خود می گشتند.

هفت بعدازظهر سعادت یار و رئیس جمهور وقت تشریف فرما و نمایش با حال نزار بازیگرها، به روی صحنه رفت!!

جناب رئیس جمهور، به دلیل ضیق وقت، وسط نمایش با تکان دادن دست مبارک، از سالن خارج شدند!! اما لطف و مرحمت حافظ جان و امنیت رئیس جمهور، شامل حال بنده به عنوان کارگردان نمایش و بازیگران گردید و به دلیل اعتراض چند جمله ای و مودبانه بنده که بازیگران بالای شصت سال سن دارند و بازیگر صحنه نمی تواند آزرده، کوفته و رنجور ایفای نقش کند... حافظان جان رئیس جمهور بسیار متاثر شدند و برای مدتی بنده را ممنوع الکار!!...

البته برادر آقای رئیس جمهور هم که برای مدتی رئیس صدا و سیما بودند، بسیاری از صاحب نظران و هنرمندان فرهیخته را اخراج و ممنوع الکار کردند.

استاد آذین؛ توصیه بنده، از اوس محمود برای تصدی پست وزارت ارشاد حمایت کنید،اوس محمود را دست کم نگیرید، بزرگترین سرمایه اوس محمود این است که با بزرگان فرهنگ و هنر ایران نشست و برخاست کرده.