مجموعه تلویزیونی عاشقانه و تاریخی"رویای نیمه شب" نوشته سیدحسین امیر جهانی و به کارگردانی غلامحسن آخوندپور، محصول موسسه سینمایی فدک فیلم و تهیهکنندگی سعید سعدی، تهیهکننده پر کار آثار نهادی با سفارش و حمایت سازمان قدرتمند و ثروتمند رسانهای/هنری اوج وابسته به سپاه پاسداران برای پخش از شبکه خانگی با لحاظ ضوابط و روابط حاکم بر این شبکه و سلیقه مخاطبان آثار آن تولید شده و بعد از کشمکشهای بینتیجه میان اوج و پلتفرمها، سر از تلویزیون در آورده و در حال پخش از شبکه سه سیماست.
«رویای نیمه شب» یک سریال عاشقانه است و در دورانی که مضامین اکثر فیلمها و سریالهای ایرانی را موضوعهای پیشپا افتاده و سطحی و منفی و سراسر خشم و خشونت و خیانت تشکیل میدهد، کمی تا قسمتی قابل اعتناست.
گرچه سخن از عشق و دلدادگی صادقانه، همیشه جذاب و دلنشین است، اما سوژههای عاشقانه هم برای برخی سینماگران و هنرمندان، ابزاری جهت کاسبی شده و بازار این گونه تولیدات، پر از عاشقانههای بازاری با عشقهای کاذب و عشاق ناکام و کامروا شده است. هدف عمده سازندگان این قبیل آثار، صرفا کاسبی است وگرنه دانش بسیاری از آنها درباره عشق از نوع خیابانی، بیابانی و کاذب آن فراتر نمیرود و شناختی از عشقهای انسانی و الهی ندارند.
از همینرو، تولیدات آنها با رنگ و لعاب امروزی،همان مثلث عاشقانه فیلمفارسیهای قبل از انقلاب است.
در همین امتداد، عشقهای گنج قارونی در میان آنها نمود بیشتر دارد؛ عشق میان دختر فقیر با پسر پولدار و یا بر عکس، سوژه اغلب این نوع کالاهای تجارتی است.
حتی اگر فیلمها و سریالهای این گونه توسط فیلمسازان متبحر ساخته شده و ساختار هنری مقبول هم داشته باشند، اما این قابلیتها در خدمت عشقهای بازاری است که در برهههای مختلف تاریخی و اجتماعی و شرایط متفاوت رخ میدهند، لیکن استفاده از تمام این امکانات و ویژگیها، ابزاری است تا همان داستانک سطحی عاشقانه روایت شوند.
سریال رویای عاشقانه نیز از زوایایی در همین ردیف میگنجد. با این تفاوت نه چندان تازه که این بار عشق در این سریال میان یک پسر سنی مذهب به نام "فتاح" با دختری شیعه با اسم "تلما" شکل میگیرد. داستان این سریال که اقتباسی از کتابی به همین نام نوشته مظفر سالاری است، در سال هفتصد و ده و سالهای حکومت محمد خدابنده اولجایتو و در شهر حله بازگو میشود.
پرداخت باورپذیر شخصیتها و داستانسازی گیرا و خلق فضاهای ملموس،موقعیت آفرینیهای نمایشی، گفتوگوهای سنجیده و توجه تاریخی و اجتماعی به دوران و حوادث روایت داستان سریال در قالب فیلمنامهای خوب و کارگردانی جمع و جور و بازیهای مقبول، گرچه از عوامل و عناصر کیفی رویای نیمه شب محسوب میشوند، ولی تواناییهای فیلمنامه نویس و استعداد کارگردان و بازیهای بازیگران و همکاری عوامل پشت صحنه، همگی در خدمت ارائه یک داستان پر شور! لیکن تکراری و نخنمای عاشقانه است که نمونههای آن را در دهها رمان و فیلم و سریال مانند گیلدخت و وفا و... دیدهایم.
در واقع رویای عاشقانه،داستان رویایی خود از یک عشق زمینی را با چاشنی باورهای اعتقادی همراه کرده تا اَنگ ترویج عشقهای کاذب را نخورد. با این حال، سرمایه، امکانات و قابلیتهای تولید این سریال، بهانهای است تا یک ماجرای مکرر عشقی روایت شود.
از آنجا که رویای عاشقانه برای پخش از شبکه خانگی تهیه شده بود و محصولات این شبکه از تلویزیون، وِلِنگ و بازترند، به سختی ممکن بود در قاب سیما دیده شود، اما چون اوج پشت این سریال بوده است، تلویزیون پخش آن را پذیرفت.
نکته مهم دیگر اینکه برای سازمانها و نهادهای حکومتی که مانند اوج، فعالیتهای هنری و فرهنگی هم دارند و بودجههای هنگفت نیز در اختیارشان قرار داده میشود، تبلیغ و ترویج اهداف تشکیلاتی آنها، معیار اصلی است و تنها چیزی که برایشان مهم نیست، بازگشت سرمایه یا سودآوری ملی تولیدات هنری فرهنگی است.به همین دلیل است که حتی خوش ساختترین آثار سازمانی و نهادی، در گیشه موفق نیستند و معناگراترین آنها را رایگان به تماشای جامعه میگذارند.
این در حالی است که اغلب هنرمندان حرفهای، چون خودی نیستند و مورد حمایتهای مادی و معنوی قرار ندارند، بیکار و منزوی هستند.
در هر حال، تولیدات عاشقانه قوی و ضعیف و یا خوب و بد در سینما و تلویزیون و شبکه خانگی، عمدتا عاشق بازی با پول و سرمایه ملت است و هیچ دستاورد فرهنگی، انسانی و اجتماعی ندارد.
