اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور با رژه نادارها در بزرگراه فقر و گرانی و بیعدالتی، به اندازه کافی بد وتلخ هست و تداوم جنگ خونبار و ویرانگر تحمیلی دشمنان هم بر مصائب عمومی افزوده است.
در این شرایط که به جز مفسدان اجتماعی و اقتصادی، غارتگران بیتالمال، مرفهان بیدرد،سرمایهخواران، الکیخوشها، بیتفاوتها، سوداگران و عوامل مزدور آنها در حوزههای مختلف جامعه، در خدمت اربابان و دریافت صله و پاداشهای حلال(!) و مشروع(!) خود هستند، وظیفه و رسالتخانواده بزرگ و محترم هنر و قلم به عنوان پیشتازان فرهنگ، بسیار سنگین و دشوار است تا به عنوانجلوداران و پرچمداران اخلاق، معرفت، اندیشه و فرهنگسازی، با مردم، همدردی و همسویی کرده وفریادگر رسای رنجها و مشقتهای ملی مردم، راهنمای راه تکامل و ترقی کشور و التیامبخش دردهایاجتماعی باشند.
اما مسئله و مشکل اینکه، این خانواده در کشور و کره دیگر زندگی نمیکنند و هر آنچه از سختی ودشواری بر سر ملت آوار میشود، به حال و کار و زندگی آنها نیز یورش میبرد و به غیر از هنر وقلمفروشان، اکثر هنرمندان و قلم به دستان هم در بلا و اندوه و انواع محرومیتها و محدودیتهاگرفتار آمده و تنها نورچشمیها، خودیها و مجیزگویان در رفاه زندگی میکنند.
در واقع خانواده فرهنگ و هنر نیز به شدت دچار تفرقه و معضلات مادی و معنوی هستند و تداومحضور نامدیران و نامسئولان هنری و فرهنگی در سینما و تئاتر و موسیقی و صدا و سیما و شبکه خانگیو... بر بدی احوال این خانواده افزوده است.
با این اوصاف، شاید نتوان از اهالی هنر و قلم، چندان انتظار همدلی ملی و خدمت به فرهنگ وملت راداشت، لیکن، پر واضح است که علیرغم نقش والای فرهنگ در حیات اجتماعی و وظیفه سترگهنرمندان و قلم به دستان و خدمات بزرگ، تاثیرگذار و تعیینکننده آنها، خود این خانواده نیز مانندهمه به حمایت، دلجویی و رسیدگی نیاز دارند، ولی این امر، نافی کم اعتنایی و نادیده گرفتن، سهماساسی اهالی هنر و قلم به هر دلیل در ادامه خدمت صادقانه به مردم و کشور نیست.
دید و بازدیدهای اداری و نمایشی بیثمر و برگزاری انواع مراسم بیهوده و بودجه بر باد ده در سازماناشتباهی سینمایی و بنیاد منحرف هزار فامیل فارابی و خانه تجاری و سیاسی سینما و دیگر مراکز مدعیفعالیتهای هنری، فرهنگی و سینمایی، برپایی رنگین جلسات به اصطلاح نقد فیلمهای تکراری با همانمضامین و گفتار و محتواهای کلیشهای، هدر دادن بودجههای هنری در لوا و پوشش برگزاری جلساتمهم(؟!) هماندیشی، معرفی برترین کتاب سینمایی سال، آن هم در اوضاعی که سینما به سختی نفسمیکشد و اغلب سینماگران و هنرمندان و نویسندگان بیکار و خانهنشین هستند و... به جز حیف و میلپول ملت و تفریح و سرگرمسازی، نتیجهای هم دارد و کجا توانسته و میتواند دست هنر و هنرمند راگرفته و بگیرد؟
گفتن و نوشتن درباره فیلمها، تئاترها و سریالهای ضعیف و سطحی و بدمحتوا و ادای به،به، یا اه،اه، درباره آنها چه دردی از فرهنگ و هنر و هنرمندان و نویسندگان و منقدان و ملت را حل میکند؟
آیا این است رسالت واقعی پیشاهنگان فرهنگ و هنر و رسانه؟
دوستان فرهیخته و فرزانه خانواده فقر و اندوهزده فرهنگ و هنر!حیف و میل اموال ملی و مردم وبودجههای هنری و فرهنگی، بیلیاقتی و کجراهههای اغلب نامدیران و نامسئولان این حوزهها، نوازشمالی و باندی خودیها، تولیدات بسیار بد فیلمها و سریالهای هنرمندنماها و تهی بودن این قبیلکالاها از مضامین و محتواهای مردمی و ملی و شایسته، عیانتر از آن است که نادیده گرفته شوند وابتذال از سر و کول تشکلها و اکثر تولیدات هنری بالا میرود،آیا وظیفه خانواده هنر و قلم، بیداری وهوشیاری ملی و ایستادن کنار ملت است یا دامن زدن به ابتذال و همسفره شدن با نامدیران، هنر وقلمفروشان و خیانتکاران به ملت و کشور؟
آیا در چنین شرایط ناگوار، کار و راه این گروه از رسانهایها، منقدها، هنرمندان و... غلط و بیراهه نیست؟
آیا این حرکت و روند، شلیک توپ پاره و پوره فرهنگ به دروازه ابتذال نیست؟
لطفاً و از روی وجدان و خرد و شرافت، کلاه خود را قاضی کنیم!
