۱) ابتدای مکنزی کروک!

این بازیگر ۵۴ ساله انگلیسی، بازیگری را اولین بار در سن ۲۴ سالگی در سال ۱۹۹۶ و با نقش آفرینی در فیلم "مردی که عاشق مخروط ترافیک شد" شروع کرد و با بازی در هر دو فصل سریال تحسین شده The office (2001) نسخه بریتیش، به شهرت نسبی رسید. کروک در ادامه به هالیوود نیز راه یافت، هر چند با وجود استعداد نابی که از خود در بازیگری نشان داد و احتمالاً به دلیل سابقه کمدی و شاید فیزیک صورت و اندام؛ حضوری چشمگیرتر از راگتی در سه گانه دزدان دریایی کاراییب (۲۰۰۳-۲۰۰۷) و اورل در فصل سوم گیم آو ترونز (۲۰۱۴) در هالیوود نداشت! این اما پایان قصه‌ی مکنزی کروک در این صنعت نبود؛ و ستاره ی بخت و اقبال مکنزی در آسمان فیلم و سینما، از سمتی دیگر در حال طلوع بود!

۲) از دره ی بازیگری، تا قله‌ی نویسندگی و کارگردانی!

وارگِ گروه وحشی‌ها در گیم آو ترونز؛ که با آن صورت لاغر (که ترکیبی بود متضاد از مضحک بودن و ترسناک بودن)، ناگهان چشمانش سفید می‌شد تا نگاه کلاغ های در حال پرواز را برای دیدن شمال دیوار در اختیار بگیرد؛ بعد از نمایش حضورش در گیم آو ترونز و در سال ۲۰۱۴،  در حالی که پیش‌تر نیز (حداقل در بریتانیا) تا حدی نشان داده بود که در کمدی، حرفی برای گفتن دارد، با اعتماد به نفس؛ نویسندگی، کارگردانی و بازیگری سریالی اورجینال با عنوان Detectorists (۲۰۱۴-۲۰۱۵)  را یک تنه بر عهده گرفت!

۳) Detectorists (2014-2015): کروک از خاکستر خود بر می خیزد!

کروک، با خلق Detectorists که به اتفاق نظر منتقدان، یک شاهکار منحصر به فرد بود، مانند یک سیمرغ پیروزمندانه از خاکستر خود برخواسته بود! اولین تجربه ساخت سریال مکنزی کروک، به یکی از تحسین شده ترین کمدی های بریتانیایی در دو دهه اخیر تبدیل شد. او بالاترین ریتینگ تاریخ پخش را برای شبکه BBC 4 به ارمغان آورد ، ۳ جایزه ارزشمند بفتا کسب کرد، از منتقدان Rotten Tomatoes برای تمام فصول خود امتیاز 100% دریافت کرد و به یکباره در لیست ۲۰ کمدی برتر تاریخ بریتانیا قرار گرفت!

کروک در شرایطی راه چندین ساله را، یک شبه طی کرده بود که با بر عهده گرفتن هر سه ی نویسندگی، کارگردانی و بازیگری، Detectorists را عملاً شخصی سازی کرده، تمام موفقیت آن را به نام خود رقم زد و استعداد ناب خود را در روایت های آرام، لطیف و طنزآمیز از زندگی روزمره انسان های معمولی و در حاشیه ی جامعه، به همگان نشان داد!

 

۴) Worzel Gummidge (2019-2021) : سبک اختصاصی کروک، در بازآفرینی هم موفق عمل می کند!

کروک برای اینکه ثابت کند که تا چه مقدار به استعدادهای ویژه خود در روایت ها، اطمینان دارد؛ در یک اقدام بسیار جسورانه، یک سریال کلاسیک و نوستالژیک کودکانه ی دهه ۷۰ میلادی  با عنوان Worzel Gummidge (2019-2021)   را بازآفرینی کرد؛ تا ثابت کند که "جادوی آرام" و "زندگی در حاشیه" نه یک اتفاق، که سبک کروک و امضای او در آثارش است و حتی در سریالی که بازآفرینی می شود نیز به خوبی جواب می دهد!

سریال Worzel Gummidge، که کروک باز هم نویسندگی، کارگردانی و نقش اصلی آن را به عنوان یک دلقک زنده بر عهده داشت، به عنوان یک فانتزی فمیلی آرام، بدیع و دلچسب؛ هم نظر منتقدان را با عناوینی مانند "لذتی آرامش بخش"(tranquil delight)  یا "نوستالژی نوآورانه" به خود جلب کرد و هم از مخاطبان، نمره قابل قبولی گرفت. در کریسمس 2020، یکی از پربیننده ترین برنامه های کمدی سال بود و بعضی از قسمت های فصل ۲ آن، بالغ بر ۳.۵ میلیون بیننده را جذب کردند!

۵) Small Prophets (2026)، مکنزی کروک بر می خیزد!

جدید ترین پروژه مکنزی کروک، که اولین سریال اورجینال او بعد از Detectorists است، با عنوان جالب پیامبران کوچک، در فوریه 2026 و در ۶ قسمت از شبکه BBC Two ، پخش شد. قسمت اول این سریال، با یک شروع توفانی، رکورد این شبکه را با ۷.۹ میلیون بیننده جابجا می کند که از آن میان، ۴ میلیون نفر تمام شش قسمت را به صورت یکجا (binge-watch) تماشا کرده‌اند! تا با پشت سر گذاشتن رکوردDetectorists ، به پربیننده ترین کمدی این شبکه در ۱۰ سال اخیر تبدیل شود!

شاید این عقیده که تماشاگران مخصوصا جوان امروز، دیگر حوصله تماشای سریال های کمدی لطیف، آرام و کند را نداشته باشند اما، تمام پیش بینی ها وقتی خالق یک سریال از این نوع، مکنزی کروک باشد، فرق خواهد کرد! آن دسته از بینندگان جهانی سریال پیامبران کوچک که با فیلمسازان انگلیسی آشنایی چندانی ندارند، قطعاً تعجب خواهند کرد وقتی مطلع شوند که بازیگر نقش چندم گوردن در این سریال؛ با آن ظاهر مضحک و چشم‌های چپ اش، همان مکنزی کروکِ هنرمند و خلاق است که نویسنده، کارگردان، خالق، تهیه کننده اجرایی و در واقع همه کاره ی Small Prophets است!

او این بار آمده است تا بیش از کارهای قبلی‌اش، ما را به نمایشگاهی خارق العاده از هنر تمام شخصی خود دعوت کند و با نمایشی بکر، کمال گرایی و تعهد ناب خود را به کیفیت اثرش، به رخ نویسندگان و کارگردانان بزرگ بکشد! اثری که با ۹ سال فاصله نسبت به پدیده ی Detectorists  ساخته شده است تا نشان دهد که برای او، هیچگاه کیفیت، فدای کمیت و تعدد آثارش نمی‌شود و در پرداختن به آثاری که برایش اهمیت شخصی دارند، تا رسیدن به کیفیت مد نظرش، طوری که امضای او را به همراه داشته باشند، هیچ عجله‌ای ندارد!

۶) پیامبران کوچک با تمام المان های سبک خاص کروک!

پیامبران کوچک، قصه زندگی مایکل (با بازی پیرس کویگلی)، است که در خانه ای در انتهای یک بن بست در حومه جنوبی منچستر تنها زندگی می کند. مردی با ریش و موی بلند و ژولیده و نامرتب (درست شبیه پرچین های علف هرز در حیاطش!)؛که پیرتر از سن خود به نظر میرسد و از دید همسایه جوان و عصبی اش کلایو (با بازی جاناتان پوینتینگ)، بسیار بی‌ملاحظه، غیر قابل تحمل و البته مرموز است!

واقعیت اما این است که مایکل، از شب کریسمس هفت سال پیش به این طرف، (شبی که کلا، دوست‌دخترش، بدون هیچ توضیحی ناپدید شد و از او به جز ماشین رها شده اش نزدیک پل سورن، اثری پیدا نشده است)، جهان کوچک خود را با دیوارهای یک روزمرگی غمبار، از جریان زندگی عادی، جدا کرده است! آن قدر جدا که به ظاهر و موی و ریش خود نیز رسیدگی نمی‌کند (درست شبیه پرچین ها و علف‌های هرز حیاطش)! نام همسایه‌اش کلایو را در اولین برخوردشان در سریال به یاد نمی‌آورد و اصلا حوصله‌ای حتی برای رعایت آداب همسایگی ندارد!

او خود را در یک دور باطل رها کرده است که شامل خوردن یک صبحانه ثابت، رفتن از خانه ببه محل کارش در یک فروشگاه لوازم خانه (شنیدن غر غر دایم از رئیسش گوردن (با بازی خود کروک)، همکار جوانش کیسی (با بازی لورن پاتل) که همیشه در حال کار نکردن(!)، در گوشه‌ای با موبایل لم داده و بریگام (با بازی ادکر) کارگر تاسیسات شرکت که کارش فقط مسخره کردن مایکل موقع آمد و رفت به محل کار است!)، سر زدن به پدرش در خانه سالمندان (که دچار مراحل اولیه آلزایمر است) و بازگشت به غار تنهایی اش در خانه است! 

این فضا، در نگاه اول شاید به نظر برسد که مستعد برای تبدیل به یک تراژدی غمگین اما اینگونه نیست! حتی وقتی در محل کار، مایکل تمام مشتری ها را با عباراتی کاملا جدی دست می اندازد، گوردن با چشم های چپ و ظاهر مضحک اش تمام دیالوگ هایش را مرتبط با "زمان استراحت" کارمندانش بیان می شود و یا بریگام مدام با مسخره کردن مایکل قهقه میزند نیز به نظر میرسد شاید با یک کمدی محل کار (Workplace Sitcom) رو برو باشیم! اما اینگونه هم نیست!

تا اینجا، بیشتر مواد لازم برای چشیدن دستپخت مکنزی کروک فراهم شده است و این فضای ساخته شده، بیشتر عناصر و المان های مخصوص سبک کروک را در خود دارد یعنی: انسان های کاملا معمولی که حضورشان در یک جامعه مدرن، کمرنگ است؛ جریان زندگی در حاشیه کم اهمیت تر شهر؛ و کمدی مخصوص کروک که از صحنه های پرخنده تشکیل نمی شود، اما سرشار از دیالوگ هایی طنازانه از جنس Deadpan است که با آنها قطعاً قهقهه نمی‌زنید اما لبخندی تاثیرگذارتر از خنده‌های بلند بر لبان شما شکل می‌گیرد!

همینجاست که کروک، آخرین چاشنی مخصوص خود را نیز به داستان اضافه می کند! آخرین ماده‌ی تشکیل دهنده سبک خاص هنری خود، یعنی "جادویی آرام و بدون هیاهو"!

در یکی از ملاقات های معمول مایکل با پدرش برایان (با بازی مایکل پیلین) در خانه سالمندان، او با مایکل در مورد روش مخصوص ساخت موجوداتی به نام هومونکولی، که سال‌ها پیش از یک عارف ایتالیایی در مصر فراگرفته بود، صحبت می کند. موجودات آدم گونه کوچکی که در ظروف شیشه ای پر از آب  زندگی می کنند و به هر سوالی، مخصوصاً در مورد پیشگویی آینده، پاسخ می دهند! در نهایت مایکل نیز به امید اینکه این هومونکولی ها به سوال او در مورد سرنوشت کلا پاسخ دهند، به اجرای مراسم ساخت این موجودات، مطابق فرمول نوشته شده در دست نوشته‌های قدیمی پدرش، می‌پردازد. در ادامه همکارش کیسی نیز به عنوان تنها فردی که مایکل را به همان شکلی که هست درک می کند، به کمک مایکل می آید و رابطه ای دوستانه و پاک میان آنها شکل می‌گیرد!

مایکل علت مرتب نکردن پرچین به همریخته باغ خانه اش را، وجود پرندگان با ارزشی که در آنجا لانه کرده اند عنوان کرد، که تا پرورش کامل آنها نمی توان پرچین را کوتاه و مرتب کرد؛ اکنون خود نیز در دل خانه و آلونک آلوده و نامرتب و به همریخته اش، در حال پرورش موجوداتی با ارزش است که تا پرورش نیافته اند، نمی تواند خانه و وسایل باقی مانده کلا در آن را که برادر کلا، روی (با بازی پل کی) به دنبال آنها است، مرتب کند! 

قصه ی small prophets، در عین اینکه لطیف و آرام جلو می رود، به اندازه کافی نیز کشش لازم را دارد تا با خلق غافلگیری های لطیف، بیننده را تا آخرین سکانس این فصل، با خود همراه کند! کروک، سبک مخصوص خود، یعنی روایت های بدون عجله، لطیف و آرام با نمایش عمق انسانیت در زندگی افراد معمولی را در پیامبران کوچک نیز  به عنوان دنباله ای موفق و رو به کمال بر دو سریال قبلی خود، ادامه داده است. قهرمانان او، قشری کم اهمیت و فراموش شده در جامعه اند که گاهاً گفتاری طنازانه هم دارند!

۷) شخصیت پردازی کاراکترها در پیامبران کوچک!

اگر Detectorists را که هنوز هم از آن به عنوان نقطه عطف کارنامه هنری کروک یاد می شود بتوان یک کمدی آرام نامید، small prophets نیز یک فانتزی لطیف است با همان سبک مخصوص کروک یعنی:" روایت  لطیف و بدون سینکینیسم (Uncynical) از انسان هایی بازنده و در حاشیه، که اگر چه شخصیت هایی عجیب و غریب دارند، اما دوست داشتنی‌اند،  توسط بیننده درک می شوند  و در زمان مناسب نیز پاداش دل پاک و مهربان خود را دریافت می کنند"!

فرمول شخصیت های عجیب و غریب و دوست داشتنی با سرگرمی های ساده، در پیامبران کوچک نیز پیاده شده است:

مایکل، از همسایه عصبی اش کلایو گرفته تا مشتری های فروشگاه یا حتی رئیس اش گوردن را با مونولوگ‌های غیر واقعی و شیطنت‌آمیز، دست می اندازد. پشت به قفسه های پر از سطل‌های آبی در فروشگاه، به خریداری که در جستجوی خرید سطل آبی است(!)، خیلی جدی توضیح میدهد که چرا دیگر این سطل ها تولید نمی شوند! (و شبیه یک فرد فنی همه چیز دان، خیلی جدی توضیح میدهد که : چون لوله کشی های آب، تا هر جایی که به آب نیاز داشته باشیم، توسعه پیدا کرده اند!)

گوردن، رئیس مایکل  لحظاتی بعد از آمدن مایکل به محل کار، از او میخواهد که زمان استراحت اش را الان استفاده کند؛ چرا که بعدازظهر لازم است به جای یکی دیگر از کارک. نان شیفت باشد!! برایان پدر مایکل، که با شیطنت‌های کلامی شیرین و یک شخصیت پردازی بدون نقص، که تماشاگر را در عین همدلی با خودش، وا میدارد که تا سکانس های آخر نیز با خود کلنجار برود که آیا او واقعا آلزایمر دارد!! ریگام، کارگر فروشگاه که یک پیست چوبی بزرگ برای پرش با دوچرخه دو نفره مایکل در حیاط فروشگاه درست می کند!! یا حتی زن و مرد پلیسی که در رسیدگی به یک شکایت، وارد خانه مایکل می شوند اما در سکانسِ بعد، همراه با روی، برادر زن مایکل، به ترتیب در حال عروسک بازی و بازی با هواپیما ی اسباب بازی با همان لباس های پلیس هستند!

و در نهایت کیسی، که متفاوت ترین شخصیت پردازی انجام گرفته در این سریال است. او که در ابتدا به نظر می‌رسید تنها یک همکارِ جوان  و بی تجربه، دختری تنبل، از زیر کار در رو و البته فضول است؛ در یک تناقض دراماتیک، رفته رفته به تنها فردی تبدیل می شود که پی به قلب مهربان مایکل در زیر آن ریش ها و موهای بلند و ژولیده می برد. او کسی بود که مایکل را از غار تنهایی اش خارج می کند و با اصرار به یک دور همی مشروب خوری آخر هفته با همکاران دعوت می کند! حتی زمانی که مایکل مست شده را تا خانه قدم زنان همراهی می کند، برای اینکه مایکل معذب نشود و احساس دین نکند و فکر نکند که کیسی به زحمت افتاده یا مسیرش بخاطر او طولانی تر شده است، بزرگمنشانه به دروغ می گوید که مسیر خانه اش از این سمت است! در نهایت نیز البته، کیسی پاداش این صداقت و پاکدلی را به بهترین شکل ممکن دریافت می کند!

۸) چرا سریال پیامبران کوچک، ماندگار خواهد شد؟

سریال پیامبران کوچک، علی رغم تمام نقاط قوتی که در روایت قصه، معنا شناسی موجود در داستان، وجود پرقدرت المان‌های "امتحان پس داده" سبک کروک (که قبلاً موفقیت خود را در دو سریال قبلی نشان داده بودند!) و البته بازی بازیگران(که در مورد بازیگران نیز نباید نقش کروک را نادیده گرفت. قطعا نقش کروک در عملکرد موفق لورن پاتل در نقش کیسی، در شرایطی که پیش از این ظاهرا بجز در واترلو رود، تجربه قابل ذکر دیگری نداشته است، غیر قابل انکار است).

مکنزی کروک، به درستی دریافته است که راز ماندگاری نه یک سریال، که هر اثر هنری، پیوند دادن آن به فضیلت های انسانی است. فضیلت‌هایی نظیر صداقت، سادگی، عشق، احترام، فداکاری، وفاداری، حریص نبودن به پول و ثروت، علم دوستی و مواردی نظیر اینها؛ که هیچ گاه رنگ کهنگی به خود نمی‌گیرند! و دقیقا به همین دلیل در گوشه و کنار سریالپیامبران کوچک نیز مشابه کارهای قبلی او و حتی بیشتر، می توان رد پایی از این فضیلت ها پیدا کرد!  

فضیلت‌هایی، که انسان را فراتر از این جسم محدود تعریف می‌کنند. مکنزی کروک نیز با درک این موضوع در پیامبران کوچک، ثابت کرده است که در اینکه هنرمندانه توجه ما را معطوف به این فضیلت‌ها کند تبحر دارد، آنقدر که در یک اقدام هوشمندانه، بیننده اصلا متوجه نمی‌شود خانمی که در قسمت پایانی، از طرف یک موسسه در جستجوی شهاب سنگ کوچکی آمده که در خانه مایکل فرود آمده، یک دست ندارد!

جدا از نقدهای مثبت منتقدین و آمار خیره کننده تعداد بینندگان، Small Prophets در اولین حضور بین المللی اش و در رقابت با سریال هایی از سراسر جهان (جشنواره بین المللی سریال در فرانسه یاSéries Mania 2026 ) جایزه اصلی بهترین سریال (مکنزی کروک) و بهترین بازیگر زن (لورن پاتل در نقش کیسی) را بدست آورده است. دستاوردهایی که برای یک کمدی آرام و لطیف بریتانیایی، خیلی بزرگ و ارزشمند است!

اما مهر تایید نهایی بر موفقیت مکنزی کروک در پیامبران کوچک  و میدان مسابقه اصلی، قطعا جوایز بفتا است! فصل جوایز بفتا برای آثار ۲۰۲۶ هنوز شروع نشده است. اما با استقبال صورت گرفته تا کنون، باید اعتراف کرد که آثار دیگر، راه بسیار دشواری را در رقابت با پیامبران کوچک برای کسب این جوایز، پیش روی خود خواهند داشت! ما بی صبرانه تا ببینیم آیا برتری ای که Small Prophets از نظر تعداد بینندگان و نظرات مثبت آنها در رقابت با شاهکار قبلی کروک یعنیDetectorists  تا کنون بدست آورده است، در جوایز بفتا نیز خود را حفظ خواهد کرد!؟ نظر آکادمی بفتا چیست؟