آلزایمر سراغ هنرپیشه «سلاح مرگبار» رفت
حرفهای دنی گلاور از بیماریاش؛ زندگی ادامه دارد…!
بانیفیلم: دنی گلاور بازیگر ۷۹ساله امریکایی که بیشتر دوستداران سینما ایفای نقش او را در سری فیلمهای «سلاح مرگبار» در کنار مل گیبسون به یاد میآورند، در گفتوگویی از ابتلایش به بیماری آلزایمر پرده برداشت. سایت people در گفتوگویی که با این هنرپیشه قدیمی انجام داده، خبر مربوط به آلزایمر او را تایید کرده است.
6 دقیقه مطالعه
سینمای جهان

به گزارش people دنی گلاور در ۷۹ سالگی درباره زندگی با بیماری آلزایمر صحبت میکند: «میخواهم بگویم، زندگی ادامه دارد.»
دنی گلاور جزئیات محرمانهای از ابتلایش به آلزایمر را در شماره این هفته مجله پیپل به اشتراک میگذارد.
دنی گلاور در حالی که از اتاق غذاخوری خود به خانواده، مراقبان و گروه گزارشگر مجله پیپل نگاه میکند با لبخند پهن معروفش، میگوید: «انگار اینجا یک مهمانی بزرگ برپاست.»
گلاور در ۵۰ سالی که در این خانه تاریخی سانفرانسیسکو زندگی کرده، هیچ کمبودی از جشن و سرور نداشته است. ستارهها و نمادهای هالیوود مانند هری بلافونته از سالنهای باریک خانهاش که پر از آثار چشمگیر هنرمندان سیاهپوست است، بازدید کردهاند، در حالی که او با افتخار این خانه را اداره میکرده.
این بازیگر پیشکسوت محبوب که در ۲۲ جولای ۸۰ ساله میشود، پای مصاحبه با پیپل نشسته است و فقط سعی میکند موقعیت خود را پیدا کند. دخترش مندیسا، ۵۰ ساله، میگوید: «فکر میکنم او گاهی اوقات آگاه است و گاهی اوقات نه.»
حرفهای او در طول مصاحبهاش که گلاور برای اولین بار درباره زندگیاش با بیماری آلزایمر صحبت میکند و اغلب بین افکار ناتمام و احساسات شخصی شاعرانه در نوسان است، صدق میکند.
اما مواقعی هم هست که او واضح صحبت میکند. او درباره تشخیص بیماریاش میگوید: «من هنوز همه بخشهای آن را در ذهنم نمیپذیرم. لحظاتی از زندگیتان وجود دارد که شما مدام به یاد میآورید و این واقعیت را تأیید میکند که میتوانید چیزهایی را به خاطر بسپارید. و لحظاتی هم وجود دارد که هرگز فراموش نخواهم کرد.»
برای جهانیان، او مطمئناً سفری فراموشنشدنی داشته؛ پس از اجرای تئاترهای تحسینشده در برادوی و بازی در فیلمهای پرفروشی مانند «مکانهایی در قلب» محصول ۱۹۸۴ و «رنگ بنفش» محصول ۱۹۸۵، گلاور با بازی در مقابل مل گیبسون در فیلم اکشن پرفروش «سلاح مرگبار» محصول ۱۹۸۷، میلیونها طرفدار را به خود جلب کرد.
این فیلم باعث ایجاد یک فرنچایز موفق شد، حرفه او را به اوج جدیدی رساند و به آغاز دورانی با فرصتهای گستردهتر برای بازیگران سیاهپوست کمک کرد.
گلاور با فیلمهای خانوادگی مانند «فرشتگان در آوتفیلد» محصول ۱۹۹۴ و درامهای جذابی مانند «محبوب» محصول ۱۹۹۸ به تطبیقپذیری و قدرتش روی پرده سینما مشهور شد. و در سال ۲۰۲۲ جایزه بشردوستانه جین هرشولت اسکار را به خاطر فداکاری مادامالعمرش در کارهای خیریه و فعالیتهای بشردوستانه به خانه برد.
در آن سال، مندیسا، تنها فرزند او (از همسر اولش آساکه بومانی)، میگوید که متوجه تفاوت در رفتار او شده است. او میگوید: «تاریخچه پدرم این است که او تک تک اتفاقات سال ۱۹۷۰ را به یاد میآورد، اینکه در کدام گوشه ایستاده بود، با چه کسی صحبت میکرد، درباره چه چیزی صحبت میکردند، چه رنگی میپوشیدند، همه چیز.» اما این وضعیت تغییر کرد؛ «او خیلی چیزها در مورد والدینش به شما میگفت - و من این داستانها را بارها و بارها شنیدهام - و بخشهایی از داستان گم میشد. من گفتم، تعجب میکنم که چه اتفاقی دارد میافتد…»
گلاور میگوید کنار آمدن با تشخیصی که در سال ۲۰۲۳ دریافت کرد، «به نوعی تصدیق این است که این اتفاق برای شما میافتد و در عین حال میلیونها نفر از آن رنج میبرند.»
این بازیگر و خانوادهاش، از جمله برادر کوچکترش مارتی، ۶۷ ساله، که با او زندگی میکند، با هم با آن کنار آمدند.
حالا، مندیسا میگوید، پدرش آماده است تا تشخیص خود را فاش کند و بگوید که مواجهه با این بیماری چگونه است. برای او مهم است که خدمت کند. او میگوید: «احساس نمیکنم که این پایان زندگی من باشد. کارهایی برای انجام دادن وجود دارد.»
زندگی برای گلاور در سانفرانسیسکو آغاز شد - زادگاه محبوبی که او در یکی از آخرین فیلمهای بزرگ خود، «آخرین مرد سیاهپوست در سانفرانسیسکو» محصول ۲۰۱۹، آن را به نمایش گذاشت - جایی که او بزرگترین فرزند از پنج فرزندی بود که توسط جیمز و کری، کارگران شرکت پست، بزرگ شدند.
او میگوید: «من عکسی با مادر و پدرم در اتاق نشیمن دارم. من با نگاه کردن به آن، به یاد میآورم که چقدر هر دوی آنها را دوست داشتم.»
او که به لطف دوران کودکیاش که در یک روزنامه کار میکرد، خوانندهی مشتاقی بود، در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو تحصیل کرد.
در سن ۳۰ سالگی، زمانی که در حوزه توسعه اجتماعی فعالیت میکرد، تصمیم گرفت علاقهاش را دنبال کند و در کلاسهای بازیگری در کارگاه بازیگران سیاهپوست تئاتر کنسرواتوار آمریکا شرکت کرد. اجرای یک نمایش موفق، نمایش دیگری را به دنبال داشت و خیلی زود هالیوود از راه رسید.
این روزها، آن دوران خاطرات مادرش را زنده میکند؛ همان روزی که مادر گلاور فهمید او نقشی را در فیلم «مکانهایی در قلب» به دست آورده که مسیر شغلیاش را تغییر میدهد، در یک تصادف رانندگی کشته شد. او میگوید: «حدس میزنید مادرم میخواست چه کاره شود؟… بازیگر...»
او در ادامه داستانی را تعریف میکند که اولین باری که مادرش بعد از یک اجرای تئاتر به استعداد او پی برد… او سپس آن داستات را دوباره تعریف میکند و با خنده به یاد میآورد: «او به خانوادهاش میگوید: 'پسرم، مردم گفتند میتوانی بازی کنی. دخترم، رفیق. ما مثل دوست دختر و دوست پسر بحث میکردیم.»
دخترش این داستان - و علاقهی او به مشاجرههای کلامی را خوب میداند. او میگوید: «ما زیاد بحث میکنیم. منظورم این است که من نمایندهی مادرش هستم. من این نقش را به عهده گرفتهام. او نیاز دارد با کسی بحث کند، و آن شخص باید من باشم. اما همه چیز عشق است.»
وقتی صحبت از اوج دوران حرفهای دنی گلاور میشود، قدرت یادآوریاش متغیر است. او میگوید همکاری با مل گیبسون در فیلم «سلاح مرگبار»، «عالی بود». او درباره شکل ویژهای که اپرا وینفری برای ساخت درام هنریشان «محبوب» به کار گرفت، صحبت میکند: «اپرا قدرت داشت.» با فیلمهایش، «من این فرصت را داشتهام که درباره اینکه دنیا را چگونه میبینم و چه رابطهای را در جهان ایفا میکنم، صحبت کنم. من بازیگری را شروع کردم چون به عنوان یک شهروند، بازیگری چیزی بود که به من صدا داد.»
زندگی او به عنوان یک فعال، برخی از تلخترین خاطراتش را آشکار میکند. او در مورد نلسون ماندلا رهبر و رئیس جمهور فقید ضد آپارتاید آفریقای جنوبی که از او حمایت میکرد و در یک فیلم تلویزیونی در سال ۱۹۸۷ نقش او را بازی کرده بود، میگوید: «یادم میآید وقتی [نلسون] ماندلا از زندان آزاد شد و ما داشتیم قدم میزدیم. وینی [همسر ماندلا] جلو آمد و ماندلا گفت: 'وینی، شوهر دیگرت هم اینجاست.' خیلی خندهدار بود…!»
دوستان قدیمی مثل دلروی لیندو، بازیگر، هم در خاطرات گلاور دیده میشوند. لیندو میگوید که آنها یک «خویشاوندی» مادامالعمر دارند که «تقریباً از اولین آشنایی من با او شروع شد. فکر میکنم این اساساً به دلیل توانایی دنی در برقراری ارتباط واقعی و بسیار واقعی با اکثر قریب به اتفاق افرادی که ملاقات میکند، صادق است.