زنگها به صدا درآمدهاند!
یادداشت: جبار آذین
4 دقیقه مطالعه
یادداشتها

بنا نداشتم به این زودی، مجدد دست به قلم شوم، چرا که ناراحتی و نارضایتی و رنج فراوان من، از اوضاع بد و تلخ ایران فقرزده و تداوم حضور غلط مقامداران اشتباهی و سرمایهخوران ملی و ادامه حاکمیت نامدیران و نامسئولان و افزایش تضادها و شکافهای طبقاتی و گسترش بیشتر فقر مادی و فرهنگی جامعه و اوج بیعدالتی در جای، جای کشور و رونق گرفتن کار و بار سوداگری جماعت زیادی از هنر و قلم فروشان و... همچنان و به شدت وجود دارد، اما قرار گرفتن کشور و ملت در آستانه یکسری تغییرات نادرست و ناصواب، انگیزه نگارش این یادداشت شد.
من هرگز با تقسیم ناعادلانه و باندی جامعه و امکانات و سرمایههای ملی و مردمی و همچنین وجود گروههای حکومتی اصولگرا و اصلاحطلب و... میانهای نداشته و اداره حزبی مملکت را برنتافتهام و چون همیشه در کنار مردم و مدافع حقوق ملت و نادارها بوده و تنها به صراط معتقد هستم، پیوسته حامی ایران ملی و مردمی بودهام و از این منظر هم به رخدادهای مختلف ملی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و هنری و رویداد جنگ تحمیلی پرداختهام و با حفظ مواضع خود، از دفاع و مقابله ملی با دشمنان کشور و ملت، پشتیبانی نمودهام و اکنون هم که ایران و مردم در جبهههای مختلف نظامی، دیپلماسی و خیابان، برای دستیابی به حقوق ایران زمین، تلاش میکنند، در کنار ملت هستم.
با این حال، رنجها و تخریبها و شهادتهایی که از بروز جنگ تحمیلی، عاید ایران شده و بیاعتمادی به دشمنان آمریکایی/صهیونی، سبب خشم و غضب ملی گشته و نگاهها و نظرها را به پایان عادلانه جنگ و احقاق کامل حق مردم، خدشهدار کرده است.
این وقایع در شرایطی است که نمایندگان دیپلماسی کشور با اهداف هدیه صلح عادلانه و تحقق شروط بحق ملت و حفظ استقلال ملی ایران، به رغم بدعهدیهای مقامهای آمریکایی،گامهای موفق اولیه را در این راستا برداشتهاند و در عرصههای دیپلماسی هم اقتدار ایران را به نمایش گذاشتهاند و این روند موفق با اعتماد ملی میتواند دستاوردهای بزرگتر ملی را برای کشور به ارمغان آورد، لیکن متاسفانه به دلیل غلبه احساس بر تعقل و نداشتن اطلاعات و تحلیل درست و عمدتا از منظر احساسگرایی و بیاعتمادی به دشمن و گرفتن انتقام خون شهدا و... گروههایی بدون درک و شناخت واقعی عملکردهای هیئت دیپلماسی کشور و از زاویه نگرش حزبی و جناحی به اعضا و تیم دیپلماسی ایران، کار جدل و مخالفت با آنها را به جایی رساندهاند که به طور علنی آنها و رئیس جمهور را تهدید به قتل و راهاندازی جنگ خیابانی کردهاند.
آیا این حرکت خیر و به صلاح مردم و مملکت است یا شاد کردن دل دشمنان ایران و کمک به اهداف تخریبی و ایران ستیز اسرائیل جنایتکار؟!
سالهاست که شاهد جنگ و جدال میان دو گروه اصلی حکومتی در کشور و تخریب و آسیبهای ملی نشاُت گرفته از اختلافهای آنها در جامعه هستیم که فقر و بیعدالتی و گرانی و فساد از جمله آنهاست.
آیا باز هم باید شاهد برخوردهای تند و قهرآمیز و ضد ملی و مردمی این گروهها باشیم و ایرانی را که قدم در راه دشوار آزادی و آزادگی گذاشته،بیش از گذشته تخریب و ویران کنیم؟
متاسفانه در شرایط ناپسند کنونی، کوفتن بر طبل جنگ داخلی و راهاندازی قتلهای زنجیرهای دیگر، آسیب و ستم بزرگی بر ملت و کشور است و تنها دشمنان ایران را خرسند میسازد.
واقعیتهای نادرستی اوضاع اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور و اربابی روز افزون سرمایهخوران در ایران و اضافه شدن دامنه فقر و فساد و ملی و مردمی نبودن عملکردهای نامدیران و نامسئولان و مقامداران بر هیچ کس پوشیده نیست، اما راه اصلاح جامعه و کشور، احساسگرایی، تهدید به قتل رقبا و ایجاد آشوب و بلوا و جنگ داخلی در کشور نیست، آیا هنوز هم باید در مسیر اشتباه حرکت کنیم؟
این یادداشت صرفاً اعلام هشدار و به صدا در آمدن زنگ خطر آمریکا و اسرائیلپسند در کشور است که گرچه چشممان آب نمیخورد، ولی امیدواریم دست کم کسانی برای حفظ وحدت ملی، پیروزی حقمدارانه در جنگ، پذیرش صلح عادلانه و گام گذاشتن در جاده اصلاح و سازندگی کشور، به خود آیند و ایران و ایرانیان را بیشتر از این داغدار و سیاهپوش نکنند.
تا زمانی دیگر و شاید یادداشتی دیگر… بدرود