قدرشناسی از یک اسطوره روزنامه‌نگاری که دوست داشت گمنام بماند

…وصال روحانی حیف شد، واقعاً حیف شد

بانی‌فیلم: امروز شنبه مراسم یادبود و قدرشناسی از وصال روحانی، روزنامه‌نگاری که برای همکاران و دوستانش، واقعاً «عزیز» بود برگزار شد.

2 دقیقه مطالعه
فرهنگی
…وصال روحانی حیف شد، واقعاً حیف شد
این مراسم یادبود وصال روحانی، برزگداشتی برای روزنامه‌نگاری متعهد، نویسنده‌‌ای توانا، باشخصیت و مترجمی قابل بود. مراسم بزرگداشت به همت تعدادی از دوستان و همکاران وصال روحانی عزیز در محل کمیته بین‌المللی المپیک با حضور جمع زیادی از دوستان و همکارانش برگزار شد. احمد میرزاییان از خبرنگاران قدیمی و‌ چهره خوشنام مطبوعات، متولی پیگیری‌ها و برگزار شدن این مراسم بود. ابراز رضایت این روزنامه‌نگار پیشکسوت از حضور پررنگ دوستان و همکاران وصال روحانی عزیز، نشان داد که جایگاه معنوی وصال‌ عزیز، در قلب رفیقان و همکارانش در مرتبه‌ای والا قرار دارد و یاد آن عزیز، همیشه در خاطرها خواهد ماند. توصیف وصال روحانی امر ساده‌ای نیست؛ به جرات می‌توان گفت که در عالم رسانه و مطبوعات، همتایی برای او وجود نداشته و نخواهد داشت. وصال جمیع خصایص نیکو و انسانی والا را در خود داشت؛ او بی هیچ ادعایی، در کمال سادگی و به شدت مسئولانه، به کارش می‌پرداخت و عاشقانه می‌نوشت و می‌نوشت. ورزش و سینما، دو حوزه مورد علاقه وصال بودند که این دو، موضوع دیدگاه‌ها و سوژه نگارش‌های مدبرانه و مسئولانه او بودند. وصال عزیز همانقدر که مسئولانه کارهای نوشتاری‌اش را انجام می‌داد، همانقدر متعهدانه و بامعرفت، به رفاقت و دوستی با اطرافیان می‌اندیشید و رفتار می‌کرد. وصال عزیز، اسطوره‌ای قابل احترام بود که کوچ‌ نابهنگامش، غبار غم را بر دل جمع زیادی از دوستانش نشاند. او‌ اسطوره‌ای بود که گمان نگنم نظیرش را بتوان یافت؛ اصرارش بر گمنام بودن و پرهیزش از شهرت و علاقه‌ای که به ناشناس ماندن داشت، درد و اندوه از دست دادنش را مضاعف می‌کند… حیف که نمی‌توان زمان را به گذشته بازگرداند و باز دوباره از گرمای وجود وصال عزیز، بهره برد و مثل قدیم‌ها، دور از اجتماع خشمگین، و پرهیز از هیاهو و چندرنگی‌های رایج، با او‌ از خاطره‌ها گفت، خندید، کیف کرد و… و از این هم‌نشینی و هم‌صحبتی‌، لذت برد… واقعاً حیف…