دستمریزاد به کانون کارگردانان

یادداشت / محسن شایانفر

2 دقیقه مطالعه
یادداشت ها
دستمریزاد به کانون کارگردانان
خداقوت به فریدون جیرانی و اصغر نعیمی که بهانه‌ای فراهم کردند برای یادآوری یک اصل ساده اما فراموش‌شده: قدرشناسی، وقتی معنا دارد که هنوز دیر نشده باشد. دیروز فرصتی مهیا شد تا از فیلمسازی تجلیل شود که سال‌های جوانی‌اش را بی‌هیاهو و بی‌ادعا وقف سینما کرد؛ مهدی صباغ‌زاده، از نسل سینماگرانی که کار کردند، ساختند، ماندند و کمتر دیده شدند. صباغ‌زاده با آثاری چون «خانه خلوت»، «خانه کاغذی»، «خاک و آتش» و «مارال» سهمی روشن در شکل‌گیری سینمای قصه‌گو و اجتماعی ایران دارد؛ سینمایی متکی بر روایت، بازیگر و احترام به مخاطب. او چه در مقام کارگردان و چه به‌ عنوان تهیه‌کننده، همواره کوشید استاندارد حرفه‌ای را حفظ کند و در سال‌هایی که ماندن دشوارتر از رفتن بود، مسئولانه در کنار سینما ایستاد. برگزاری این گردهمایی در زمانی مناسب و مکانی شایسته، نه در بستر بیماری و نه در قاب فقدان، خود اتفاقی ارزشمند بود. فرصتی برای گفتن یک «خداقوت» ساده اما صمیمی. با این‌حال، آنچه ناخواسته به چشم آمد، غیبت بسیاری از دوستان، همکاران و بازیگرانی بود که در دوره‌های مختلف، در کنار آثار مهدی صباغ‌زاده رشد کردند و دیده شدند. در میان بازیگران، تنها حضور سرکار خانم فاطمه گودرزی ثبت شد؛ حضوری قابل احترام، اما اندک. بی‌تردید حضور سینماگرانی چون آقایان ابراهیم وحیدزاده، غلامرضا موسوی، مرتضی شایسته و جمعی دیگر، به مراسم شأن و اعتبار بخشید، اما این پرسش همچنان باقی است که چرا فرهنگ قدردانی در سینمای ما اغلب کم‌رنگ و دیرهنگام است؟ چرا گفتن یک جمله ساده‌ی احترام‌آمیز، این‌چنین به تعویق می‌افتد؟ الغرض، در روزگاری که سینما بیش از هر زمان دیگری به همدلی و اخلاق حرفه‌ای نیاز دارد، شاید بد نباشد پیش از آنکه نام‌ها به خاطره تبدیل شوند، به یکدیگر توجه کنیم. قدردانی نه اغراق می‌خواهد و نه مراسم پرزرق‌وبرق؛ گاهی فقط حضور، کافی است.