عاشقانه های زمخت!

یادداشت: جمشید پوراحمد

3 دقیقه مطالعه
یادداشت‌ها
عاشقانه های زمخت!
اگرکمبودها،کاستی ها، آسیب های جبران ناپذیر اجتماعی واز دست دادن خانواده، فقط به دلیل فاصله نجومی بین هزینه های زندگی و درآمد!! خوشبختانه! درتقابل این هجمه بی عدالتی، مسکن ارزان قیمتی برای تسکین به وفور در دسترس است« سریالهای خانگی»بدون کالابرگ و اینترنت وچنانچه بعداز دیدن یکی ازاین سریال ها،دچار دردهای حاد و طاقت فرسا شدید. فنتانیل یکی از داروهای اثرگذار است! یکی از ویژگی های منحصر به فرد سینمای ایران، انتخاب بازیگر است، از کی به کیه شروع می شود و بعداز آن، به چاقی مفرط، چقدر پول می دهد؟! پدر و مادر گرامی، از دست اندرکاران سینماست، تیپ های نامناسب و غیراستاندارد، نابازیگر، کم سواد، بیان های ضعیف و اخیرا معرفی بازیگرانی که در بعضی از پروژه ها، حساب به حساب می شوند. به تماشای سریال ده قسمتی«گل سنگ»نشستم، فقط به دلیل حضور خانم کرامتی. درقرن قاعده و اصول، هرگیم والیبال ۱۵ امتیاز داشت و هر سریال سیزده قسمت و گاهی بیشتر.حالا چرا ده قسمت؟! فیلمنامه«گل سنگ»ملغمه ای از فیلم فارسی و هندی، جوان نامناسبی از هر نظر، نقش عاشق پیشه سریال را ایفا می کند، جوان خانواده ندارد و دریک بنگاه معاملات ملکی فعالیت دارد، جوان، عاشق دختر تحصیل کرده خانواده دار‌ی است که ظریف و ریز جثه است‌ و هیچ تناسبی بین این دو نیست! به ازدواج منتهی می شود.به اعتقاد بنده، موتورسیکلت این جوان عاشق پیشه، بازی بهتری داشت، چون موتور بوق و راهنما می زد، قابلیت حرکت داشت و شیرین و فرهاد را جابه جا می کرد‌. خیلی دلم می خواست بدانم، چنانچه این بازیگر سرد پیشه، قرار بود، بگوید؛ نام من ماکسیموس دسیموس فرمانده ارتش شمال ژنرال لژیون های فلیکس خدمتگزار وفادار امپراتور حقیقی مارکوس، پدر پسری به قتل رسیده و همسر زنی کشته شده و انتقامم را خواهم گرفت چه دراین زندگی وچه در زندگی بعدی،چه اتفاقی می افتاد؟! در سریال بدنام، بعداز بهرمند شدن ازصدا و تصویر هنرمندان محبوب دور از وطن، نوبت تکه کلام های نوستالژی فیلمهای فارسی رسیده! جوان اول سریال«اسماعیل»دیالوگ کوتاهی از فیلم درامتداد شب پرویزصیاد، با بازی گوگوش و سعید کنگرانی را بازگو!… «خورشید این همه تابیدی، چه گهی خوردی... کاش سازندگان سریال بدنام، معرفت به خرج می داند و یادشان نمی رفت که خانم مینا جعفرزاده ازهنرمندان پیشکسوت و زمانی درسینما،تلویزیون و تئاتر درخشان بودند وحال که پیر و فرسوده شده، به جای لانگ شات، کلوزآپی ماندگاراز این هنرمند، از یاد رفته می گرفتید. دو سریال دیگردرحال پخش«هزار و یکشب» ساخت این سریال جسارت می خواست، در خبرها خوانده بودم!! که این سریال را به کارگردان‌هایی چون، فرانسیس فورد کاپولا، مارتین اسکورسیزی پیشنهاد و به دلیل عدم تجربه نپذیرفته بودند!! و‌ سریال«کلاغ» از بازیگر اول سریال تقاضا دارم،آنچه را که در گفتگوهای دنیای مجازی و غیرمجازی، مدعی آن هستید، لطفا عمل کنید. نتیجه دیدن سریالهای خانگی؛ از شنیدن موسیقی زیبای فیلم«مرثیه ای بر یک رویا» اثر تکان دهنده واز یاد نرفتنی«دارن آرنو فسکی»، می رسیم به آهنگ لب کارون، چه گل بارون!