هنوز چیزی به نام تقویم در کشور وجود دارد و هنوز در یک برگ آن نوشته شده است؛ "روز ملی سینما" که جماعتی به بهانه این روز صرفا تقویمی که در واقعیت وجود ندارد، جشن بر پا می‌کنند تا بخش باقیمانده بودجه سینما را به میمنت و مبارکی! میان خود تقسیم کنند و ساز و دهل بنوازند و از افتخارات خود و سینمای مثله شده ایران بگویند! و همچنان عَلَم سینما را برای تجارت و سیاست به اهتزاز درآورند، بدون آنکه کمترین شرم و حیایی از آنچه بر سر سینما، سینماگران و دوستداران سینما آورده‌اند، داشته باشند.

تاریخ حیات سینمای پرقصه و غصه ایران، مملو از نام نامدارانی است که برای پیدایش و رشد آن تلاش‌ها کرده و با تمام کاستی‌ها و کمبودها و ضعف‌هایشان به عشق سینما و مردم، فیلم ساختند، فیلمنامه نوشتند، فیلمبرداری و بازی و چهره‌پردازی کردند، دکور زدند، موسیقی ساختند و... تا سینما در کنار مردم و برای ملت، زندگی، هنر و بازار داشته باشد و در این راه فراز و فرود زیاد داشتند و تلخی‌ها و شیرینی‌های فراوان دیدند، تا آنکه تاریخ ایران با بروز انقلاب، به آن رنگ و لعاب جدید بخشید.

سینماگران محبوب پیشکسوت در کنار نسل‌های جوان با ذوق سینما، آن را با زندگی روز جامعه هماهنگ کردند و درهای پیشرفت در داخل و جهان به روی سینما لبخند زد تا آنکه در دوره جدید حیات سینما که در دوران قبل، زیر سلطه تجارت و سیاست آن زمان بود، اراده شد تا سینما در این زمان نیز با ورود سیاسیون و اقتصادیون به عرصه‌های هنر و فرهنگ و سینما باز هم و این بار بیشتر و شدیدتر از گذشته در آغوش سیاست و تجارت جای گیرد و این اتفاق نامبارک و سیاه به‌ویژه از دهه شصت به بعد با سرعت بسیار رخ داد و با حاکمیت سیاست و تجارت پیشه‌ها بر کرسی‌های هنر و سینما، دستاوردهای برهه پهلوی و جمهوری اسلامی سینما که هنور نشان‌های بسیار از هنر و هنرمندی داشت و سینماگران دیروز و امروز به فردای آن، چشم امید داشتند، یک به یک به سوی اضمحلال هدایت شدند.

سینمایی که اکنون صاحب ده‌ها فیلمنامه‌نویس توانا و کارگردانان باسواد، بازیگران مستعد و فیلم‌های دیدنی شده و جشنواره‌ای تخصصی و معتبر داشت و در جهان نام‌آور گشته بود، به جای درخشش و شکوفایی، راهی مسلخ پول و شهرت و سیاست شد تا اثری از هنر و هنرآفرینی در ایران نماند و هیچ هنرمند اندیشمند و آزاده نتواند برای ملت فیلم خوب بسازد و به فرهنگ‌سازی اجتماعی خدمت نماید.

از این پس بود که مدعیان خلق آثار هنری و سینمایی و حامی هنرمندان! در قالب سازمان‌ها و نهادهای حکومتی با بودجه‌های هنگفت سر از تخم سیاست در آوردند تا سینما و هنر و سینماگران را مجیزگو و سفارشی و تجارتی و بازاری و در ادامه مبتذل‌ساز کنند و چه زود حاکمیت مناسبات سرمایه‌خواری و ظهور باندها و گروه‌های سوداگر در کنار تقسیم جامعه به نادار و دارا، هنر و سینما و هنرمندان را هم طبقاتی نمودند و جدا از چند سینماگر مستقل بخش خصوصی، دیگران به هنرمندان خادم حکومتی و سینماگران وفادار مردمی قسمت شدند، سینماگران فرهیخته و متبحر قدیم و جدید خانه‌نشین، منزوی و تحقیر شدند و چاپلوسان، خود و هنرفروشان به قدرت‌های سیاسی و اقتصادی وصل شدند و سینما چالاک‌تر از قبل به بازار مکاره و جولانگاه باندها و مافیاهای خورنده پول ملت و مروجان ابتذال تبدیل شد.

در همین امتداد جشنواره معتبر بین‌المللی فیلم فجر در مسیر ارباب‌نوازی و اغواگری ملی افتاد و به دو "جشنپاره" رسمی، سفارشی و فرمایشی بودجه بر باد ده مبدل شد.

در این میان تنها چیزی که هرگز به آن اشاره و حتی یاد هم نشد،وجود و تولد "سینمای ملی ایران‌" بود.

البته طبیعی است در کشوری که هیچ چیز آن ملی و مردمی نیست و همه چیز سیاسی و جناحی و باندی است، هنر و فرهنگ و سینما هم ملی نباشد.

از همین رو هیچگاه سینمای زخمی کشور نتوانست و نخواستند و نگذاشتد تا در بزرگراه شکوهمند ملی به حرکت درآید و ایران نیز صاحب سینمای ملی باشد.

نکته جالب‌تر اینکه، در زمانه‌ای که نه تنها از سینمای ملی در کشور خبری نیست بلکه وجود و حیات سینما نیز در معرض نابودی قرار دارد، مقام‌داران سیاست و تجارت‌پیشه هنر و فرهنگ و سینما و عوامل و مجیزگویان و مزدورانشان، در روز موسوم به ملی سینما، در دوران نبود سینمای ملی ایران،جشن و ولوله به راه می‌اندازند تا بیشتر بخورند و همچنان به فریب ملت ادامه دهند.

بازار مکاره کنونی سینما به نقل و شیرینی نیاز ندارد، به حلوا و خرما محتاج است و این است حال و روز سینما و سینماگران قربانی سیاست و ثروت در ایران.

زمانی سینماگران و سینمای ایران و ملت، روز ملی سینما را جشن خواهند گرفت که همه چیز در کشور و سینما، ملی و مردمی شوند و آن روز و زمان دور نیست.