حال و روز تلویزیون انحصاری، سلیقه مدار، آگهیچی و سیاسی و نه ملی و مردمی بر همگان آشکار است و حاصل سیاستها و سیاستمداران و مدیران و مسئولان حاکم بر آن، قهر مردم با تلویزیون، ریزش مخاطب و روآوری به ماهوارهها و تلویزیونهای خارجی بوده است.
آنچه تاکنون در عرصه اجرا، در سیما، مسیر تولید تا پخش را طی کرده به جز موارد اندکی که نتیجه همت و هنر و ارزشهای هنرمندان درجه یک بوده، اغلب تولیدات آن بهویژه دستپختهای سیمافیلم، خام، بدمزه، غیر استاندارد و محصول سلیقه مدیران سیما بوده است.
در واقع رسانهای که عنوان ملی را یدک میکشد و باید در حوزههای اطلاع و خبررسانی و تولید انواع برنامهها و فیلمها و سریالها، سلامت،توانا و تاثیرگذار و موفق باشد، هیچ کدام از این مولفهها را اجرایی نکرده و آنچه تولید و ارائه نموده، سمت و سوی سیاسی و جناحی داشته و سطحینگری سریالهایش به جای فرهنگسازی، فرهنگسوز بوده است.
صدا و سیما مانند سایر حوزههای هنر، فرهنگ، سینما و دیگر بخشهای جامعه به تغییر و تحول مثبت بنیادین و انقلاب فکری، فرهنگی، مدیریتی و مناسباتی و اجرایی و تولید نیاز دارد و درک و فهم و اجرای این ویژگیها در توان و حد حاکمان ناتوان و هنر و فرهنگ، هنرمند و مردم ناشناس آن نیست و این ضرورت بزرگ و مهم پیش روی این رسانه است.
آن وقت در این شرایط نامطلوب و اوضاع قمر در عقرب تلویزیون و سیمافیلم که در آن باند و رفاقت و همخط بودن و منافع مشترک!در کار و تولید،نقشآفرین است و صدا و سیما به انقلاب محتوایی و اجرایی نیاز دارد، رئیس سیمافیلم در دوران بسته بودن درهای هنرآفرینی به روی اکثر هنرمندان کاربلد، متعهد، آزاده و باز بودن درها و دریچههای آن به روی خودیها و سفارشیسازها و مجریان و عاملان اهداف تلویزیونیها و گسترش گریزانی مردم از تلویزیون و نوازش مالی و رفاقتی خودیها و بیاعتنایی به طرحها و فیلمنامهها و سریالهای هنرمندان مطرح و اینکه بر اثر پرخوری نورچشمیها و آروغهای هنری!! آنها با دستی پر از سریالهای آماده، در حال پخش و پشت خط پخش روبرو شده است، با مصاحبهای پر سر و صدا و پوشش رسانهای رسانههای همسو با آن،در قاب کوچک سیما از تحول در پخش تلویزیون سخن میگوید و عنوان میکند که بر اساس نظر و سلیقه مردم!! و پژوهش تلویزیون، تحولاتی در زمان پخش برنامهها و سریالها تدارک دیده تا به گمان او،مخاطبان از شدت شوق و اشتیاق تماشای آثار فوقالعاده سیما!! به تلویزیون بچسبند!اجرای این شو و بالماسکه در حالی است که اصولا مشکل اصلی تلویزیون، فقط در پخش خلاصه نمیشود و معضلات ریشهای آن در حاکمیت نگاههای غیر ملی و غیر مردمی، سلطه رابطه بر ضابطه، گرایشهای سیاسی، انحصارگرایی و رفیق و باندبازی و رانده شدن حرفهایها از تلویزیون، نبود تولیدات شاخص و درجه یک و مانا و تماشایی است.
به عبارتی صدا و سیما و در راس آنها سیمافیلم که به سالم، پاکسازی و انقلاب اجرایی و فرهنگی و مدیریتی نیاز دارند تا با شناخت از جامعه و ایجاد همدلی با مردم و احترام به نظر و سلیقه ملی، به همت هنرمندان قَدَر آثار ملی و مردمی جذاب بسازند، با جنجال سازی رسانهای از تغییر و تحول!در پخش سخنرانی میکنند و تصور میکنند که با این نوع نمایشهای فریبا!میتوانند مردم را به سوی تلویزیون جذب کنند.
درست است که تلویزیون در تمام بخشهایش و از جمله پخش در زمان مناسب دچار مشکل است، لیکن معضل مهم و اساسی و ساختاری آن در جای دیگر یعنی تولید و مدیریت، نبود سیاستها و برنامههای ملی و مردمی، سلطه نظرهای سلیقهای مدیران،بازی سلیقهای با اخبار و... است.
اگر به راستی صدا و سیما در پی تحول و اصلاح است (که میدانیم نیست)، باید تغییر و تحول را از درون و ساختار و بخشهای مدیریتی و اجرایی و مناسباتی و تولید آغاز کند و چون میدانیم این اتفاق در صدا و سیما نخواهد افتاد، به این معنا دست مییابیم که رئیس سیمافیلم هم مانند دیگر روسا و رئیس این رسانه و تلویزیون به ترکستان میروند و این جار و جنجالهای رسانهای بازی، شو و سرگرمی و اِغواگری است.
