بازگشت زریاب به ایران باعث شد که شاگردان و محققان بسیاری از دانش وسیع او در زمینههای تاریخ، ادبیات و فلسفه بهرهمند شوند و او به یکی از ارکان اصلی فرهنگستان و دایرةالمعارفهای بزرگ ایران تبدیل شود.
به گزارش ایرنا، دکتر عباس زریابخویی (۱۲۹۸-۱۳۷۳ هـ.ش) را میتوان یکی از معدود «حکیمان جامعالاطراف» در تاریخ معاصر ایران دانست که توانست دانش عمیق سنتی حوزوی را با متدولوژیهای مدرن آکادمیک غرب پیوند دهد. حضور او در مراکز علمی خارج از ایران، صرفا یک دوره تحصیلی نبود، بلکه به اذعان بسیاری از مستشرقان و همکارانش، او خود به عنوان یک «دایرةالمعارف سیار»، غنای فرهنگی ایران را در قلب اروپا و آمریکا نمایندگی میکرد. سلوک علمی او در خارج از ایران در دو مقطع کلیدی آلمان و آمریکا قابل بررسی است که هر کدام سهم بسزایی در ارتقای جایگاه بینالمللی ایرانشناسی داشته است.

۱. دوران آلمان: تکوین نقد تاریخی و تتبع علمی
استاد زریاب در سال ۱۳۳۴ شمسی با حمایت و معرفی سیدحسن تقیزاده، موفق به دریافت بورس مطالعاتی بنیاد «هومبولت» شد و راهی آلمان غربی گردید. او به مدت پنج سال در دانشگاههای معتبری چون ماینتس، فرانکفورت و مونیخ به تحصیل در رشتههای تاریخ، فلسفه و فرهنگ تطبیقی پرداخت.

۱-۱. استادان و تاثیرپذیری علمی زریاب
در آلمان از محضر استادان نامداری چون «شل» (Scheel)، «هانس روبرت رویمر» (Roemer)، «بابینگر» (Babinger) و «اشپیتالر» (Spitaler) بهره برد. بهویژه رویمر و شل نقش مهمی در هدایت رسالهی دکتری او داشتند. او در این دوران با روشهای پیشرفته خاورشناسی اروپا و نقد تاریخی (Historical Criticism) آشنا شد که بعدها مبنای تالیفات مهم او چون «سیره رسولالله» قرار گرفت.
۲. استادان دوران آلمان (دانشگاه ماینتس و مونیخ)
گفته آمد که وقتی زریاب در سال ۱۳۳۴ شمسی با بورس هومبولت راهی آلمان شد و تحت نظر برجستهترین خاورشناسان اروپایی، متدولوژی تحقیق نوین را آموخت. وی در این دوران از محضر استادانی چون هیلکمان، بنزینگ، هولزامر، مارتین، راپ، فنرینتلن، شل، اشپیتالر و برتولد اشپولر علم آموخت. در این میان، دو شخصیت نقش محوری در هدایت علمی او داشتند:

الف) دکتر هانس روبرت رویمر (Hans Robert Roemer)
دکتر رویمر (۱۹۱۵-۱۹۹۷) اسلامشناس و ایرانشناس برجسته آلمانی بود که تخصص اصلیاش بر دوره تیموریان و صفویان متمرکز بود.
جایگاه علمی: او در ترییر به دنیا آمد و تحت تاثیر «والتر هینتس» به خاورشناسی روی آورد. رویمر مدیر آکادمی علوم و ادبیات ماینتس و موسس بخش شرقشناسی دانشگاه فرایبورگ بود. ایشان همچنین ریاست انجمن شرقشناسان آلمان را بر عهده داشت و از ارکان اصلی پژوهش در منابع تاریخی ایران بود.
پرفسور رویمر استاد راهنمای اصلی زریاب در تهیه رساله دکتری ایشان بود. رساله زریاب درباره «جانشینان تیمور» دقیقا در حوزه تخصصی رویمر (تاریخ تیموری) قرار داشت و این دو در پروژههای بینالمللی متعددی با هم همکاری داشتند.

ب) دکتر فرانتس بابینگر (Franz Babinger)
دکتر بابینگر (۱۸۹۱-۱۹۶۷) مورخ و شرقشناس نامدار آلمانی بود که از وی به عنوان بنیانگذار عثمانیشناسی مدرن در آلمان یاد میشود.
بیوگرافی و جایگاه علمی:
استاد بابینگر در «وایدن» متولد شد و در دانشگاه مونیخ به تحصیل هندشناسی و شرقشناسی پرداخت. بابینگر در طول جنگ جهانی اول به عنوان افسر آلمانی در ارتش عثمانی خدمت کرده بود که همین تجربه باعث اشراف او بر تاریخ و فرهنگ عثمانی شد. شاهکار او کتاب «محمد فاتح و زمانه او» (۱۹۵۳) است که همچنان مرجعی کلاسیک به شمار میرود. او همچنین پژوهشهای گستردهای درباره نویسندگان تاریخ عثمانی (Die Geschichtsschreiber der Osmanen) انجام داد.
پرفسور بابینگر از جمله استادانی بود که زریاب در دوران اقامت در آلمان از دانش او در زمینه تاریخ اسلام و خاور نزدیک بهره برد. زریاب در خاطرات خود از همسخنی با بابینگر و دیگر استادان بزرگ آلمانی به عنوان فرصتی گرانقدر برای درک دقایق پیشرفت علم در اروپا یاد کرده است.
پس از دوران آلمان، زریاب در آمریکا تحت تاثیر والتر برونو هنینگ (ایرانشناس بزرگ) قرار میگیرد. هنینگ چنان مبهوت حافظه و دانش زریاب شد که او را به عنوان دستیار خود در برکلی برگزید و زریاب در آنجا با متخصصان دیگری چون شوارتز (متخصص ایران پیش از اسلام) و ماخ (نسخهشناس عربی) به تبادل علمی پرداخت. در همین زمینه در سطور آینده بیشتر خواهیم دانست.

۱-۲. رساله دکتری و تحقیقات تخصصی زریاب
در سال ۱۳۳۹ شمسی (۱۹۶۰ میلادی) دکتری خود را از دانشگاه «یوهانس گوتنبرگ» ماینتس دریافت کرد. رساله او با عنوان «گزارش درباره جانشینان تیمور» (Der Bericht über die Nachfolger Timurs) بر پایه کتاب تاریخ کبیر جعفری یزدی نگاشته شد. این پژوهش به دلیل اصلاح انتسابهای غلط تاریخی و تحلیل دقیق ساختارهای قدرت در دوره انتقال از ایلخانان به تیموریان، مورد تحسین محققان آلمانی قرار گرفت.
۱-۳. خدمات علمی جانبی در آلمان
یکی از نکات جالب در زندگی زریاب در آلمان، ترجمهی آثار ویل دورانت برای تامین هزینههای زندگی بود. او کتابهای «تاریخ فلسفه» و «لذات فلسفه» را در همین دوران به فارسی برگرداند و با قلم روان و معادلگزینیهای دقیق خود، فلسفه غرب را برای ایرانیان اهلی کرد. همچنین، او در کنگرههای بزرگ بینالمللی از جمله کنگره مستشرقین در مونیخ شرکت داشت و مورد توجه بزرگانی چون مینورسکی و ریپکا قرار گرفت.
۲. دوران آمریکا: کرسی استادی برکلی و همکاری با هنینگ
مرحله دوم سلوک علمی زریاب در خارج از ایران، با دعوت رسمی «والتر برونو هنینگ»، ایرانشناس برجسته، آغاز شد. زریاب از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۳ شمسی به عنوان استاد مهمان در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی به آموزش زبان و ادبیات فارسی پرداخت.
۲-۱. جایگاه علمی در برکلی
هنینگ که به سختگیری در انتخاب همکار شهرت داشت، چنان مبهوت حافظه و وسعت دانش زریاب شد که او را برای تصحیح متون دشوار به همکاری فراخواند. در همین دوران بود که هنینگ نسخهای از کتاب الصیدنه فی الطب ابوریحان بیرونی را به زریاب سپرد تا لغات خوارزمی آن را استخراج کند؛ کاری که تنها از عهده زریاب برمیآمد.
۲-۲. انتخاب میان غربت و وطن
دانشگاه برکلی به دلیل درخشش علمی زریاب، پیشنهاد «کرسی دائمی استادی» (پروفسور دائمی) را به او ارائه داد. با این حال، زریاب که ریشههایش در خاک ایران بود و تعهدی عمیق به تعلیم نسل جوان وطن خود داشت، این پیشنهاد گرانبها را رد کرد و به ایران بازگشت. او معتقد بود که باید اندوختههای خود را در دانشگاه تهران به کار گیرد.
۳. زباندانی و اشراف بینالمللی
تسلط زریاب به زبانهای آلمانی، انگلیسی، فرانسوی و عربی در کنار ترکی و فارسی، او را به پلی میان فرهنگها تبدیل کرده بود. باستانی پاریزی در خاطرهای مشهور نقل میکند که زریاب در یک جمع بینالمللی با هر دانشمندی به زبان خودش (آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، عربی و ترکی) سخن میگفت و همگان را به تحسین واداشته بود. این توانایی زبانی به او اجازه میداد تا مقالات ارزشمندی را به زبانهای خارجی در دایرةالمعارف ایرانیکا و نشریات معتبر رم و لندن منتشر کند.
حضور دکتر عباس زریاب خویی در آلمان و آمریکا، نه تنها منجر به دریافت عالیترین مدارج علمی برای او شد، بلکه اعتبار آکادمیک ایران را در مجامع بینالمللی ارتقا بخشید. او با تسلط بر روشهای علمی غرب و حفظ هویت ایرانی-اسلامی، نشان داد که میتوان در تمدن جهانی سهیم بود بدون آنکه ریشههای فرهنگی خود را از دست داد.

دکتر عباس زریاب خویی علیرغم داشتن موقعیت علمی بسیار ممتاز در سطح بینالمللی و پیشنهاد کرسی دائمی استادی (پروفسور دائمی) از سوی یکی از معتبرترین دانشگاههای جهان، به دلایل خاصی تصمیم به بازگشت به ایران گرفت:
عشق عمیق به فرهنگ ایرانی
مهمترین و اصلیترین دلیل بازگشت او، علاقه وافر و پیوند عاطفی استوار با خاک، تاریخ و فرهنگ ایران بود. منابع متعددی تاکید میکنند که او «عاشق ایران و فرهنگ آن» بود و ریشههای عمیقش در این آب و خاک اجازه نمیداد که برای همیشه در غربت بماند. دکتر محمدعلی موحد در این باره میگوید که زریاب در غربت دچار نوعی «استیصال» میشد و حتی اخبار عادی ایران در روزنامههای آن زمان را با ولع تمام میخواند، چرا که تمام رنجهای وطن در عالم خیال او به خوشی و لذت بدل شده بود.
تعهد به تعلیم و تربیت نسل جوان ایران
زریاب معتقد بود که باید اندوختههای علمی خود را که در مجامع علمی ایران زمین و دانشگاههای اروپا کسب کرده بود، صرف آموزش فرزندان میهن خود کند. او خدمت در دانشگاه تهران و تربیت دانشجویان ایرانی را بر استادی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا ترجیح داد. او بر این باور بود که وظیفه دارد دانش خود را در راه اعتلای مملکت خویش به کار بندد.
عدم تمایل به زندگی در غربت
دکتر زریاب اصلا به زندگی و سکونت دائم در محیطهای بیگانه گرایشی نداشت و به تعبیر منابع، «تاب حضور در غربت را نداشت». با وجود اینکه والتر برونو هنینگ، ایرانشناس نامدار، شیفته دانش و حافظه کمنظیر زریاب شده بود و تمام امکانات را برای ماندن او فراهم کرد، زریاب پس از دو سال تدریس در برکلی (۱۳۴۱ تا ۱۳۴۳)، بازگشت به ایران را برگزید.
آرمانگرایی ملی
«آرمانگرایی ملی» او باعث میشد تا همواره در برابر پیشنهادهای وسوسهانگیز دانشگاههای آلمان و آمریکا، یک پاسخ ثابت داشته باشد: «ترجیح میدهم به وطن خود خدمت کنم». او خود را فرزند هنر و فرهنگ ایران میدانست و بازگشت به ایران را وظیفهای اخلاقی و ملی تلقی میکرد.
در نهایت، بازگشت او به ایران باعث شد که شاگردان و محققان بسیاری از دانش وسیع او در زمینههای تاریخ، ادبیات و فلسفه بهرهمند شوند و او به یکی از ارکان اصلی فرهنگستان و دایرةالمعارفهای بزرگ ایران تبدیل شود.
منابع:
۱. اصفهانی، عبدالله. «عباس زریاب خویی: نیم قرن نسخهشناسی، تالیف و تحقیق». دوهفتهنامه دارالصفا، شماره ۲۵۴۱ ۲. افشار، ایرج. نادرهکاران. به کوشش محمود نیکویه. تهران: نشر قطره، ۱۳۸۳. ۳. باستانی پاریزی، محمدابراهیم. «زرناب زرگران». در یکی قطره باران (جشننامه استاد زریاب). به کوشش احمد تفضلی. تهران: چاپخانه مهارت، ۱۳۷۰. ۴. تنهاتن ناصری، ایرج. «مروری بر زندگینامه زندهیاد دکتر عباس زریاب خویی». نامه انسانشناسی ۱۵، شماره ۲۷ (۱۳۹۷): ۵. تفضلی، احمد. «مختصری از زندگانی استاد دکتر عباس زریاب». در یکی قطره باران. تهران: ۱۳۷۰. ۶. زریاب خویی، عباس. «زندگانی من». تحقیقات اسلامی، سال دهم، شماره ۱ و ۲ (۱۳۷۴): . ۷. زریاب خویی، عباس. سیره رسولالله: از آغاز تا هجرت. تهران: انتشارات سروش، ۱۳۷۰. ۸. سجادی، صادق. «زریاب و دایرةالمعارف بزرگ اسلامی». مجله بخارا، شماره ۱۰۴ (۱۳۹۳). ۹. شفیعی کدکنی، محمدرضا. «دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی». مجله بخارا، شماره ۱۰۴ (۱۳۹۳). ۱۰. فانی، کامران. «تحلیلی بر ترجمهها و آثار علمی دکتر زریاب». برنامه رادیویی صد سال فرهنگ گرامی داشت دکتر زریاب، تهیه کننده محمد حسینی باغسنگانی، نویسنده" اسماعیل باغستانی، سال انتشار ۱۳۸۰. ،۱۱. موحد، محمدعلی. «زریاب در آیینه نامههایش». مجله بخارا، شماره ۱۰۴ (۱۳۹۳). ۱۲. مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی. «مدخل دکتر عباس زریاب خویی.
B) English Sources
Grokipedia. "Abbas Zaryab Khoyi: Biography and Scholarly Contributions." Accessed ۲۰۲۶.
Melville, Charles. A History of Persian Literature. New York: I.B. Tauris, ۲۰۱۲.
Roemer, Hans Robert. "In Memoriam: Abbas Zaryab-Khoi (۱۹۱۹-۱۹۹۵)." Journal of Iranian Studies (۱۹۹۵).
Zaryab, Abbas. "Chobanids." In Encyclopaedia Iranica, Vol. V, ۱۹۹۲.
Zaryab, Abbas. "Struggle of Religious Sects in the Ilkhanid Court." In La Persia nel Medioevo. Rome: Accademia Nazionale dei Lincei, ۱۹۷۱.
*پژوهشگر فرهنگی
منبع: ایرنا
