فرزانه فرشیدنیک، هنرمند و پژوهشگر با تاکید بر ضرورت تدوین سند ملی «هنر و بحران» گفت: ایران از ظرفیتهای گسترده فرهنگی و هنری برخوردار است، نقش هنر در مواجهه با بحرانها، اغلب به اقدامات مقطعی و واکنشی محدود شده و جایگاه هنر در ساختار رسمی مدیریت بحران به طور دقیق تعریف نشده است.
به گزارش ایرنا، فرزانه فرشیدنیک، پژوهشگر حوزه هنر، فرهنگ و مطالعات اجتماعی، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات است. وی معماری خوانده و نقاشی هم میکند. بخش مهمی از فعالیتهای علمی او در حوزه «هنر و زیست اجتماعی پایدار» به بررسی پیوند میان هنر و مسائل اجتماعی، به ویژه نقش هنر در مواجهه با بحرانها، توانمندسازی گروههای آسیبپذیر و تقویت تابآوری اجتماعی اختصاص دارد. همچنین پژوهش تطبیقی فرشیدنیک درباره برنامههای هنری در مواجهه با بحرانهای طبیعی در کشورهای استرالیا، آمریکا و ژاپن، مبنای نوشتن کتاب «هنر و بحران» توسط این هنرمند، قرار گرفته است.
در بخش اول مصاحبه پیشرو، خبرنگار فرهنگ و هنر ایرنا درباره ضرورتهای تدوین سند ملی «هنر و بحران» با فرشیدنیک به گفتوگو پرداخته است. که در ادامه آن را میخوانیم.
فرزانه فرشیدنیک بر ضرورتها و الزامات تدوین سند ملی «هنر و بحران» در ایران تاکید کرد و گفت: تدوین سند ملی «هنر و بحران» ضرورتی برای ایجاد یک چارچوب مشخص در بهرهگیری از ظرفیتهای هنر در فرآیند مدیریت بحران است. در واقع، مواجهه با بحران شامل سه مرحله «پیش از بحران»، «حین بحران» و «پس از بحران است» که «هنر»، به شکلی موثر در هر سه مرحله میتواند نقش آفرینی کند و به این منظور ضروری است جایگاه آن در ساختار مدیریت بحران کشور به صورت رسمی تعریف شود.
وی تصریح کرد: در نظامهای موفق مدیریت بحران مورد مطالعه و تحلیل قرار دادهام، «هنر» بخشی از برنامهریزیِ جامعِ مواجهه با بحران محسوب میشود و نحوه استفاده از ظرفیتهای هنری در چندین سطح مختلف شامل سطوح «ملی»، «محلی» و «شهروندی» مورد توجه قرار میگیرد. در رویکردهای جدید در کشورهای موفقِ دنیا، مدیریت بحران، صرفاً محدود به اقدامات امدادی، فنی و بازسازی زیرساختها نیست، بلکه ابعاد انسانی، روانی، اجتماعی و فرهنگی بحران نیز به طور جدی مورد توجه قرار میگیرد چراکه بحرانها علاوه بر خسارتهای مادی، پیامدهایی مانند فقدان، اضطراب، ترس، کاهش احساس امنیت، آسیب به روابط اجتماعی و اختلال در هویت جمعی ایجاد میکنند.
نویسنده کتاب «هنر و بحران» با اشاره به اینکه در این شرایط، «هنر» و «برنامههای هنری» نقشی مهم و تاثیرگذار در ترمیم عاطفی و اجتماعی جامعه دارد، گفت: هنر، زمینه بیان تجربیات فردی و جمعی، امکان پردازش رنجهای ناشی از بحران، بسترِ تقویت ارتباطات اجتماعی و همچنین بازسازی احساس تعلق را فراهم میکند. در ساختارهای پیشرفته مدیریت بحران، «هنر» تنها محدود به فعالیتهای حاشیهای یا واکنشی پس از وقوع حادثه نیست بلکه بخش مهم و جدایی ناپذیر از فرآیند آمادگی، مواجهه و بازسازیِ پس از بحران است.
فرشیدنیک ادامه داد: در ایران، با وجود تجربه بحرانهای متعدد طبیعی و اجتماعی، هنوز نقش و جایگاه هنر در نظام مدیریت بحران بهصورت مشخص تعریف نشده است. اقدامات هنریِ پس از بحرانها، اغلب به شکل پراکنده و کوتاهمدت انجام میشوند و فاقد پیوستهای پژوهشی و یا پیوند با یک برنامه جامع هستند. این در حالی است که با توجه به ظرفیتهای گسترده فرهنگی و هنریِ کشور ایران، در صورت وجودِ یک «چارچوب سیاستی مشخص»، برنامههای هنری از این ظرفیت ارزشمند برخوردار هستند که نقش موثرتری در فرآیند مدیریت بحران ایفا کنند.
این هنرمند اضافه کرد: ازاینرو، تدوین سند ملی «هنر و بحران» میتواند جایگاه هنر را در مراحل مختلف مدیریت بحران از مرحله پیشگیری و آموزش عمومی تا مرحله مواجهه با بحران و بازسازی پس از آن مشخص کند. چنین سندی میتواند نقش نهادهای فرهنگی، هنرمندان، سازمانهای مردم نهاد، جوامع محلی و دستگاههای مسئول را مشخص کرده و زمینه استفاده هدفمند از هنر برای افزایش تابآوری اجتماعی را فراهم کند. این سند مشخص میکند که هنر چگونه، توسط چه نهادهایی، در چه مرحلهای از بحران و با چه اهدافی مورد استفاده قرار گیرد و در نهایت، با تدوین این سند، «هنر» از جایگاه یک فعالیت جانبی پس از بحران، به بخشی از نظام رسمی مدیریت بحران کشور ارتقا مییابد.

نقش هنر در مواجهه با بحرانها به اقدامات مقطعی محدود شده است
فرشیدنیک با اشاره به نقش تدوین سند ملی «هنر و بحران» در رفع کاستیهای ساختاری و سیاستیِ موجود در بهرهگیری از ظرفیتهای هنر در فرایند مدیریت بحران نیز گفت: همانطور که پیشتر نیز گفته شد، در حال حاضر یکی از کاستیهای اساسی در ساختار مدیریت بحران در ایران، فقدان یک چارچوب مشخص برای تعریف جایگاه، نقش و کارکردهای هنر در فرآیند مدیریت بحران است. ایران از ظرفیتهای گسترده فرهنگی و هنری برخوردار است، اما این ظرفیتها تاکنون به صورت منسجم، هدفمند و مبتنی بر یک برنامه سیاستی مشخص در مراحل مختلف مدیریت بحران مورد استفاده قرار نگرفتهاند. در نتیجه، نقش هنر در مواجهه با بحرانها، اغلب به اقدامات مقطعی و واکنشی محدود شده و جایگاه هنر در ساختار رسمی مدیریت بحران به طور دقیق تعریف نشده است.
وی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از کاستیهای موجود، محدود بودن مطالعات و سیاستگذاریهای مرتبط با هنر و بحران در ایران است. بخش قابل توجهی از پژوهشهای انجام شده در ایران، بیشتر بر جنبههای فردی و روانشناختی مانند «هنر درمانی» متمرکز بودهاند، در حالی که «هنر»، علاوه بر آثار فردی، دارای کارکردهای گسترده اجتماعی و فرهنگی است.
این پژوهشگر افزود: هنر در شرایط بحران، در تقویت همبستگی اجتماعی، ایجاد مشارکت جمعی، حفظ حافظه اجتماعی، بازنمایی تجربیات مشترک و بازسازی هویت اجتماعی جامعه آسیبدیده، نقش دارد و این ابعاد نیازمند توجه جدی در سیاستگذاریهای حوزه بحران است.
به گفته فرشید نیک از دیگر خلأهای مهم در این زمینه، فقدان ارتباط و هماهنگی موثر میان نهادهای فرهنگی و ساختارهای رسمی مدیریت بحران است؛ در بسیاری از موارد، فعالیتهای هنری پس از وقوع بحران، خارج از یک برنامه جامع و بدون پیوند مشخص با سیاستها و برنامههای کلان مدیریت بحران انجام میشوند. این وضعیت موجب شده که بسیاری از اقدامات هنری، کوتاه مدت، پراکنده و فاقد تداوم و اثربخشی پایدار باشند.
عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات از دیگر چالشهای موجود را کم توجهی به ویژگیها و تنوع فرهنگی، اجتماعی و تاریخیِ مناطق آسیب دیده دانست و گفت: در حالی که تجربیاتِ کشورهای موفق، نشان میدهد که «برنامههای هنرمحور»، زمانی اثربخشی بیشتری دارند که بر اساس شرایط بومیِ هر منطقه و با مشارکت جوامع محلی و استفاده از ظرفیتهای فرهنگی همان جامعه طراحی و اجرا شوند.
فرشیدنیک افزود: بر این اساس، سند ملی «هنر و بحران» با تعریف جایگاه هنر در نظام مدیریت بحران، تعیین نقش و مسئولیت نهادهای مرتبط، ایجاد هماهنگی میان دستگاههای فرهنگی و اجرایی و توجه به ظرفیتهای محلی، چارچوبی برای بهرهگیری نظاممند از هنر در مواجهه با بحران فراهم میکند. تدوین این سند زمینه عبور از اقدامات پراکنده و مقطعی و حرکت به سوی استفاده هدفمند، برنامهریزیشده و پایدار از ظرفیتهای هنری در فرآیند مدیریت بحران را فراهم خواهد کرد.
توجه به جایگاه و اهمیت «مشارکت جوامع محلی»
در ادامه این پژوهشگر با اشاره به ضرورتهای اهداف و محورهای راهبردی در فرآیند تدوین سند ملی «هنر و بحران» به ایرنا توضیح داد: از آنجایی که سند ملی هنر و بحران باید با هدف ایجاد یک چارچوب منسجم برای استفاده از ظرفیتهای هنری در تمام مراحل بحران تدوین شود، یکی از مهمترین اهداف این سند، تعریف جایگاه رسمی هنر در نظام مدیریت بحران است.
فرشیدنیک افزود: در کشورهای موفق، نقش هنر در کنار سایر حوزهها مانند «امداد»، «سلامت»، «آموزش» و «بازسازی» تعریف شده است. بنابراین، در ایران نیز باید مشخص شود که نهادهای فرهنگی و هنری در چه مرحلهای از بحران، با چه وظایفی و در همکاری با چه سازمانهایی فعالیت خواهند کرد. برای مثال، به منظور بهرهگیری از هنر برای بازسازی روانی و اجتماعی افراد آسیبدیده، تبیین نوع ارتباط میان نهادهای مختلف و به ویژه جایگاه نظام سلامت و نحوه تعامل نهادهای مجریِ برنامههای هنری و تعیین نقش و وظایف هر یک از آنها ضروری است.
وی تصریح کرد: همچنین این سند باید بر مستندسازی بحران و حفظ حافظه جمعی تاکید داشته باشد. تجربیات کشورهای مورد مطالعه نشان میدهد که آثار هنری مرتبط با بحرانها، علاوه بر ارزش فرهنگی، اسناد اجتماعی مهمی هستند که تجربه جامعه را برای نسلهای آینده حفظ میکنند. از دیگر محورهای مهم سند ملی هنر و بحران، توجه به جایگاه و اهمیت «مشارکت جوامع محلی» است، چراکه برنامههای هنری زمانی موفقتر هستند که با مشارکت مردم همان منطقه و بر اساس ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی آن طراحی شوند.
این هنرمند افزود: در نهایت، این سند باید زمینه همکاری میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان مدیریت بحران، سازمانهای مردم نهاد (NGOها)، دانشگاهها، هنرمندان و جوامع محلی را فراهم کند. در صورت تحقق این امر، «هنر» به یکی از ابزارهای موثر در افزایش تابآوری اجتماعی در کشور بدل خواهد شد.

پیروی از یک الگوی ثابت و تکرارشونده در پروژههای هنر و بحران
فرشیدنیک با اشاره به اینکه تدوین سند ملی هنر و بحران چگونه میتواند به افزایش اثربخشی برنامههای هنری پس از بحران در ایران منجر شود، به ایرنا توضیح داد: بررسی وضعیت ایران، نشان میدهد که به دلیل فقدان نگاه نظاممند و سیاستگذاری مشخص در این حوزه، با وجود اینکه در بسیاری از بحرانهای ایران، هنرمندان و نهادهای فرهنگی تلاشهایی برای همراهی با آسیبدیدگان انجام دادهاند، اما این فعالیتها اغلب در قالب برنامههای مقطعی، غیرموثر و بدون پیوست پژوهشی و اجرایی مشخص شکل گرفتهاند.
وی افزود: یکی از نقدهای مطرح شده این است که بسیاری از برنامههای هنری پس از بحران در ایران، غالباً از یک الگوی ثابت و تکرار شونده پیروی میکنند و کمتر بر اساس شرایط واقعی هر بحران طراحی میشوند. در حالی که هر بحران (اعم از طبیعی و غیرطبیعی، شامل سیل، زلزله، آتشسوزی، جنگ و غیره) دارای ویژگیهای خاص خود است و جامعه آسیبدیده بر اساس نوع حادثه، شرایط فرهنگی، ویژگیهای اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و تجربه تاریخی خود، نیازهای متفاوتی دارد.
به گفته این پژوهشگر، یکی دیگر از ضعفهای موجود، «نگاه مرکزگرا» در طراحی بسیاری از برنامههای هنری پسابحران است که بدون توجه کافی به ویژگیهای فرهنگی مناطق آسیبدیده صورت میگیرد. این در حالی است که پروژههای هنری موفق به طور معمول بر اساس نیازسنجی، مشارکت جامعه محلی و همکاری میان نهادهای مختلف اجرا شدهاند. برای مثال در استرالیا، برنامههای هنری پس از بحران با توجه به تجربه زیسته افراد آسیبدیده طراحی شدهاند. در آمریکا، پروژههای هنری مطالعه شده، با تمرکز بر روایتهای مردم و بازسازی هویت اجتماعی شهر اجرا شدند و در ژاپن نیز توجهی عمیق به فرهنگ و نیز آیین و رسوم هر منطقه در طراحی و اجرای برنامههای هنری پسابحران قابل مشاهد است.
فرشیدنیک تصریح کرد: بنابراین، مشکل اصلی برنامههای هنری پس از بحران در ایران، نبود ظرفیت هنری در نهادها و سازمانها یا عدم علاقمندی یا توانمندیِ هنرمندان و سمنها نیست، بلکه فقدان یک چارچوب سیاستی، عدم هماهنگی میان نهادهای فرهنگی و ساختار مدیریت بحران، کوتاه مدت بودن اقدامات و کم توجهی به ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی مناطق آسیبدیده است. تدوین سند ملی «هنر و بحران»، با لحاظ کردن تمامی این موارد، باید زمینه عبور از اقدامات پراکنده و حرکت به سمت برنامههای منسجم، هدفمند و پایدار را فراهم کند.
سازگاری با واقعیتهای فرهنگی هر منطقه در مدیریت بحران و هنر
این نویسنده با اشاره به چونگی لحاظ شدن نقش فرهنگهای محلی و ظرفیتهای بومی در سند ملی «هنر و بحران» اظهار کرد: چنانکه اشاره شد، یکی از عوامل مهم موفقیت برنامههای هنر محور پس از بحران، توجه به ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی جوامع محلی است. بحرانها در مکانهای مختلف، تجربههای متفاوتی ایجاد میکنند و پاسخهای فرهنگی نیز باید متناسب با شرایط همان جامعه طراحی شوند. بنابراین، یک برنامه واحد و کاملاً متمرکز که بدون توجه به ویژگیهای محلی اجرا شود، نمیتواند پاسخگوی نیازهای همه مناطق باشد.
فرشیدنیک افزود: ایران از نظر فرهنگی دارای تنوع گستردهای است و مناطق مختلف کشور دارای زبانها، آیینها، سنتها، شیوههای ارتباطی و نظامهای معنایی متفاوتی هستند. این تنوع فرهنگی، ظرفیتی مهم و ارزشمند برای افزایش تاب آوری اجتماعی است و برنامههای هنری پس از بحران باید متناسب با زمینه فرهنگی هر منطقه طراحی شوند. استفاده از هنرهای بومی، روایتهای محلی و مشارکت مستقیم مردم منطقه، اثربخشی این برنامهها را افزایش میدهد. برای نمونه در تجربه ژاپن، توجه عمیق به ویژگیهای فرهنگی جوامع محلی و آیینها، جشنوارهها و مراسم بومی و منطقهای (از جمله برگزاری جشنواره یاپشی پس از سونامی ۲۰۱۱)، یکی از عناصر مهم و کلیدی در موفقیت نظام مدیریت بحران بوده، چراکه این آیینها و جشنوارههای محلی به مردم کمک میکند تا تجربه بحران را از طریق برنامههایی که برای آنها آشنا و معنادار است، پشت سر گذاشته و پیوندهای اجتماعی را دوباره برقرار سازند.

وی خاطرنشان کرد: بر همین اساس، در سند ملی «هنر و بحران» باید سازوکاری پیشبینی شود که علاوه بر سیاستگذاری ملی، امکان تصمیمگیری و اجرای برنامهها در سطح استانها و مناطق محلی نیز وجود داشته باشد. این امر نیازمند آن است که نهادهای فرهنگی محلی، هنرمندان بومی، گروههای مردمی و سازمانهای اجتماعی در فرآیند طراحی و اجرای برنامهها مشارکت داشته باشند. بنابراین، توجه به فرهنگهای محلی در سند ملی هنر و بحران به معنای کنار گذاشتن سیاستگذاری ملی نیست، بلکه به معنای ایجاد پیوند میان سیاست ملی و ظرفیتهای محلی است؛ به گونهای که برنامههای هنری پس از بحران هم از هماهنگی ملی برخوردار باشند و هم با واقعیتهای فرهنگی هر منطقه سازگار شوند.
