با رفتن زنده یاد "رضا محمدی" کارشناس تئاتر قزوین، جاویدنام "نعمت الله پروند اسداللهی" در اوایل دهه پنجاه در مقام کارشناس وارد قزوین شد و با دعوت از هنرمندان قدیمی تئاتر این شهر و تشکیل کلاسهای آموزشی و جذب جوانان دختر و پسر علاقهمند به تئاتر، کار خود را آغاز کرد. او با نمایشهایی از خود و بزرگان جهان نمایش، به امور تئاتری قزوین سر و سامان داد و به زودی نام این شهر به عنوان شهری با هنرمندان توانا و اجراهایی جذاب و دیدنی در کشور مطرح شد.
استاد اسداللهی با هنرمندان و کارگردانهای بزرگ و ارزشمندی همکاری داشت و در این مدت، بازیها و نوع نگرشش به هنر و تئاتر و مردم، او را از دیگران متمایز میکرد.
هنرنماییهای او در کنار هنرمندان شاخصی مانند؛ عباس جوانمرد، داوود رشیدی، علی حاتمی، حمید سمندریان، پرویز فنیزاده، داریوش فرهنگ، محمدعلی کشاورز، محمود عزیزی، مهدی هاشمی، بهرام بیضایی و... درهای موفقیت و شهرت را روی او باز کرده بود، اما به دلیل ویژگیهای شخصیتی، تفکر والا و باور به مردمی بودن تئاتر و آموزش نسلهای جوان تئاتری، او ترغیب شد تا به عنوان کارشناس تئاتر به شهرهای مختلف برود و در آنجا با آموزش تئاتر علمی به صدها هنرمندجوان مستعد، این هنر را به میان مردم ببرد تا بدانجا که بسیاری از فرهیختگان و دانشجویان و جوانان نواندیش به کارها و اجراهای غیرمتعارف و روشنگر او علاقهمند شده و بعضی تئاتر را نزد او آموختند.
زندهیاد اسداللهی در دوران فعالیتهای هنری و مردمی خود، بسیار فعال و خستگیناپذیر بود و بهرغم موانع و مشکلات فراوانی که پیش رو داشت و مزاحمتهای ماموران ساواک، به کار و راه خود ادامه میداد و گرچه بارها، جلوی اجراهای او را گرفتند، لیکن این هنرمند مردمی از پای ننشست و به کارش ادامه داد تا آنکه به تبعید فرستاده شد.
او در آبادان و اهواز، تهران، سنندج، قزوین، اصفهان و شیراز در جایگاه کارشناس و مدرس و کارگردان، دهها نمایشنامه نوشت و اجرا کرد و چندین اثر شهیر بزرگان نمایش جهان و به ویژه آثار معروف "برتولت برشت"را به عنوان یک برشت شناس ممتاز و کارگردان به صحنه برد.
به یاد دارم در سال پنجاه و پنج که برای چند روزی در شیراز مهمان او بودم، استاد اثر درخشان برتولت برشت؛ "ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی؛ را به صحنه برده بود و من هر شب در سالن، شاهد تماشای این نمایش بامحتوا و زیبا بودم که خبر رسید ساواک جلوی اجرا را گرفته است.
با آنکه نمایش باید تعطیل میشد، اما اسداللهی عزیز این کار را نکرد و من فردای دستور تعطیلی نمایش، در سالن بودم و از تماشاگرانی که برای تماشای این کار آمده بودند، آمار میگرفتم. بیش از ظرفیت سالن، تماشاگر آمده بود و وقتی که متوجه میشدند، نمایش اجرا نخواهد شد با ناراحتی سالن را ترک میکردند.
از هنرمندان و یاران و شاگردان و همکاران استاد اسداللهی، این عزیزان به ایشان پیوسته و آسمانی شدهاند؛ عباس جوانمرد، محمدعلی کشاورز، رشید بهنام، پرویز فنی زاده، امین تارخ، علی حاتمی، داوود رشیدی، بهرام بیضایی، حمید سمندریان و… و هنرمندان و شاگردان قزوینی استاد؛لسان اسلامی، احمد میرفخرایی، ابراهیم فرخمنش، حجتالله ملک محمدی، فیروز ناپلیونی، محسن آبفروش، مجید سیمیاری و...
■حال و روز امروز برخی از یادگاران دوران کارشناسی زندهیاد اسداللهی در قزوین؛ علی میلانی؛همچنان در رادیو و تلویزیون و تئاتر و سینما فعالیت دارد.
سیدحسن اورازانی؛ بازنشسته شده و گاه نمایشی را به صحنه میبرد.
علی اصغر کاشیها، بعد از بازنشستگی، بساز و بفروش شده است.
حسین بهشتی، اصغر زیباروش، افسانه مهاجر و یوسف کاشفی در خارج از ایران زندگی میکنند.
نوازالله فرحشیرازی استاد دانشگاه شد و اکنون صفحهای پرمخاطب در اینستاگرام دارد.
منوچهر دیناروند، از تئاتر فاصله گرفت و برای تامین معاش خانواده کار میکند.
یوسف همدانی، مهدی ساغرچی و... نیز جذب زندگی شدهاند.
البته و متاسفانه دوستان زیاد دیگر هم هستند که من نامشان را از یاد بردهام.
امیدوارم همگی هر جا هستند سلامت و موفق باشند و روح بزرگواران آسمانی هم شاد.
در سال پنجاه و هفت با فرار شاه، استاد اسداللهی از تبعید آزاد شد و به اصفهان رفت و در آنجا و شیراز و تهران، آثار درخشانی را به اجرا در آورد.
استاد تا هنگام کوچ آسمانی خود، پیوسته به مردم و هنر و فرهنگ و فردای بهتر کشور میاندیشید و در این راه گام برمیداشت.راهی که خانواده هنرمند و محترم او و یاران و شاگردان وفادارش ادامه میدهند.
روح بزرگ و مهربان استاد نعمتالله اسداللهی شاد و راهش پر رهرو.
