دیروز باز هم با اوسمحمود نازنین، دیداری و گپ و گفتی داشتیم.
مانند همیشه او از همه چیز سخن گفت و گلایه کرد و بعد بحث را به مقوله نقد و منقد کشاند و گفت: گرچه پیشتر و بارها، شما در نوشتار و گفتار خود به نقد و منقد پرداختهاید و چند بار هم با هم در این مورد گفتوگو داشتهایم و شما همیشه از نقد منصفانه، تخصصی، سالم و متعهدانه که به فرهنگسازی کمک کند و در خدمت جامعه باشد، گفته و نوشتهاید و نقد را تعامل میان هنرمند و منقد و مردم و مدیران هنری دانسته و منقدانی را که اینگونه نقادی میکنند تحسین کردهاید، اما پرسش امروز من این است که، از نظر شما نقد و منقد خوب و نقد و منقد بد کدامند؟
راستش کمی تا قسمتی از پرسش اوسمحمود جا خوردم، انتظار داشتم که درباره فیلمها و سریالها و نمایشها چیزی بگوید و بپرسد، ولی درباره نقد و منقد نه!
گفتم: وجود نقد و منقد خوب یا بد منوط به وجود آثار خوب و یا بد هنری و فرهنگی است، لیکن فقط در این چارچوب خلاصه نمیشود. چرا که معتقدم، آثار هنری، بهرغم امضای هنرمندان در پای خود، اما سه عاملی هم که یاد کردید، منقد، مدیر هنری و بهویژه مردم در شکلیابی و تولد آثار هنری نقش دارند و عامل دیگری نیز در این ارتباط سهیم است و آن سرمایه و سرمایهگذار است.
از همین رو، در نقد و تحلیل آثار و تولیدات هنری باید کارشناسانه و منصفانه به این عناصر و عوامل توجه شود و فقط خود اثر هنری مورد تحلیل قرار نگیرد، زیرا هر کدام از این رکنها در موفقیت یا شکست آثار هنری میتوانند تاثیر داشته باشند.
اوسمحمود گفت: با این حساب، نقد و نقادی باید کار دشواری باشد و مسئولیت و رسالت بزرگی بر دوش منقدان است.
گفتم: همین طور است، اما این مسئله، از سوی هنرمندان و مدیران هنری، کمتر مدنظر قرار میگیرد و گاه توجه به نظر دوستانه و تعاملی منقد،جای خود را به گلایه، خشم و کینه میدهد.
در حالی که خردمندی و سعهصدر هنرمندان و مدیران هنری در برخورد با نقد سلامت که توسط منقد سالم نوشته و گفته میشود، یک اصل مهم انسانی و فرهنگی است و این امر میتواند زیربنای برخورد با نقد و منقد را جهت دهد.
متاسفانه در جوامع سرمایهسالار و طبقاتی که همه چیز آن، قدرت، ثروت و مناسبات اجتماعی طبقاتی است، فرهنگ و هنر و تولیدات هنری و نقد هم طبقاتیاند و اکثر هنرمندان و منقدانی که در این ورطه افتادهاند نیز در آثارشان نگرش طبقاتی را با محوریت منافع خود، لحاظ میکنند و در ایجاد چنین وضعیت، مدیران و مسئولان اشتباهی حوزههای هنری و فرهنگی مانند دیگر مقامداران کشور، سهم بسیار دارند، چرا که آنها از هنرمندان و آثار هنری مورد پسند خود حمایت مادی و معنوی میکنند و چون مانند اغلب مقامداران، مدیران و مسئولان جاه و مقامپرست، با نقد و منقد میانهای ندارند و اساسا نقد و اصلاح ناپذیرند، نگاهشان به نقد و منقد خصمانه است.
اینان دوست دارند که هنرمندان و منقدان، بله قربانگو و مجیزگوی آنها باشند و اگر چنین نباشند، مغضوب و مطرود میشوند. بنابراین، میبینید که در نگارش و گویش و ارائه نقد و عرضه هنر، عوامل متعددی دخیل هستند.
با این اوصاف واضح است که از نگاه صندلینشینهای قدرت،ثروت و هنرمندان و منتقدان و رسانههای حامی آنها نقد و منقد خوب، مطلب و کسی است که مجیزگو و قلم فروش باشد و این نوع نقدها و نقادیها از سوی آنها با بهبه و تحسین روبرو میشوند. اوسمحمود با چهره برافروخته گفت: اینکه خیلی نامردی و نادرست است، این افرادی که ذکر کردید، اگر خرد و وجدان داشته باشند، باید از حق و نقد و منقد حقگو که هدفش سازندگی است، حمایت کنند. گفتم: معضل همین جاست که در ایران ما این گونه نیست و نه تنها از نقد خوب سلامت و منقد متعهد حمایت نمیشود که معمولا نقدهای مستقل و سازنده، کمتر امکان انتشار مییابند و منقدان راستین نیز بیشتر تنبیه میشوند.
به عنوان نمونه برایتان میگویم که، من چند روز قبل یادداشتی درباره یکی از سریالهای در حال پخش تلویزیون، نوشتم، اما از فردای انتشار این نقد در برخی رسانهها، یک مرتبه یادداشتم مفقودالاثر شد.
در حالی که من محترمانه و منقدانه و کارشناسانه به برخی نکات آن سریال، انتقاد کرده بودم، ولی...
اوسمحمود لبهایش را ورچید و گفت:
عجب بیمعرفتهاییاند، نقد که خوب است و باعث میشود تا هنرمند با توجه به نکات انتقادی نقدها، در کارهای بعدیش، موفقتر شود. گفتم: بله،حرف شما درست است، اما این درستی در جایی خریدار دارد که قدر و منزلت نقد و منقد دانسته شود و مسئولان، مدیران و هنرمندان نقد و اصلاحپذیر باشند، لیکن در ایران ما...
