
شايد بتوان گفت هيج كس مانند علی حاتمى تهران را نمىشناخت وقتى در تهران با او قدم ميزدى، تهران واقعى را از پس برده ابتذال معمارى تهران كنونى ميديدى.
گويى تمام ناخالصىها در نماى ساختمانهاى قديمى پاك ميشد و جاى آنها را تهران واقعى ميگرفت.
تهرانى كه اگر چنان بود تبديل به يك شهر توريستى جذاب و ديدنى ميشد.
افسوس كه در واقعیت چنين نبود. علی حاتمی اميدوار بود كه هنوز میشود زشتىهاى حاكم بر نماهاى تهران را پاك كرد؛ لالهزار واقعى را ميتوان زنده كرد و امکان بازسازی فضاى دوران جنگ جهانى دوم و معمارى فاشيستى را در منطقه راه آهن و مولوى تهران و چيت سازى وجود دارد.
اقسوس كه ساختمان قديمى تلگرافخانه در ميدان تويخانه جايش خالى است.
دكور هاى لاله زار كه به بهانه سريال هزاردستان با يارى مرحوم ولیاله خاكدان ساخته شد به بخشى از آرزوهاى حاتمى را جان داد، حتى به دنبال سنگفرش هاى خيابان نادرى بود كه عاقبت يكى از آنها را اتفاقى زير آسفالت بيدا كرديم!
روزى در شهرك سينمايى هنگام ساخت دكورهاى فيلم «جهان بهلوان تختى» از زمين خالى كنار دكور ساختمان شهر دارى رد مىشديم که او گفت؛ اى كاش اينجا دكور ساختمانهاى ميدان بهارستان ساخته مىشد…
دريغ كه عمرش كفاف نداد ولى سالها بس از مرگ حاتمی، سعى كردم ميدان بهارستان و ساختمانهاى اطراف آن و نماى مجلس شورا و ساختمان مشروطه را در همان محل براى فيلم سرزمين كهن به ياد زندهياد حاتمى طراحى و ساخته شود. نه تنها تهران قديم بلكه دوران قاجار را آن طور كه او تصوير كرد مىشناسيم در گشتزنىهايى كه با هم در فيلم جهان بهلوان تختى داشتيم خاطرات زيادى از او دارم و هميشه از كلمات قصاری که میگفت و بى شباهت به ديالوگهايش نبود، لذت مىبردم.
خاطرم هست، روزى در صحن شاه عبد العظيم شاهد كندن چند قبر بوديم و او گفت : هنوز مردههاى اين قبرها نمرده اند!!
…و يا زمانی قرار بود مرگ تختى در فيلم جهان پهلوان، از نگاه يك كارگر كر و لال روایت شود. در جواب پرسش من كه از او پرسیدم؛ چرا كرولال؟! …جواب داد ما هنوز نميدانيم او به قتل رسيده و يا خودكشى كرده. بهتره از نگاه يك كرولال به اين حادثه نگاه كنيم…
ياد و خاطرهاش گرامى باد كه به حق سينماى ملى را زنده كرد.
