با ورود و نفوذ و رسوخ قبیله موریانه‌ها به جای جای کشور و بلعیده شدن تدریجی ستون‌ها و دیوارهای خانه‌های اقتصاد و سیاست و فرهنگ، تمام خانه‌های جامعه و از جمله فرهنگ و هنر توسط موریانه‌های شبه مدیریت‌های هنری، فرهنگی و سینمایی و صدا و سیمایی و سیاسی و اجتماعی به مرز ویرانی و فروپاشی رسیده و دیگر مواد و مصالحی و معماری دلسوزی برای اصلاح این خانه‌ها وجود ندارد و اگر هم دارد، خانه‌نشین شده است.

ازهمین رو، پند و نصیحت و ارایه راهکار به موریانه برای اصلاح خود و خانه‌ها، عبث و خلاف قانون و روند اضمحلال است و نمی‌شود و نمی‌توان در برابر خورندگی و جوندگی غریزی و طبیعی موریانه‌ها ایستاد و آن‌ها را به راه راست هدایت کرد. به ویژه که موریانه‌های مخرب و تاراجگر و ویرانگر هنری و فرهنگی و اجتماعی، ناشنوا و نابینا هستند و اصولا فریاد و دادخواهی از آن‌ها در قبال وظایف و موقعیت‌ها و مقام‌هایی که به ناحق تصرف کرده و جیب‌ها و شکم‌های خود را از غنایم خانه‌ها پر می‌کنند، خردمندانه نیست و کوفتن آب در هاون است.

با آن‌که این اوضاع دهشتناک در همه جا و تمام حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی کشور،آشکار و عریان است، اما تعجب‌آور است که برخی دوستان منقد و هنرمند و.... به جای تمرکز و تلاش و کلان‌نگری در جهت هموار کردن مسیر سازندگی نوین کشور و راه فرهنگ، به پند و نصیحت و انتقاد تکراری از موریانه‌های وزیر و وکیل و مدیر و رئیس و سازمان‌ها و نهادهایی مانند سینما و صدا و سیما که بارها امتحان خود را پس داده و مردود شده‌اند، مشغولند و گمان می‌کنند میخ آهنین بر سنگ فرو می‌رود.

وقتی به صورت عیان شاهد تخریب،ویرانی و نابودی خانه‌های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی هستیم،با نقد و پند که نزد نقد و اصلاح ناپذیران خریدار ندارد که اگر داشت این نقدها طی سال‌ها مکرر عنوان نمی‌شد و وضع هنر و سینما و صدا و سیما و کشور به فاجعه کنونی نمی‌رسید، حال هنر و هنرمند و فرهنگ و مردم خوب نمی‌شود.

در واقع کار به جایی رسیده است که برای نجات خانه‌ها و به خصوص خانه فرهنگ و هنر باید آن‌ها کوبیده شده و از نو و بروز و در خدمت مردم ساخته شوند.

برای این کار و رهایی خانه،باید موریانه‌ها را از میان برداشت.
نه آنکه این موجودات ویرانگر را با نقد و پند به اداره بهینه امور و تولیدات ارزشمند هنری و فرهنگی که در توان و لیاقت آن‌ها نیست، فرا خواند.

این نوع برخورد از چهار حالت خارج نیست:
یک: امیدواری بیش از حد و بیهوده به اصلاحِ اصلاح ناپذیران.
دو: تداوم افشاگری از سر دلسوزی
سه: برخوردهای شخصی و سیاسی و حزبی و چهار: سهم‌خواهی.

اهالی هنر و قلم هم مانند مردم باید به این باور برسند خانه موریانه زده و موریانه‌ها اصلاح‌پذیر نیستند و خانه‌ها باید توسط معماران متخصص از نو ساخته و احیا شوند، بنابراین باید به جای پند و نقد و برخورد و درگیری بدون نتیجه با موریانه‌ها، در اندیشه جاروب آن‌ها و سازندگی بنیادین همه چیز و هنر و فرهنگ با هدف خدمت به جامعه بود.